دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧٧
| ابن حيان جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٧٧ |
اِبْنِ حِبّان، ابوحاتم، محمد بن حبان بن احمد بن حبان (ح ٢٧٠- ٢١ شوال
٣٥٤ق/٨٨٣ -٢٠ اكتبر ٩٦٥م)، محدث، فقيه شافعى، مورخ و لغوي تميمى بُستى.
زادگاه و تاريخ تولد وي دقيقاً دانسته نيست. ابن حبان در بُست (شهري
قديمى در جنوب شرقى افغانستان كنونى) از ابواحمد اسحاق ابن ابراهيم و
ابوالحسن محمد بن عبدالله بن جنيد (ياقوت، ١/٦١٣) و ديگران مقدمات علوم را
فرا گرفت و سپس براي تكميل دانش خود در ٣٠٠ق/٩١٣م به نيشابور رفت (قفطى،
٣/١٢٢) و اين، سرآغاز سفرهاي علمى وي بوده است (ذهبى، ميزان، ٣/٥٠٦). در
نيشابور از ابوالعباس محمدبناسحاقسراج و ديگران استماع حديث كرد
(ياقوت،همانجا)، و در جست و جوي حديث به بسياري از شهرهاي خراسان و
ماوراءالنهر، عراق، حجاز، شام و مصر سفر كرد و چنانكه نوشتهاند مسافت طولانى
و حوزة گستردهاي از شاش (چاچ = تاشكند كنونى) تا اسكندريه را پيمود (سمعانى،
٢/٢٢٥). مشايخ او به گفتة خود وي بيش از دو هزار تن بودهاند (ابن بلبان،
١/٨٤). در هرات از ابوبكر محمد بن عثمان دارمى، در ري از ابوالقاسم عباس بن
فضل مقري، در بصره از ابوخليفه فضلالله بن حباب جمحى، در بغداد از
ابوالعباس حامد بن محمد بن شعيب بلخى، در مكه از ابوبكر محمد بن ابراهيم
بن منذر نيشابوري، در دمشق از ابوالحسن احمد بن عمير بن جوصا، در بيروت از
محمد بن عبدالله بن عبدالسلام بيروتى، در بيتالمقدس از عبدالله بن محمد
بن مسلم مقدسى و در مصر از ابوعبدالرحمان احمد بن شعيب نسائى و گروه
بسياري از ديگر فقيهان و محدثان اين طبقه در شهرهاي مختلف ديگري كه در
مسير سفرهاي وي قرار داشته، استماع حديث كرده و دانش اندوخته كه اسامى
شهرها و شيوخ وي را ياقوت (١/٦١٣ - ٦١٥) به تفصيل ياد كرده است. وي پس از
سفري طولانى در ٣٣٤ق به نيشابوررفت و جمعبسياري
ازاونقلحديثكردهاند(سمعانى،همانجا). ابن حبان بار ديگر نيز در ٣٣٧ق به
نيشابور رفت و در باب الرازيّين خانقاهى بنا كرد و در آنجا كتب خويش را
تدريس مىكرد (همانجا). مدتى نيز در سمرقند فقه تدريس مىكرد (ابن شاكر،
١١/١٤٩-١٥٠). شاگردان وي بسيارند كه مىتوان از آن ميان به ابوعبدالله بن
مندة اصفهانى، ابوعبدالله بن بيع حاكم نيشابوري، ابوعبدالله محمد بن احمد
ابن غنجار، ابوعلى منصور بن عبدالله بن خالد ذُهلى هروي اشاره كرد. ياقوت
(١/٦١٥) از علما و فقها و محدثينى كه از او روايت كردهاند به تفصيل ياد كرده
است.
تراجم نويسان و مورخان از ابن حبان دو چهرة متفاوت و گاه متضاد ترسيم
كردهاند: برخى وي را ثقه (ابن شاهين، ٢٩٦)، حافظى بزرگوار (ابن ماكولا،
١/٤٣٢) و عالم به متون و اسانيد حديث (ياقوت، ١/٦١٣) دانستهاند. اما دستهاي
چهرهاي منفى از وي به دست دادهاند. مثلاً ابوالفضل احمد بن على بيكندي
او را دروغگو و همنشين با قرامطه و فردي دانسته كه با نوشتن كتابى براي
قرمطه به مقام قضاي سمرقند رسيده است (ياقوت، ١/٦١٩ -٦٢٠). ابوعمرو ابن
صلاح گفته كه وي داراي اشتباهات فاحشى بوده است (ذهبى، ميزان، ٣/٥٠٧)،
اما مهمترين دلايلى كه سبب طعن مخالفان بر او شده يكى اين است كه گفته
شده وي معتقد بوده كه نبوت علم و عمل است (همو، المغنى، ٢/٥٦٤) و ديگر
اينكه او منكر حد براي خداوند بوده است (همو، ميزان، همانجا). ذهبى در مقام
دفاع از اتهاماتى كه بر ابن حبان وارد كردهاند سخن وي را توجيه كرده است
(همانجا؛ همو، سير، ١٦/٩٦- ٩٨). ابن حبان از صاحب نظران علم حديث و رجال
است و در اين دو علم آراي ويژهاي دارد. وي در جرح و تعديل داراي مسلكى
مخصوص است و معتقد است كه راوي عدل كسى است كه جرحى بر او وارد نشده
باشد، زيرا جرح ضد عدل است و اگر كسى را جرح نكرده باشند، لامحاله عادل
شمرده مىشود (ابن حبان، ثقات، ١/١٣). وي معتقد است كه راوي مجهول هنگامى
كه از نظر عين و شخص معين شد عدل شمرده مىشود. مگر اينكه در مورد او جرح و
قدحى آشكار شود. ابن حبان در كتاب ثقات خود بسياري از افراد را نام برده و
از آنها روايت نقل كرده كه از نظر ديگران مجهول هستند (ابن حجر، ١/١٤).
