دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٨٧
| ابن حجر هيتمی جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٨٧ |
اِبْنِ حَجَرِ هَيْتَمى، شهاب الدين ابوالعباس احمد بن بدرالدين محمد بن
شمسالدين محمد بن نورالدين على بن حجر هيتمى سعدي انصاري (٩٠٩ - رجب
٩٧٤ق/١٥٠٣-١٥٦٧م)، فقيه، عالم و مؤلف پركار شافعى. نسبتهاي هيتمى و سعدي
از محلة ابوالهيتم در ايالت غربيه و قبيلة بنى سعد در ايالت شرقية مصر گرفته
شده است. اگر چه خانوادة او را از انصار شمردهاند، اما او از افزودن نسبت
انصاري به نام خويش خودداري مىكرد. جدّ بزرگ او كه اصلاً از اهالى
سَلمُنت (نزديك عين الشمس در مصر: ياقوت، ٣/٢٣٨) بود، چون كم سخن مىگفت،
حَجَر لقب يافت و ابوالعباس نيز از همين روي به ابن حجر معروف شد.
ابن حجر در كودكى قرآن و قدري از منهاج نَوَوي را حفظ كرد و چون پدرش و
سپس جدش حجر درگذشتند، سرپرستى او را دو دانشمند بزرگ آن روزگار شمسالدين
ابن ابى الحمايل (د ٩٣٢ق/ ١٥٢٦م) و شمسالدين شناوري كه از استادان پدرش
بودند، به عهده گرفتند. وي پس از فراگرفتن مقدّمات در اوايل ٩٢٤ق كه حدود
١٤ سال داشت، به جامعالازهر رفت و با وجود خردسالى با دانشمندان مصر همنشين
شد و از شاگردان ابن حجر عسقلانى كه بزرگترين آنان شيخ الاسلام زكريّا بود
دانش آموخت (مقدمة الفتاوي، ١/٣). نويسندة مقدمة الفتاويِ ابن حجر (١/٤) نام
چند تن از ديگر استادان او از جمله عبدالحق سنباطى (د ٩٣١ق/١٥٢٥م) و محمد
بن سالم طبلاوي (د ٩٦٦ق/ ١٥٥٩م) را آورده است. ابن حجر، خود در معجم
مشايخ نام استادان خويش را ذكر كرده (نك: آثار) و نام بعضى از آنان نيز در
النور السافر عيدروس (ص ٢٥٩-٢٦٠) آمده است. در اواخر ٩٢٩ق در حالى كه هنوز
٢٠ سالش تمام نشده بود، از رملى و طبلاوي و ديگران اجازة افتاء و تدريس
گرفت (مقدمة الفتاوي، همانجا) و در دانشهاي گوناگون چون تفسير، حديث، كلام،
اصول و فروع فقه، فرايض (تقسيم ارث)، حساب، ادبيات، منطق و تصوف سرآمد
گشت (عيدروس، ٢٦٠). در ٩٣٢ق/١٥٢٦م با مساعدت شناوي با خواهرزادة او ازدواج
كرد. در ٩٣٣ ق به حج رفت و سال بعد نيز در مكه ماند. در آن سال به انديشة
تأليف در موضوع فقه افتاد و چون به مصر برگشت متن الروض ابن مقري (د
٨٣٧ق/١٤٣٤م) را اختصار و شرح كرد. در ٩٤٠ق دوباره به حج رفت و در مكه
مقيم شد و به تأليف، افتاء و تدريس مشغول گشت (مقدمة الفتاوي، همانجا) و
سرانجام همانجا درگذشت و در معلاة در آرامگاه طبريين دفن شد (عيدروس، ٢٥٨).
ابن حجر در روزگار خويش از مرتبة والايى برخوردار بود، چنانكه در سرزمين حجاز
ائمة وقت به او اقتدا مىكردند (همو، ٢٥٩). او را ناشر علوم امام شافعى
خواندهاند (همو، ٢٥٨). مسائل فقهى را از بلاد دور همچون مليبار (مالابار) و
كاليكوت هند از او مىپرسيدهاند (سيد، ٢/١٦١) و همايون پادشاه مغولى هند از او
خواست تا كتابى در ردّ بدگويان معاويه تأليف كند (نك: الصواعق المحرقة، در
همين مقاله).
