دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٤٢
| ابن خراسانی جلد: ٣ شماره مقاله:١١٤٢ |
اِبْنِ خُراسانى، ابوالعِزّ محمد بن محمد بن مواهب (٤٩٤- رمضان ٥٧٦ق/١١٠١ -
ژانوية ١١٨١م)، شاعر، عروضى، نحوي و كاتب بغدادي. به سبب نام نيايش از او
به ابن مواهب نيز ياد كردهاند (صفدي، ١/١٥٠؛ ذهبى، سير، ٢١/٨٢). از جزئيات
زندگى وي چندان اطلاعى در دست نيست. احتمالاً در خراسان زاده شده و در
طلب علم به بغداد رفته و همانجا مسكن گزيده است. از اين رو به بغدادي نيز
شهرت يافته است (ابن فوطى، ٤(٣)/٣٧٣؛ ذهبى، ميزان، ٤/٣١؛ همو، العبر، ٣/٧٣).
وي ادب عرب را نزد جواليقى فرا گرفت (ياقوت، ١٩/٤٦؛ ابن قفطى، ٣/٢١٤) و از
ابن نَبْهان و ابوالحسين بن الُطّيوري و ديگر مشاهير عصر خويش حديث شنيد
(ذهبى، سير، همانجا؛ همو، المختصر، ٦٧). بزرگانى چون ابن دبيثى از او حديث
روايت كردهاند. همو، چنانكه خود اشاره كرده (نك: ذهبى، المختصر، همانجا)
اجازة روايت نيز از او گرفته بوده است، اما از آنجا كه در اواخر عمر
فراموشكاري و غفلت بر ابن خراسانىغالبآمدهبود،ذهبى - برخلافگفتةخود در سير
(همانجا) - بعيد مىداند كه ابن دبيثى از او حديث شنيده باشد ( ميزان،
همانجا). ابن حجر (٥/٣٧٠) نيز بر همين عقيده است، حال آنكه ابن دبيثى در
روايت خود تصريح كرده كه قبل از پديد آمدن اين عارضه از او حديث شنيده و
اجازة روايت گرفته بوده است. وي به شوخ طبعى و ذكاوت شهرت داشت و
نكتههاي او نقل محافل علمى بغداد بود (ابن قفطى، ٣/٢١٣-٢١٤؛ ذهبى، العبر،
همانجا).
ابن خراسانى شعر نيز مىسرود و در بديهه سرايى چيره دست بود (عمادالدين،
١(٣)/٢٢٨). گروهى از خلفا، و وزراي عصر خويش را نيز مدح گفته كه از آن
جملهاند: مستر شد (ذهبى، المختصر، همانجا) و مستضىء. وي خليفة اخير را در
مناسبتها و اعياد مختلف چون فتح مصر (٥٦٧ق/١١٧٢م) به دست صلاحالدين ايوبى
و خواندن خطبه به نام خليفه، مدح كرده است (عمادالدين، ١(٣)/٢٣٤- ٢٣٥).
چنانكه گذشت، ابن خراسانى در اواخر عمر به ضعف قواي دماغى دچار گشت (همو،
١(٣)/٢٢٩؛ ذهبى، همانجا) و سرانجام در اوايل ماه رمضان ٥٧٦ درگذشت (ياقوت،
همانجا؛ سيوطى، ١/٢٣٥) و در قبرستان الوردية بغداد كه امروز به مقبرة شيخ
سهروردي مشهور است، به خاك سپرده شد (ابن قفطى، ٣/٢١٤؛ بهجة الاثري،
١(٣)/٢٢٩).
آثار منسوب: ١. ديوان ابن خراسانى در ١٥ مجلد (عمادالدين، ١(٣)/٢٢٨) يا ١٠
مجلد (ياقوت، ١٩/٤٧) بوده كه به نوشتة ابن قفطى (٣/٢١٣) دستنويس شاعر در
زمان او خريد و فروش مىشده است، اما اكنون جز پارهاي اشعار كه در منابع
مختلف چون ابن فوطى (٤(٣)/٣٧٣)، ابن شاكر (٣/٢٣٨- ٢٣٩)، ياقوت (١٩/٤٦-٤٧) و
به خصوص عمادالدين كاتب (١(٣)/٢٢٩-٢٥٢) آمده است، چيزي در دست نيست.
عمادالدين علاوه بر آنچه ظاهراً از ديوان وي برگرفته، در ٥٦١ق چندين قطعه
شعر نيز از خود او شنيده كه براي نوشتن بر حاشية انواع جامهها، هميانها و جز
آنها سروده بوده است (١(٣)/٢٥٢- ٢٥٥)؛ ٢. النوادر المنسوبة الى حدةِ الخاطر
(صفدي، ١/١٥٠؛ ابن شاكر، ٣/٢٣٨؛ ذهبى، العبر، همانجا)؛ ٣. العروض (ياقوت،
١٩/٤٦؛ ابن فوطى، صفدي، همانجاها).
مآخذ: ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدرآباد، ١٤٣١ق؛ ابن شاكر
كتبى، محمد، فوات الوفيات، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٩٧٢م؛ ابن فوطى،
عبدالرزاق، تلخيص مجمع الا¸داب، به كوشش مصطفى جواد، دمشق، ١٩٦٥م؛ ابن
قفطى، على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ بهجة الاثري، محمد، حاشيه بر خريدة القصر (نك: عمادالدين كاتب
در همين مآخذ)؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش بشار عوّاد معروف و
محيىالدين سرحان، بيروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، العبر، به كوشش محمد سعيد بن
بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ همو، المختصر المحتاج اليه من تاريخ
ابن دبيثى، بيروت، ١٩٨٥م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي،
بيروت، دارالمعرفة؛ سيوطى، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم،
قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر،
بيروت، ١٩٦٢م؛ عمادالدين كاتب، محمد، خريدة القصر، به كوشش محمد بهجة
الاثري، بغداد، ١٩٧٦م؛ ياقوت، ادبا. ابوالفضل بيرجندي (رب) ٢٨/٤/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١/٥/٧٧