دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٧٠
| ابن حاجب، ابو حفص جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٧٠ |
اِبْنِ حاجِب، ابوحفص عمر بن محمد بن منصور امينى ملقب به عزالدين (٥٩٣ -
٢٨ شعبان ٦٣٠ق/١١٩٧- ٩ ژوئن ١٢٣٣م)، محدث و مورخ دمشقى. برخى از منابع
كنية او را «ابوالفتوح» نيز ذكر كردهاند (ابن مستوفى، ١/٤٠٩). وي در دمشق به
دنيا آمد و احتمالاً به سبب آنكه جدش، منصور بن مَسْرور، حاجب و دربان امين
الدوله حكمران بُصري بوده (ابن مستوفى، همانجا؛ ذهبى، تذكره، ٤/١٤٥٦) به
«ابن حاجب» شهرت يافته است. او براي بهره بردن از محدثين عصر خود
مسافرتهاي بسيار كرد و از اين رو به عنوان «رَحال» از او ياد شده است
(ذهبى، العبر، ٣/٢٠٧). در شهرها و نقاط مختلف از مشايخ بسياري حديث شنيد و
نام آنان را در مجموعههايى جمعآوري كرد. نخستين بار در دمشق، در
٦١٦ق/١٢١٩م از محضر هبةالله بن خضر بن طاووس استماع كرد. سپس در همانجا از
موسى بن عبدالقادر، شيخ موفق، ابن ابى لقمه و ابن البُن حديث شنيد. در
٦٢٤ق وارد اربل شد و در آنجا از شيخابوالمعالى صاعدبنعلى واعظ واسطى و
ابومحمدبدلبنابىمعمر حافظ تبريزي استماع حديث كرد. آنگاه به بغداد رفت و
نزد ابوالفرج فتح بن عبدالله بن عبدالسلام بغدادي و ديگران حديث شنيد
(ابن مستوفى، همانجا؛ ذهبى، تذكره، ٤/١٤٥٥). درك محضر علمى فتح بن
عبدالسلام براي ابن حاجب از اهميت ويژهاي برخوردار بود، تا آنجا كه بنا به
گفتة سيفالدين بن مجد هنگامى كه ابن حاجب به بغداد قدم نهاد، به شكرانة
زنده بودن فتح بن عبدالسلام، اولين روز ورود خود را روزه گرفت (ذهبى،
تاريخ الاسلام، طبقة ٦٣، ٣٧٤). همچنين در آنجا از شاگردان قاضى ابوالفضل
ارموي و ابوالوقت سجزي، استماع حديث نمود. سپس دو نوبت به مصر رفت و از
عبدالقوي بن جباب و ديگران حديث شنيد. در راه حجاز نيز از ابومحمد ابوبكر بن
محمد هروي، معروف به «ابن عجمى» استماع كرد. علاوه بر آنچه ذكر شد، در
اسكندريه، موصل، حلب و حرمين شريفين نيز استماع حديث نموده است (ابن
مستوفى، ٢/٦٤٤؛ منذري، ٣/٣٤٦؛ ذهبى، همان، طبقة ٦٣، ٣٧٣؛ برزالى، ٢/٥٦٢).
افراد مختلفى از ابن حاجب حديث شنيدهاند، كه زكىالدين برزالى، ابو موسى
رعينى و جمال الدين بن صابونى از آن جملهاند. همچنين ابن مستوفى گويد كه
از ابن حاجب حديث شنيده است (همانجا). نكتة مهم اين است كه ابن حاجب
توانسته است به علت تبحر در حديث بر بسياري از مشايخ خود در اين رشته
فائق آيد، چندانكه استاد وي ابواسحاق ابراهيم بن محمد صريفينى عراقى نيز از
وي حديث شنيده است (ذهبى، تذكره، ٤/١٤٥٦). به سبب علاقة وافر ابن حاجب
به حديث و جمعآوري آن بود كه وصيت نمود پس از مرگ كتابهايش را در
دارالحديث جبل قاسيون، كه به ضياءالدين محمد بن عبدالواحد مقدسى منسوب
بود، قرار دهند (منذري، ذهبى، همانجاها).
آثار: از ابن حاجب دو اثر دستنويس بر جاي مانده كه در ظاهريه موجود است:
عوالى حديث مالك بن انس در ١٨ برگ و مصافحات و موافقات و ابدال و احاديث
عوال مشتمل بر ٤٠ حديث و بعضى اضافات ديگر در ١٥ برگ (ظاهريه، ٥٤٥، ٥٨٩).
همچنين ٣ اثر ديگر به وي منسوب است كه عبارتند از ذيلى بر تاريخ دمشق ابن
عساكر (منذري، همانجا)؛ معجم مكانهايى كه در آنها استماع حديث كرده است
(ذهبى، تذكره، ٤/١٤٥٥)؛ معجم الشيوخ، كه در آن نام حدود ١١٨٠ تن از مشايخ
حديث خود را ذكر كرده است (ذهبى، تاريخ الاسلام، همانجا).
مآخذ: ابن مستوفى، مبارك، تاريخ اربل، به كوشش سامى خماس صقار، بغداد،
دارالرشيد؛ برزالى، قاسم، مشيخة قاضى القضاة ابن جماعة، به كوشش موفق
عبدالقادر، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ ذهبى، محمد، تاريخ الاسلام، به كوشش بشار
عواد معروف و ديگران، بيروت، ١٤٠٨ق/١٩٨٨م؛ همو، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن،
١٣٣٣- ١٣٣٤ق؛ همو، العبر، به كوشش محمد سعيد بن بسيونى زغلول، بيروت،
١٠٤٥ق/ ١٩٨٥م؛ ظاهريه، خطى (مجاميع)؛ منذري، عبدالعظيم، التكملة الوفيات
النقلة، به كوشش بشار عواد معروف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م. حسن صفري نادري
(رب) ٢١/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١١/٣/٧٧