ابن حجر، چنانكه در ذكر آثار او ياد خواهيم كرد، مطالبى در فضايل و مناقب
اهل بيت نوشته، اما بيشتر به ردّ شيعه نظر داشته است. او به معاويه ارادت
مىورزيده، چنانكه يكى از تأليفات خود را به او اختصاص داده، و به نفى كفر
يزيد هم بىعلاقه نبوده است (نك: آثار).
نظريات ابن حجر مورد انتقاد شديد علماي عصر قرار مىگرفت و گاهى اين انتقاد
به سر حدّ تكفير مىرسيد، چنانكه هنگام تأليف قواطع الاسلام در ٩٤٢ق/١٥٣٥م
علما، فتاواي او را كفر شمردند. همچنين ابن زياد، مفتى زَبيد (د ٩٧٥ق/١٥٦٨م)
به كتاب قرّة العين او خرده گرفت. ابن حجر در هر دو مورد كتابهايى در دفاع
از خويش نوشت كه در آثار او ذكر شده است. غزّي شعري منسوب به او را نقل
كرده و آن را ركيك خوانده است (٣/١١٢).
ابن حجر علاوه بر آنكه در اغلب آثارش شيوة منتقدانه دارد، صريحاً به ردّ
آراي بعضى از علما مىپردازد كه در بحث آثار او به شرح آنها خواهيم پرداخت.
از شاگردان ابن حجر، برهان بن احدب (ابن عماد، ٨/٣٧١) و محمد بن عبدالعزيز
زمزمى مفتى مكه (غزي، ٣/١١١) را نام بردهاند.
آثار: ابن حجر مؤلفى پركار بود و در زمينههاي قرائت، فقه شافعى، حديث،
كلام، ادبيات، تعليم و تربيت، تصوف و جز آنها به تأليف پرداخت.
آثار چاپى: ١. اتمام النعّمة الكبري على العالم بمولد سيد ولد آدم. اين
كتاب در ١٤٠٤ق/١٩٨٤م در استانبول به چاپ رسيده است. قس: تحفة الاخبار فى
مولد المختار كه در دمشق، ١٢٨٣ق منتشر شده است (سركيس، ٨٢). ٢. اعلام
بقواطع الاسلام. اين كتاب در توجيه مسألهاي است كه در ٩٤٢م در مكه فتوا
داده بوده و بعضى از علما بر او اعتراض نموده و تكفيرش كرده بودند. اين
كتاب در مصر (١٢٩٣ق) و نيز در ذيل زواجر چاپ شده است. ٣. تحفة المحتاج فى
شرح المنهاج، در فقه شافعى. اين كتاب شرحى است بر منهاج الطالبين
محيىالدين نووي (د ٦٧٦ق/١٢٧٧م) (مصر، ١٢٨٢، ١٢٩٠، ١٣١٥ق). ٤. تطهير الجنان و
اللسان عن الخطور و التفوّه بثلب سيدنا معاوية ابن ابى سفيان، در ستايش
معاويه. اين كتاب در مصر (١٣٠٧ق) در حاشية الصواعق، و در بيروت
(١٤٠٥ق/١٩٨٥م) مستقلاً به چاپ رسيده است. ٥. الجوهر المنظم فى زيارة القبر
المكرم. در اين كتاب آداب زيارت پيامبر بر مشرب صوفيان و دفاع از آن بيان
شده است (مصر، ١٢٧٩، ١٣٠٩ق). ٦. حاشيه بر ايضاح نووي در مناسك (مصر، ١٣٢٣،
١٣٢٩ق، ١٩٦٩م). ٧. الخيرات الحسان فى مناقب الامام الاعظم ابى حنيفة
النعمان (مصر، ١٣٠٥ق). مؤلف در اين كتاب به ردّ مطاعن غزالى پرداخته است.
