دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧٦
| ابن حامد جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٧٦ |
اِبْنِ حامِد، ابوعبدالله حسن بن حامد بن على بن مروان، معروف به وراق
(د ٤٠٣ق/١٠١٢م)، فقيه، اصولى و محدثِ بنامِ حنبلى. از تاريخ تولد و جزئيات
زندگى او آگاهى چندانى در دست نيست. وي در بغداد مىزيست و استاد و فقيه
حنبليان در روزگار خود بود (خطيب، ٧/٣٠٣). او را مجدِّدِ فقه حنبلى در سدة ٤ق
دانستهاند (ابن اثير، ١٢/٢٢٢). ابن حامد فقه را از ابوبكر عبدالعزيز بن جعفر
حنبلى معروف به غلام الخلال آموخت (ذهبى، ٢/٢٠٥). كتاب خرقى را نزد احمد
بن جعفربنسالمختلى خواند و از وي حديث شنيد (ابنابىيعلى،٢/١٧١). افزون بر
اين دو، از ابوبكر بن مالك قطيعى، ابوبكر شافعى، ابوبكر نجاد و ابوعلى بن
صواف نيز استماع حديث كرد (خطيب، ابن ابى يعلى، همانجاها). وي استاد قاضى
ابويعلى بن فراّء بوده است (ابن جوزي، ٧/٢٦٤) كه خود بعدها يكى از فقيهان
برجستة حنبلى و جانشين ابن حامد گرديد. گفتهاند كه ابن حامد خود قاضى
ابويعلى را به جانشينى برگزيد (ابن ابى يعلى، ٢/١٧٧).
از ديگر شاگردان مشهور وي مىتوان از ابوطالب احمد بن عبدالله ابن سهل
مشهور به ابن بقال ياد كرد كه نزد وي فقه آموخت (عليمى، ٢/١٢٢). كسان
ديگري كه از وي حديث شنيده و روايت كردهاند، عبارتند از: ابواسحاق و
ابوالعباس برمكى، ابوطاهر بن قطان، ابوعبدالله بن فقاعى، ابوالقاسم طالب
بن عشاري، ابوبكر بن خياط (ابن ابى يعلى، همانجا) و حسن بن على اهوازي
(خطيب، همانجا).
ابن حامد سخت قانع و پرهيزگار بود، چنانكه گفتهاند جز از دسترنج خويش هيچ
نمىخورد و هرگز از دو نوع غذا به يك بار بهره نبرد. او زندگى خود را از راه
كتابت (استنساخ) مىگذراند و به همين سبب وراق ناميده شد. بارها حج گزارد و
حتى به سبب آنكه با وجود سن زياد، سفرهاي بسيار مىكرد، نكوهش گرديد (ابن
ابى يعلى، همانجا)، ولى به سبب همين پرهيزگاري و نيز مقام بلند علميش
همواره مورد احترام مردم و فرمانروايان بود (ابن جوزي، همانجا) و به ويژه
در روزگار خليفه القادر (د ٤٢٢ق/١٠٣١م) مقامى ارجمند داشت. وي از شهرت كافى
نيز برخوردار بود، چنانكه ابن ابى يعلى (٢/١٧٦-١٧٧) دربارة وي مىگويد:
شاگردانش در شهرها پراكندهاند و مردم بسياري از او بهره بردهاند. از
رويدادهاي مهم زندگانى ابن حامد مناظرة وي با ابوحامد اسفراينى بوده است
كه در حضور خليفه انجام شد و خليفه فرمان داد تا پاداشى به وي دهند، اما او
با آنكه به اندكى از آن سخت نيازمند بود، همه را رد كرد (همو، ٢/١٧٧).
از تأليفات مهم او كتاب الجامع است كه ظاهراً مجموعهاي از آراي مختلف
فقهى بوده است (خطيب، همانجا؛ ابن جوزي، ٧/٢٦٤). وي شرحى نيز بر كتاب
خرقى نوشته است. دو اثر ديگر نيز به نامهاي شرح اصولالدين و اصول الفقه
(ابن ابى يعلى، ٢/١٧١) به وي نسبت داده شده است، اما از هيچ كدام از
آثار او بجز تهذيب الاجوبة كه در مسائل فقه حنبلى نوشته شده و نسخة خطى آن
در كتابخانة برلين موجود است ( آلوارت، شم ٤٧٨٤ )، اطلاعى در دست نيست.
ابن حامد در بازگشت از آخرين سفر حج در محلى نزديك واقصه درگذشت (خطيب،
همانجا؛ قس: ٢ EIكه به رغم منابع مذكور مىگويد وي به دست بدويان كشته
شده است).
مآخذ: ابن ابى يعلى، محمد، طبقات الحنابلة، به كوشش محمد حامد الفقى،
قاهره، ١٣٧١ق/١٩٥٢م؛ ابن اثير، مبارك، جامع الاصول، به كوشش محمد حامد
الفقى، مصر، ١٣٧٠ق/١٩٥٠م؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، المنتظم، حيدرآباد دكن،
١٣٥٨ق؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛ ذهبى، العبر،
به كوشش محمد سعيد بن بسيونى زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ عليمى،
عبدالرحمان، المنهج الاحمد، به كوشش محمد محيىالدين عبدالحميد، بيروت،
١٤٠٤ق/ ١٩٨٤م؛ نيز: Ahlwardt; EI ٢ .
محمد سيدي (رب) ٢٢/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١١/٣/٧٧