دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١١٢
| ابن حمزه، شريف حسن جلد: ٣ شماره مقاله:١١١٢ |
اِبْنِ حَمْزه، شريف حسن بن حمزة بن على طبري مرعشى (د ٣٥٨ق/٩٦٩م)،
محدث امامى. نسب او با ٦ واسطه به امام زينالعابدين(ع) مىرسد. خاندان او
كه به جهت انتساب به جدش على مرعش، مرعشى خوانده مىشدند، از علويان
ساكن طبرستان بودند. ابن حمزه خود نيز به گفتة فخر رازي (ص ١٧٠) اهل
طبرستان بود و حتى اعقاب او در آنجا مىزيستند (نك: مروزي، ٧٥، كه در آن حسن
بن حسين تحريف شده است).
آشنايى با زندگى ابن حمزه، به عنوان يكى از حلقههاي مهم سلسله اسناد
آثار سلف اماميه، حائز اهميت است، چنانكه نام او به عنوان راوي آثار در
شرح حال ٩٥ تن از كسانى كه در رجال نجاشى و ٦ تن از كسانى كه در فهرست
طوسى آمده، ذكر شده است. شواهد متعدد دلالت بر آن دارد كه او تحصيل خود را
در طبرستان آغاز كرد و در آنجا از مشايخى چون ابوالعباس احمد بن محمد دينوري
و ابوجعفر محمد بن اميدوار طبري اخذ حديث كرد (نك: ابن بابويه، معانى، ٣١٣؛
غضائري، ٩٩-١٠٠؛ نجاشى، ٦٠). همچنين نام جمعى ديگر از طبريان در ميان مشايخ
او به چشم مىخورد. به گفتة ابن اسفنديار (ص ١٠٢- ١٠٥) ابن حمزه در تاريخى
نامعلوم سفري به مشهد داشته و خود مراحل سفر را به نظم كشيده است. بنابر
نسخهاي از تاريخ طبرستان (نك: ص ١٠٣، حاشية ١) او سالها در مشهد اقامت گزيد و
شايد استماع ابن حمزه از على بن محمد بن قتيبة نيشابوري (نك: ابن شاذان،
٧٦) در همين سفر بوده باشد.
در مطالعة مشايخ ابن حمزه به نام محدثانى برمىخوريم كه نشان مىدهد ابن
حمزه مرحلهاي از تحصيل خود را در قم و ري گذرانده است. از آن جمله
مىتوان محمد بن جعفر اسدي رازي (نجاشى، ٣٤١، ٣٧٣)، احمد بن ادريس قمى
(طوسى، «مشيخة التهذيب»، ٧٢، ٧٤) و محمد بن جعفر بن بطّة قمى (نجاشى، ٢٣، جم)
را نام برد. با توجه به وفات احمد بن ادريس در ٣٠٦ق (همو، ٩٢) و طبقة ديگر
مشايخ قمى وي، و نيز با تكيه بر عدم استماع ابن حمزه از صفار (د ٢٩٠ق) و
كثرت نقل با واسطه از او (همو، جم؛ قس: همو، ١٦٠ كه واسطه از نسخه افتاده
است)، مىتوان ورود او به قم را قدري پس از ٢٩٠ق تخمين زد.
تاريخ مراجعت ابن حمزه از سفر قم و ري حداكثر به ٣١٢ق مىرسد، زيرا بر
اساس سندي كه ابن نوح سيرافى ارائه كرده، او در ايام حكمرانى جعفر بن
حسن ناصر در آمل اخذ حديث كرده است (نك: همو، ٦٠). البته در نسخه رجال
نجاشى تاريخ اين استماع ٣٠٠ق ذكر شده، ولى ظاهراً در نسخ مزبور افتادگى
وجود دارد، زيرا جعفر بن حسن ناصر دو بار در سالهاي ٣٠٦-٣٠٧ و ٣١١-٣١٢ق بر آمل
تسلط داشته است. (نك: ابن اسفنديار، ٢٧٦، ٢٨٦)، از اين رو رقم ٣٠٠ را بايد
تحريف يكى از اين ارقام ياد شده دانست.
از ٣١٢ تا ٣٢٨ق از زندگى ابن حمزه در منابع اطلاعى به دست نرسيده، ولى
مىتوان حدس زد كه او پس از مدتى اقامت در موطن خود آهنگ عراق كرده باشد.