٨. الزواجر عن افتراف الكبائر، مجموعهاي است از احاديث دربارة گناهان كبيره
(مصر، ١٢٨٤، ١٣١٠، ١٣٣١ق). ٩. شرح قصيدةالبردة (مصر، ١٣٢٢ق). ١٠. شرح بر
مختصرالمقدمةالحضرمية از عبدالله بن عبدالرحمان حضرمى (مصر، ١٣٠١، ١٣٠٣،
١٣٠٩ق). ١١. الصواعق المحرقة فى الرّدّ على اهل البِدّع و الزندقة (مصر،
١٣٠٧ق، لاهور، ١٨٩٥م).
مؤلف در مقدمة كتاب مىنويسد كه از او خواسته شده بود تا كتابى در حقانيت
خلافت ابوبكر و عمر بنويسد و در رمضان ٩٥٠/ دسامبر ١٥٤٣ به سبب بسياري شيعيان
در مكه از او خواستند تا آن كتاب را در مسجد الحرام اقراء كند. وي بعداً
اضافاتى در حقانيت خلفاي چهارگانه بر كتاب نوشت و آن را الصواعق المحرقة
نام نهاد. از دو كتاب كه در رد صواعق تأليف شده اطلاع داريم: البحار
المغرقة، از احمد بن محمد المرتضى (د ١٠٣٩/١٦٣٠م)، صنعاء (عيسوي، ١٤٠) و
الصوارم المهرقة از قاضى نورالله شوشتري (د ١٠١٩ق/١٦١٠م) (تهران، ١٣٦٧ش).
١٢. الفتاوي الحديثية (مصر، ١٣٠٧، ١٣٢٨، ١٣٢٩، ١٣٩٠ق). چنانكه در مقدمة كتاب
ياد شده ذيلى است بر فتاواي فقهية مؤلف. مطالب اين كتاب را پاسخ به
پرسشهايى كه از او شده است تشكيل مىدهد و از «قرائت سورة اخلاص» آغاز شده
و به «معناي توحيد صوفيان» پايان مىپذيرد. ١٣. الفتاوي الكبري الفقهية (مصر،
١٣٠٨، ١٣٣٣ق، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م). اين كتاب نيز پاسخ به پرسشهاست و به
شكل ابواب فقهى مرتب شده است. ١٤. فتح الجواد فى شرح الارشاد كه شرح
ارشاد ابن مقري در فقه شافعى است (مصر، ١٣٠٥ق). ١٥. الفتح المبين كه شرح
اربعين نووي است (مصر، ١٣٠٧ق). ١٦. القول المختصر فى علامات المهدي
المنتظر. ابن كتاب يك بار به صورت عكسى در استانبول به چاپ رسيده است
(در مورد نسخههاي خطى آن نك: طباطبائى، ٩٨-١٠١). ١٧. كفّ الرّعاع عن
محرّمات اللّهو و السّماع. ابتدا در مصر در ذيل الزواجر و سپس در بيروت
(١٤٠٦ق/١٩٨٦م) به طور مستقل به چاپ رسيده است. او اين كتاب را در واقع
در ردّ كتاب فرح الاسماع تونسى نوشته است. در اين كتاب تحريم انواع
موسيقى و انواع بازي بيان شده است و علاوه بر آنكه از نظر فقه شافعى مهم
است، از نظر جامعهشناسى نيز اهميت دارد، زيرا در آن انواع سازها و آلات
موسيقى و نيز انواع بازيهاي مرسوم در سدة ١٠ق/١٦م در آن ناحيه تعريف شده
است. ١٨. مبلغ الارب فى فخر العرب. در ١٩٨٧م به كوشش مجدي السيد ابراهيم
در قاهره به چاپ رسيده است. ١٩. مناسك الحج. مكّرر چاپ شده است، از آن
جمله در مصر يك بار در ١٣٢٣ق و بار ديگر در ١٩٦٩م. ٢٠. المنح المكّية. شرح
قصيدة همزية بوصيري (د ٦٩٦ق/١٢٩٧م) موسوم به امّ القري فى مدح خير الوري
است (مصر، ١٢٩٢ و ١٣٠٧ق). ٢١. النخب الجليلة فى الخطب الجزيلة، (مصر، ١٢٩٠ و
١٣١٠ق).
