دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١١٠٣
| ابن حضرمی جلد: ٣ شماره مقاله:١١٠٣ |
اِبْنِ حَضْرَمى، عبدالله بن عمرو (عامر؟) بن عبدالله بن عماد (مق
٣٨ق/٦٥٨م)، از امراي طرفدار بنىاميه كه در كشمكشهاي امويان با على بن
ابى طالب(ع) بر سر خلافت نقش مهمى داشت.
دربارة ابن حضرمى و وقايعى كه به قتل او انجاميد، منبع اصلى كه به ذكر
جزئيات حوادث پرداخته، كتاب الغارات ثقفى كوفى (د ٢٨٣ق/ ٨٩٦م) است و
نويسندگان متأخرتر چون طبري، ابن اثير و ابن ابى الحديد، بيشتر مطالب خود
را، صرف نظر از پارهاي اختلافها، از آن برگرفتهاند؛ منابع متقدم بر الغارات
چون تاريخ خليفة بن خياط، طبقات ابن سعد، المحبر ابن حبيب و انساب الاشراف
بلاذري، چندان به ايجاز گراييدهاند كه در مقايسه با الغارات تقريباً
بىفايده به نظر مىرسند.
پدر عبدالله يعنى عمرو بن عبدالله، هم پيمان حرب بن اميه، در ٢ ق/ ٦٢٣م
در سرية نخله به دست واقد بن عبدالله تميمى كشته شد. او نخستين كس از
مشركان بود كه به دست مسلمانان به قتل رسيد. (واقدي، ١/١٤- ١٨؛ ابن حجر،
٢/٤٩٧، ٤٩٨). اين واقعه مىبايست در عبدالله كه گويا به هنگام قتل پدر
كودكى بيش نبود (همو، ٢/٣٥١) تأثير بسيار نهاده باشد، زيرا تا آخر عمر هم
پيمان وفادار امويان و دشمن سرسخت هاشميان خاصه على بن ابى طالب(ع)
باقى ماند. وي در ٣٥ق عامل عثمان در مكه بود (طبري، ٦/٣٠٥٧) و پس از قتل
خليفه، نخستين كسى بود كه دعوت عايشه را براي خونخواهى عثمان پذيرفت
(همو، ٦/٣٠٩٨). از اين رو، معاويه به پيشنهاد صحار بن عباس عبدي (يا صحار بن
عبدالقيس) و تأييد عمروعاص، ابن حضرمى را براي تسلط بر يصره و برانگيختن
مردم به خونخواهى عثمان بر ضد على بن ابىطالب(ع) انتخاب كرد (ثقفى،
٢/٣٧٥-٣٨٦؛ قس: ذهبى ٢/١٨٢). در آن هنگام عبدالله بن عباس كه از سوي
على(ع) امارت بصره داشت، نزد آن حضرت به كوفه رفته و زياد بن ابيه را
به جاي خود در بصره گمارده بود (طبري، ٦/٣٤١٤).
ابن حضرمى چون به بصره رسيد، نزد بنى تميم در خانة سنبيل سكنى گزيد و
مخالفان على(ع) و شيوخ شهر را به گرد خويش جمع آورد و آنان را به
خونخواهى عثمان برانگيخت (خليفة بن خياط، ١/٢٢٣؛ ثقفى، ٢/٣٧٨- ٣٧٩، ٣٩١). زياد
بن ابيه بيمناك شد و با موجودي بيتالمال به صبرة بن شيمان ازدي پناه برد
و از آنجا عبدالله بن عباس را از واقعه آگاه ساخت (همو، ٢/٣٩٠؛ خليفة بن
خياط، همانجا). آنگاه به تشويق ابوالاسود دوئلى و پايمردي صبرة بن شيمان،
پس از خطبهاي كه در برابر ازديان ايراد كرد، توانست آنان را كه در جنگ
جمل دشمن على(ع) بودند، به خود متمايل سازد. از آن سو پس از خروج زياد از
دارالاماره، طرفداران ابن حضرمى بر آن شدند كه او را در بصره به امارت
گمارند، اما ازديان مانع شدند و نزديك بود كه كار به نزاع بينجامد كه با
وساطت احنف بن قيس، هر دو طرف عقب نشينى كردند (ثقفى، ٢/٣٩١-٣٩٣). على(ع)
پس از آگاهى از واقعه، اعين بن ضبيعة مجاشعى را كه از بنى تميم بود، براي
فرونشاندن فتنه به بصره فرستاد. اعين در بصره با اينكه توانست برخى از
بنى تميم را از ياري ابن حضرمى باز دارد، ولى به دست گروهى كه احتمالاً
از خوارج بودند، در بستر زخم خورد و به هنگام گريز كشته شد (همو، ٢/٣٩٦-٤٠٠).
على(ع) سپس جاربة بن قدامة السعدي - از بنى تميم - را به درخواست زياد بن
ابيه همراه با ٥٠ يا ٥٠٠ تن (طبري، ٦/٣٤١٧) به بصره فرستاد (ثقفى، ٢/٤٠١،
٤٠٢). وي در بصره، نامه على(ع) را بر ازديان خواند و چون از وفاداري آنان
مطمئن شد (همو، ٢/٤٠٢-٤٠٤) به ميان قوم خود، بنى تميم رفت، ولى نتوانست
آنان را از گرد ابن حضرمى بپراكند و حتى تميميان با او به ستيز برخاستند
(همو، ٢/٤٠٧؛ قس: طبري، همانجا، كه از گرايش آنها به جاريه سخن گفته است).
جاريه نيز به ازديان كه زياد را به دارالاماره بازگردانده بودند، پيغام داد
كه نزد وي حاضر شوند. ازديان پس از گردآمدن نزد جاريه، به سوي ابن حضرمى
رفتند. ابن حضرمى به مقابلة آنان آمد و پس از ساعتى جدال با ٧٠ تن از
يارانش به خانه سنبيل عقب نشست و در آنجا موضع گرفت. جارية بن قدامه نيز
بلافاصله آن خانه را به آتش كشيد و ابن حضرمى با يارانش در آن واقعه به
قتل رسيدند (ابن حبيب، ٢٩٠؛ ثقفى، ٢/٤٠٧، ٤٠٨).
مآخذ: ابن حبيب، محمد، المحبر، بيروت، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد،
الاصابة فى تمييز الصحابة، قاهره، ١٣٢٨ق/١٩١٠م؛ ثقفى كوفى، ابراهيم،
الغارات، به كوشش جلال الدين محدث، تهران، ١٣٥٥ش؛ خليفة بن خياط، تاريخ،
به كوشش سهيل زكار، دمشق، ١٩٦٨م؛ ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، قاهره،
١٣٦٨ق/ ١٩٤٩م؛ طبري، تاريخ؛ واقدي، محمد، المغازي، به كوشش مارسدن جونز،
لندن، ١٩٦٦م. سيد صادق سجادي (رب) ٢٧/٣/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٠/٤/٧٧