ذهبى در سير (١٦/٩٨- ١٠٢) و سبكى (٣/١٣٣- ١٣٥) نظر وي، راجع به برخى احاديث
را نقل كردهاند كه با برداشت شايع در ميان فقها و محدثان متفاوت است. ابن
حبان مورد توجه امرا و حكام خراسان قرار داشته و بارها به سمت قضا منصوب
شده است. به گفتة سمعانى (٢/٢٢٥) او در سمرقند و نسا و ديگر شهرهاي خراسان
به قضا پرداخته است. ابوسعد ادريسى گفته كه ابن حبان مدت زيادي در سمرقند
قاضى بود و امير ابوالمظفر سامانى براي او و شاگردانش و ديگر دانشمندان در
اين شهر صُفهاي بنا كرد (ابن حجر، ٥/١١٤). ابن حبان در بست در صفهاي كه
نزديك خانة خود بنا كرده بود. به خاك سپرده شد. اين صفه مدرسة پيروان و
شاگردان او شد و براي آنان مستمري مقرر گرديد (سمعانى، ٢/٢٢٥-٢٢٦).
آثار: ابن حبان، به تصريح عبّادي (ص ١٠١) و ابن ماكولا (١/٤٣٢) و ديگران
داراي تصنيفات بسيار بوده است. او خود در كتاب روضة العقلاء (ص ٣٣، ٤١، ٥٠،
٩٢، ١٣٢، ١٥٧، ١٨٢، ٢٢٤، ٢٢٩) به شماري از كتابهاي خويش اشاره كرده است.
خطيب بغدادي متجاوز از ٤٠ كتاب وي را نام برده است (ياقوت، ١/٦١٦ - ٦١٨).
كمال يوسف الحوت در مقدمة الاحسان بترتيب صحيح ابن حبانِ ابن بلبان
فارسى (١/١١- ١٥) فهرستى شامل ٦٣ اثر وي را ارائه كرده است. خطيب به نقل
از سجزي تصريح كرده است كه ابن حبان خانه و كتابخانة خود را وقف كرده بود
تا دانشمندان بتوانند از كتابهاي وي نسخهبرداري كنند. اما بيشتر آثار وي از
ميان رفت و جز اندكى از آثار ابن حبان در دست نيست (ياقوت، ١/٦١٦ - ٦١٩).
الف - آثار چاپى: ١. الثقات، ابن حبان در مقدمة اين كتاب (١/١١) اشاره
كرده است كه در دو كتاب الثقات و الضعفاء و المجروحين برخلاف اثر ديگر خود
التاريخ الكبير تفصيل اسانيد و طرق را ذكر نكرده است. كتاب الثقات شامل
موثقين از صحابه و تابعين است. اين كتاب در ميان سالهاي ١٣٩٣
تا١٤٠٣ق/١٩٧٣-١٩٨٣م به كوشش سيدعزيز بيك و ديگران در حيدرآباد دكن چاپ شده
است؛ ٢. روضة العقلاء و نزهة الفضلاء، كتابى است در اخلاق. ابن حبان در
مقدمه اشاره كرده است كه آن را براي علما و فضلا و ارباب معرفت نوشته
است و در آن خصال خوب و بد مورد بررسى قرار گرفته و براي اين منظور از
روايات و اخبار و حكايات و اشعار نيز كمك گرفته است. كتاب مذكور يك بار در
كلكته ١٣٦٨ق/١٩٤٨م و بار ديگر به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد و ديگران
در ١٣٩٧ق/١٩٧٧م در بيروت منتشر شده است؛ ٣. المجروحين من المحدثين و
الضعفاء و المتروكين، در جرح و تعديل. اين كتاب در ٣ مجلد به كوشش محمود
ابراهيم زايد در ١٣٩٦ق/١٩٧٦م در حلب منتشر شده است؛ ٤. مشاهير علماء الامصار،
در جرح و تعديل، كه شامل ١٦٠٢ شرح حال از محدثان موثق است و در آن ثقات
صحابه و تابعين عنوان شدهاند. در اين كتاب بيشتر راويان سدههاي ١ و ٢ق/٧
و ٨م ذكر شدهاند و پس از قرن ٢ق/٨م تنها حدود ٢٠ نفر در اين كتاب آورده
شدهاند. ابن حبان مشاهير اصحاب پيامبر(ص) و تابعين را بر اساس شهرهاي
اقامت آنان آورده است. اين شهرها عبارتند از: مدينه، مكه، بصره، كوفه،
شام، مصر، يمن و خراسان و در مورد اتباع تابعين شهرهاي بغداد و واسط نيز به
آنها اضافه شدهاند. اين كتاب به كوشش م. فلايشهامر در قاهره در
١٣٧٩ق/١٩٥٩م چاپ شده است.
