دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٦
| ابن حماد، ابوحيان جلد: ٣ شماره مقاله:١١٠٦ |
اِبْنِ حَمّاد، ابوحيّان اسماعيل بن حمّاد بن ابو حنيفة كوفى، قاضى و فقيه
حنفى (د ٢١٢ق/٨٢٧م). نياي بزرگ او اهل كابل بود و برخى او را منسوب به
بابل يا انبار يا نسا يا ترمذ دانستهاند (ابن نديم، ٢٥٥؛ ابن خلكان، ٥/٤٠٥).
از اسماعيل نقل شده است كه: من اسماعيل بن حمّاد ابن نعمان بن ثابت بن
نعمان بن مرزبان، از آزادگان فارس هستم و خداوند هرگز ما را به بردگى
نيفكنده است. اسماعيل، فقه را بر مذهب جدّش ابوحنيفه از پدرش حماد و حسن
بن زياد فرا گرفت. ولى جدش را درك نكرد (عباس، ٧/٣٤٩) و نيز از مالك بن
مِغْوَل و محمد بن عبدالرحمان بن ابى ذئب و ابوشهاب حنّاط حديث شنيد
(خطيب، ٦/٢٤٣). ابن حماد در ١٩٤ق قاضى رصافه بوده (همانجا) و پس از قاسم
بن معن قاضى كوفه شد (صيمري، ١٤٥) و پس از محمد بن عبدالله انصاري از
جانب محمد امين به قضاوت جانب شرقى بغداد رسيد و مدتى بعد كنار رفت (خطيب،
٦/٢٤٣-٢٤٤). در ٢٠٨ق محمد بن سماعه - قاضى جانب غربى بغداد (ابن نديم، ٢٠٥)
- از قضاوت استعفا كرد و مأمون پس از پذيرفتن استعفاي او اسماعيل بن حماد را
به جاي او تعيين كرد (طبري، ٨/٥٩٧).
همچنين هنگامى كه مأمون يحيى بن اكثم را از قضاي بصره معزول كرد، ابن
حماد به جاي او تعيين شد و در ٢١٠ق به بصره آمد (وكيع، ١٦٧).
ابن حمّاد پس از سالى از قضاي بصره بركنار و عيسى بن ابان به جاي او
منصوب شد (خطيب، ٦/٢٤٤)، اما صيمري مىنويسد كه او در آن مقام بود تا به
بيماري فالج مبتلا گرديد (ص ١٤٣). ابن ابى الوفا (ص ١٤٨) از قضاوت او در
رقّه نيز ياد كرده است. وكيع (٢/١٦٧- ١٦٩) و صيمري (ص ١٤٣- ١٤٥) از ابن حماد
و قضات او نكتههاي متعدد و جالبى نقل كردهاند و اولى، او را سلفى مذهب
خوانده است. از محمد بن عبدالله انصاري نقل شده است كه از روزگار عمر بن
خطاب تا دوران او قاضيى داناتر از ابن حماد نيامده و او در امر قضا از حسن
بصري نيز برتر بوده است (خطيب، ٦/٢٤٤؛ ذهبى، ميزان، ١/٢٢٦). ابن عدي
جرجانى (١/٣٠٨) ابن حماد و پدر و جدش را در شمار ضعفا آورده است. ابن جوزي
(١/١١٠) و ذهبى ( المغنى، ١/٨٠؛ ميزان، ١/٢٢٦) نيز همين قول را نقل كردهاند.
از ابن حمّاد، غسان بن مفضل غلابى، عمر بن ابراهيم ثقفى (يا نسفى: ابن
ابى الوفا، ٤٨)، سهل بن عثمان عسكري، عبدالمؤمن على رازي (خطيب، ٦/٢٤٣)،
زعفرانى و عمر بن عبدالله اودي روايت كردهاند. (ابن ابى حاتم، ١(١)/١٦٥) و
ابوسعيد بردعى از او فقه آموخت (ابن ابى الوفاء، ١٤٨). از سعيد بن سلم
باهلى نقل شده است كه ابن حماد در دارالمأمون گفت كه: قرآن مخلوق است و
اين دين من و پدر و جدّ من است (ابن عدي، ١/٣٠٨). از سبط ابن جوزي نقل
شده است كه ابن حماد اين سخن را از روي تقيّه در برابر مأمون گفته است
(صفدي، ٩/١١١). وي به زهد و عبادت و عدل در احكام مشهور بود (ذهبى، العبر،
١/٢٨٤).
از آثار او الجامع فى الفقه، الردّ على القدرية، رسالهاي به بستى و كتاب
الارجاء را نام بردهاند (ابن ابى الوفا، ١٤٨).
مآخذ: ابن ابى حاتم، محمد، الجرح و التعديل، بيروت، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن ابى
الوفاء، عبدالقادر، الجواهر المضيئة، حيدرآباد دكن، ١٣٣٢ق؛ ابن جوزي،
عبدالرحمان، كتاب الضعفاء و المتروكين، به كوشش ابوالفداء عبدالله قاضى،
بيروت، ١٤٠٦ق؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن عدي جرجانى، عبدالله، الكامل فى
ضعفاء الرجال، بيروت، ١٤٠٤ق؛ ابن نديم، الفهرست؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ
بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق/ ١٩٣٠م؛ ذهبى، محمد، العبر، به كوشش
محمدسعيدبنبسيونىزغلول،بيروت،١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ همو، المغنى فى الضعفاء، به
كوشش نورالدين عتر، حلب، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش على
محمد بجاوي، بيروت، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛ صفدي، خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش
فان اس، بيروت، ١٣٩٣ق/ ١٩٧٣م؛ صيمري، حسين، اخبار ابى حنيفة و اصحابه،
بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ طبري، محمد، تاريخ، به كوشش ابوالفضل ابراهيم،
بيروت، ١٩٦٠- ١٩٦٨م؛ عباس، احسان، تعليقات بر وفيات (نك: ابن خلكان در
همين مآخذ)؛ وكيع، محمد، اخبار القضاة، بيروت، عالم الكتب. محمد آصف فكرت
(رب) ٢٧/٣/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٤/٧٧