او در ٣٢٨ق از احمد بن محمد بن سعيد بن عقده بهره برده (نك: غضائري، ١٠٠؛
قس: ابن رازي، نوادر، ٣٩، ٤١) و در همين سال هارون بن موسى تلعكبري از او
استماع كرده است (نك: طوسى، رجال، ٤٦٥). با شناختى كه از ابن عقده و
تلعكبري داريم، اين ملاقاتها مىتوانسته در بغداد يا كوفه صورت گرفته باشد،
با توجه به يافت نشدن رواياتى كه ملاقات ابن حمزه با ديگر محدثان مشهور
بغداد را ثابت كند، احتمال كوفه رجحان مىيابد. در حكايتى كه غضائري (ص
٩٩-١٠٠) از خود ابن حمزه نقل كرده، به مراحل تحصيل او در طبرستان، قم و
تكميل آن در عراق اشاره رفته است. ابن حمزه در تاريخى نامشخص، شايد در
جريان سفر به عراق، به حج رفته و در مكه از ابوغانم اسماعيل بن
عبدالرحمان حارثى استماع كرده است (نك: ابن بابويه، فضائل الاشهر، ٣٢).
دربارة فاصلة ٣٢٨ تا ٣٥٦ق از حيات ابن حمزه نيز در منابع سكوتى ديده مىشود،
ولى امكان ورود او به قم و ري، در راه بازگشت به طبرستان، بعيد نمىنمايد.
احتمال دارد استماع محمد بن على بن بابويه قمى و جعفر بن احمد بن رازي از
او در همين سفر بوده باشد (نك: همو، الخصال، ٤٢٠؛ ابن رازي، جامع الاحاديث،
١٥؛ همو، نوادر، ٣٩).
ابن حمزه در ٣٥٦ق به بغداد رفت، و مشايخ آنجا از او استماع كردند (نجاشى،
٦٤؛ طوسى، فهرست، ٥٢؛ قس: همو، رجال، ٤٦٥؛ علامة حلى، ٤٠؛ و ابن داوود حلى،
١١٧ كه در آنها ٣٥٤ يا ٣٦٤ق ضبط شده است). نجاشى بدون تصريح به بازگشتن يا
بازنگشتن او به طبرستان گزارش كرده كه وي در ٣٥٨ق وفات يافته است
(نجاشى، همانجا)، ولى ابن اسفنديار (ص ١٠٢-١٠٣) مرقد او را در آمل دانسته
است و از اين رو وي بايد پس از بغداد به طبرستان بازگشته باشد. در عبارتى
منقول از لمح البرهان شيخ مفيد از يكى از مشايخ خود با عنوان «الشريف
الزكى ابومحمد الحسينى» ياد شده كه بنا به ظاهر عبارت در ٣٦٣ق هنوز زنده
بوده است (نك: ابن طاووس، اقبال، ٥). ولى مشكل بتوان بر اساس اين عبارت
غير صريح در گزارش نجاشى ترديد كرد و وفات ابن حمزه را پس از ٣٦٣ق دانست.
در زمان حكومت اردشير (ظاهراً حسام الدوله پسر كين خواز، د ٦٤٧ق)، بهاءالدين
مامطيري او را بر آن داشت تا مقبرة ابن حمزه را تجديد بنا كند (ابن اسفنديار،
١٠٣).
در مورد مشايخ روايى او بجز آنان كه ياد شد، از محمد بن عبدالله بن جعفر
حميري (نك: مفيد، امالى، ٢٥٣؛ طوسى، امالى، ١/٢٠٦)، على بن ابراهيم قمى
(نجاشى، ١٦، جم؛ طوسى، فهرست، ٦٣، جم)، على بن حاتم قزوينى (مفيد، همان،
٣٣) و محمد بن جرير بن رستم طبري (نجاشى، ٣٧٦) مىتوان نام برد. در سندي در
الاختصاص (مفيد، ٢٢) روايت ابن حمزه از كلينى نيز ديده مىشود (براي ديگر
مشايخ او نك: ابن بابويه، الخصال، ٤٢٠، ٥٣٢؛ همو، عيون، ١/٣٦؛ ابن رازي،
جامع الاحاديث، ١٥؛ مفيد، همان، ٣١٧؛ ٣٣٥؛ طوسى، امالى، ١/١٥٣، ٢٠٧، ٢٠٨؛
٢/٣٢؛ راوندي، ٣٠٩؛ ابن طاووس، فلاح، ١٥٢).
از شاگردان و راويان او نيز بجز موارد مذكور در مقاله، احمد بن محمد بن
عبيدالله ابن عياش جوهري (ابن عياش، ٤٨)، محمد بن احمد ابن شاذان قمى
(ابن شاذان، ٧٦)، احمد بن على بن نوح سيرافى (نجاشى، ٢٦، جم). محمد بن
محمد بن نعمان مفيد (طوسى، فهرست، ٥٢؛ نجاشى، ١٦، جم). حسين بن عبيدالله
غضائري (طوسى، همانجا؛ نجاشى، ٣٧، ٤٥) و احمد بن عبدالواحد ابن عبدون (طوسى،
همانجا؛ همو، «مشيخة التهذيب»، ٣٢) شايان ذكرند (در مورد ديگر راويان وي نك:
خزاز، ٢٦٥، ٢٧١، ٢٨٨؛ ابن طاووس، فلاح، ١٥٢).