ب - آثار خطى: ١. اسماء الصحابة، نسخههاي آن در كتابخانة عارف حكمت مدينه
(نك: سيد، ٢(٣)/٧٦) و كتابخانة دانشگاه استانبول (نك: موجود است؛ ٢. تفسير، كه
نسخههاي آن در كتابخانه هاي محمودية مدينه و دانشگاه استانبول موجود است
(همانجا)؛ ٣. صحيح، كه در مآخذ به اسامى التقاسيم و الانواع يا الانواع و
التقاسيم (ياقوت، ١/٦١٨؛ ذهبى، سير، ١٦/٩٤) نيز خوانده شده و از منابع مهم
حديث اهل سنت به شمار مىرود. نسخههاي خطى از اين كتاب به صورت اجزاي
پراكنده در كتابخانههاي توپكاپى سرايى (كاراتاي، شم ٢٦٠٥ -٢٦٠٣ )، برلين (
آلوارت، شم ١٢٦٨ )، ازهريه (ازهريه، شم ٤٢١٨)، خديويه (خديويه، ٧(٢)/٦٨٩)
موجود است (نيز نك: .(GAS,I/١٩٠ اين كتاب به وسيلة امير علاءالدين على بن
بلبان فارسى تنقيح شده و تحت عنوان الاحسان...، (نك: مآخذ) به چاپ رسيده
است. نورالدين هيثمى (د ٨٠٥ق/١٤٠٢م) روايات و احاديثى كه در صحيح بخاري و
مسلم وجود ندارد و اصطلاحاً «زوائد» ناميده مىشوند از صحيح ابن حبان
جمعآوري كرده و آن را موارد الظمان على زوائد ابن حبان ناميده است كه
به كوشش محمد عبدالرزاق حمزه در بيروت منتشر شده است.
مآخذ: ابن بلبان، على، الاحسان بترتيب صحيح ابن حبان، به كوشش كمال
يوسف الحوت، بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ابن حبان، محمد، كتاب الثقات، به كوشش
عزيزبيگ و ديگران، حيدرآباد دكن، ١٣٩٣ق/١٩٧٣م؛ همو، روضة العقلاء و نزهة
الفضلاء، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد و ديگران، بيروت، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
ابن حجر عسقلانى، احمد، لسان الميزان، حيدر آباد دكن، ١٣٢٩ق؛ ابن شاكر،
محمد، عيون التواريخ، نسخة عكسى، استانبول، كتابخانة احمد ثالث، شم ٢٩٢٢؛ ابن
شاهين، عمر، تاريخ اسماء الثقات، به كوشش عبدالمعطى امين قلعجى، بيروت،
١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ ابن ماكولا، على، الاكمال، به كوشش عبدالرحمان بن يحيى
معلمى يمانى، حيدرآباد دكن، ١٣٨١ق؛ ازهريه، فهرست؛ خديويه، فهرست؛ ذهبى،
محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش اكرم البوشى و شعيب الارنؤوط، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، المغنى، به كوشش اكرم البوشى و شعيب الارنؤوط، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، المغنى، به كوشش نورالدين عتر، حلب، ١٣٩١ق/١٩٧١م؛ همو،
ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٢ق/١٩٦٢م؛ سبكى،
عبدالوهاب، طبقات الشافعية الكبري، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد
طناحى، قاهره، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٤م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش
عبدالرحمان بن يحيى معلمى يمانى، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ سيد، فؤاد،
فهرس المخطوطات المصورة، قاهره، ١٩٥٧م؛ عبادي، محمد، طبقات الفقهاء الشافعية،
به كوشش گوستا ويتستام، ليدن، ١٩٦٤م؛ قفطى، على، انباء الرواة، به كوشش
محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ياقوت، بلدان؛ نيز:
Ahlwardt; GAS; Karatay, F.E., Topkapt o Sarayt o M O zesi K O t O phanesi Arap ٥
a yazmalar Katalogu, Istanbul, ١٩٦٤.
على رفيعى (رب) ٢٣/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١١/٣/٧٧