آثار خطى: ١. اتحاف اخوان الصفاء بنبذ من اخبار الخلفاء. ظاهراً مؤلف اين
كتاب را پيش از الصواعق المحرقة تأليف كرده است و الصواعق چنانكه در مقدمه
آن اشاره شده تأليف مجدد و مشروحى از اين كتاب است، (پرچ، شم .(١٥٨٧ ٢.
اشرف الوسائل الى فهم الشمائل كه شرح شمائل ترمذي است و نسخههاي خطى
آن در كتابخانههاي كوپريلى (كوپريلى، ١/١٦٥، ٢/٤٢٦)، بيرمنگام (هاپ وود، شم
١٢٤ )، خديويه (خديويه، ١/٢٦٧)، آصفيه (آصفيه، ٤/٣٧٦)، جامع كبير صنعا
(رقيحى، ١/٤٧٣)، اوقاف بغداد (طلس، ٥١)، دارالكتب مصر (سيد، ١/٥١)، سليمانيه
(محمد، ١/١٠٠) و دانشگاه پنجاب (كوكب، شم نگهداري مىشود. ٣. قواطع الاسلام.
فتاوايى است كه در ٩٤٢ق/ ١٥٣٥م در مكه بيان كرده است و گروهى از علما بر
او خرده گرفته و آن فتاوي را كفر شمردهاند (خديويه، ٧/١٩٤؛ سيد، ٢/٢٢). ٤.
معجم مشايخ. در اين كتاب مؤلف استادان خويش و نيز كتابهايى را كه اجازة
روايت آنها را گرفته تا ٩٧٠ق/١٥٦٣م ياد كرده است. نسخههايى از اين كتاب
به نامهاي اجازات ابن حجر و ثبت ابن حجر در كتابخانههاي اوقاف بغداد
(طلس، ٣٤)، برلين ( آلوارت، شم و معجم ابن حجر در كتابخانة خديويه (خديويه،
١/٢٥١) موجود است. در مورد نسخههاي خطى برخى ديگر از آثار او به بروكلمان
مراجعه شود II/١٨٥,) GAL, GAL,S,I/٦ ٥٥٥; ٥٢٩, ٥٢٧, ٥١١, ٥٠٨, ٢٢٣, .(١٩٦,
مآخذ: ابن حجر هيتمى، احمد، الفتاوي الكبري الفقهية، بيروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥١ق؛ آصفيه، خطى؛ خديويه،
فهرست؛ رقيحى، احمد و ديگران، فهرست مخطوطات مكتبة الجامع الكبير صنعاء،
صنعا، ١٩٨٤م؛ سركيس، خطى؛ سيد، خطى؛ طباطبائى، عبدالعزيز، «اهل البيت فى
المكتبة العربية»، تراثنا، شم ١٨؛ طلس، محمد اسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن
الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق؛ عيدروس، عبدالقادر، النور السافر، بيروت،
١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ عيسوي، احمد محمد و محمد سعيد مليح، فهرست المخطوطات الغريبة
بالجامع الكبير بصنعاء، ١٩٧٨م؛ غزي، نجمالدين، الكواكب السائرة، به كوشش
جبرائيل سليمان جبور، بيروت، ١٩٥٩م؛ كوپريلى، خطى؛ محمد، محمود احمد، فهرس
مخطوطات مكتبة الاوقاف المركزية فى السليمانية، بغداد، وزارة الاوقاف؛ مقدمة
الفتاوي (نك: ابن حجر در همين مآخذ)؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Ahlwardt; GAL; GAL,S; Hopwood, Derek, Catalogue of the Mingana Collection of
Manuscripts, Birmingham, ١٩٨٣; Kaukab, Qazi Abdul Nabi, Handlist of Arabic
Manuscripts in the Punjab University Library, Lahore, ١٩٨٢; Pertsch, Wilhelm,
Die arabischen Handschriften der herz N glichen Bibliothek zu Gotha, Gotha,
١٨٧٨-١٨٩٢.
محمدآصف فكرت (رب) ١٧/٣/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٢٦/٣/٧٧