از نظر رجالى گرچه توثيقى در مورد ابن حمزه نرسيده، ولى مفيد و طوسى او را
به زهد و ورع و صلاح ستودهاند (مفيد، امالى، ٨، ١٢، ٢٥٣، جم؛ طوسى، فهرست،
٥٢؛ همو، رجال، ٤٦٥) و نجاشى او را از بزرگان طايفة اماميه شمرده است (ص
٦٤). همچنين ابن بابويه و غضائري دربارة او عبارت «رضىالله عنه» به كار
بردهاند (ابن بابويه، الخصال، ٤٢٠، جم؛ غضائري، ٩٩).
ابن حمزه نه تنها در حديث شهرت داشت، بلكه به عنوان فقيه نيز شناخته
مىشده است (نجاشى، ٦٤؛ طوسى، فهرست، ٥٢؛ ابن صوفى ٢٠٩؛ قس: ابن طاووس،
اقبال، ٥). همچنين در برخى منابع از او با عنوان نسب شناس (ابن عنبه،
٣١٤)، اديب (طوسى، رجال، ٤٦٥؛ همو، فهرست، همانجا)، شاعر (ابن شهر آشوب،
معالم، ١٥٠؛ فخررازي، ١٧٠؛ ابن اسفنديار، ١٠٢) و حتى متكلم (همانجا) ياد شده
است و عناوين آثار مفقود او برخى از اين گفتهها را تأييد مىكند.
از جمله آثار متعدد ابن حمزه المبسوط فى عمل يوم و ليلة، الاشفية فى معانى
الغيبة و تباشير الشريعة قابل ذكرند (در مورد اين آثار و جز آن نك: نجاشى، ٦٤؛
طوسى، فهرست، ٥٢؛ ابن صوفى، ٢٠٩).
از اشعار او ابن اسفنديار قصيدهاي در ٣٧ بيت (ص ١٠٣- ١٠٥) و ابن شهر آشوب
يك دو بيتى ( مناقب، ٣/٦٨) نقل كردهاند.
مآخذ: ابن اسفنديار، محمد، تاريخ طبرستان، به كوشش عباس اقبال، تهران،
١٣٢٠ش؛ ابن بابويه، محمد، الخصال، به كوشش على اكبر غفاري، قم، ١٤٠٣ق؛
همو، عيون اخبار الرضا(ع)، نجف، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ همو، فضائل الاشهر الثلاثة، به
كوشش غلامرضا عرفانيان، نجف، ١٣٩٦ق؛ همو، معانى الاخبار، به كوشش علىاكبر
غفاري، قم، ١٣٦١ق؛ ابن داوود حلى، حسن، الرجال، به كوشش جلال الدين
محدث، تهران، ١٣٤٢ش؛ ابن رازي، جعفر، جامع الاحاديث؛ همو، نوادر الاثر،
تهران، ١٣٦٩ق؛ ابن شاذان، محمد، مائة منقبة، قم، ١٤٠٧ق؛ ابن شهر آشوب،
محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١م؛ همو، مناقب، قم، چاپخانة علميه؛
ابن صوفى، على، المجدي، قم، ١٤٠٩ق؛ ابن طاووس، على، اقبال، ايران،
سنگى، ١٣٢٠ق؛ همو، فلاح السائل، قم، دفتر تبليغات اسلامى؛ ابن عنبه، احمد،
عمدة الطالب، نجف، ١٣٨٠ق/ ١٩٦١م؛ ابن عياش جوهري، احمد، مقتضب الاثر، قم،
چاپخانه علميه؛ خزاز، على، كفاية الاثر، قم، ١٤٠١ق؛ راوندي، سعيد، قصص
الانبياء، به كوشش غلامرضا عرفانيان، مشهد، ١٤٠٩ق؛ طوسى، محمد، امالى، بغداد،
١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ همو، رجال، به كوشش محمد صادق بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛
همو، فهرست، به كوشش محمدصادق بحرالعلوم، نجف، كتابخانة مرتضويه؛ همو، «
مشيخة التهذيب »، شرح مشيخة تهذيب الاحكام حسن موسوي خرسان، ١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛
علامة حلى، حسن، رجال، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ غضائري، حسين، «تكملة»، رسالة
ابى غالب الزراري فى آل اعين، اصفهان، ١٣٩٩ق؛ فخر رازي، محمد، الشجرة
المباركة، قم، ١٤٠٩ق؛ مروزي، اسماعيل، الفخري، قم، ١٤٠٩ق؛ مفيد، محمد،
الاختصاص، به كوشش على اكبر غفاري، قم، منشورات جماعة المدرسين؛ همو،
الامالى، به كوشش غفاري و استاد ولى، قم، ١٤٠٣ق؛ نجاشى، احمد، رجال، به
كوشش موسى شبيري، قم، ١٤٠٧ق. احمد پاكتچى (رب) ٣٠/٣/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٤/٧٧