دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٦٢
| ابن حاج، ابوالعباس جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٦٢ |
اِبْنِ حاج، ابوالعباس احمد بن محمد اَزدي اشبيلى (د ٦٤٧ يا ٦٥١ق/١٢٤٩ يا
١٢٥٣م)، نحوي و اديب اندلسى و معاصر ابن عصفور نحوي معروف اندلسى. وي نزد
استادان بزرگى چون شلوبين و ابوالحسن دباج دانش آموخت (فيروزآبادي، ٣١؛
سيوطى، ١/٣٥٩؛ ابن خليل، ٩٦). با اينكه پدرش تاجر بود، با بزرگان دانش و
ادب نشست و برخاست كرد و در زبان و ادب عربى ممارست يافت (قس: ابن خليل،
همانجا)، تا آنجا كه گفتهاند در ميان شاگردان شلوبين كسى به درجة او نبود
(فيروزآبادي، همانجا) و ابوالحسن دباج همنشينى با او را دوست مىداشت (ابن
خليل، همانجا). اگرچه بيشتر شهرت او در نحو است، اما فيروزآبادي (همانجا) وي
را مقري، اصولى، اديب و محدث معرفى كرده است. وي در زمانى كه بر ما
معلوم نيست، از اندلس رفت. از چگونگى اين مسافرت گزارش روشنى در دست
نيست و تنها ابن سعيد سربسته به آن اشاره كرده است و افزوده است. كه وي
به اسارت نيز گرفته شد و از «حضرت علية اميريه» ياري خواست و امير وي را
رهايى بخشيد. او نيز به دربار تونس روي آورد و پس از چندي در شمار اعيان
دربار درآمد (ابن خليل، ٩٧). ابن حاج، اين امير را در ضمن قصيدهاي ستوده
است (همانجا). سيوطى گويد: ابن حاج در زبان عربى صاحب نظر و نيز حافظ لغت و
پيشاهنگ در علم عروض بود و در اين زبان چندان تبحر يافت كه هيچ كس برتر و
يا همپاية او نبود (١/٣٦٠). وي با ابن عصفور كه آن هنگام در اوج شهرت و
اعتبار بود (ابن خليل، ٩٦) به معارضه برخاست و كتابى بر رد المقرب وي نوشت
(سيوطى، ١/٣٥٩). اگرچه بسياري ديگر از علماي نحو بر كتاب ابن عصفور اشكال
كردهاند (مقري، ٤/١٤٨)، اما ابن حاج خود را يگانه مرد ميدان ابن عصفور
مىدانست، چنانكه گفته بود پس از مرگ من ابن عصفور هر چه خواست با الكتاب
سيبويه بكند، زيرا آنگاه كسى نيست كه به او پاسخ گويد (ابن خليل، همانجا؛
سيوطى، ١/٣٦٠؛ ابن حجر، ١/٢٩٣).
كسى از ابن حاج به عنوان شاعر ياد نكرده جز ابن سعيد كه اشعاري از او
آورده است (ابن خليل، ٩٦، ٩٧) و اين اشعار بر چيره دستى او دلالت دارد؛ اما
همين ابن سعيد كه مهمترين مأخذ دربارة ابن حاج است، هيچ يك از آثار او را
نام نبرده است. اين امر شايد از آنجا ناشى شده باشد كه ابن سعيد كتاب خود
را زمانى نوشته است كه ابن حاج و نوشتههاي وي هنوز به آن پايه از شهرت
و اعتبار نرسيده بوده، با اينكه كتاب ابن سعيد پيش از نگارش آثار ابن حاج
بوده است.
برخى از منابع متأخر به دليل انتساب تأليفى دربارة امامت به ابن حاج، او
را در شمار شيعيان دانستهاند (امين، ٣/٧٥؛ آقابزرگ، ٢/٣٢٠)، اما در هيچ يك از
مآخذ كهن به مذهب او اشاره نشده است. ابن حاج نوادهاي به نام احمد بن
محمد و معروف به ابن حاج داشت كه برخى از مآخذ او را با جدش خلط كردهاند
(ابن قاضى، ١/٤٣؛ قس: وزير، ١(٣)/٦٦٣ -٦٦٤؛ ابن حجر، ١/٢٩٢-٢٩٣).
آثار منسوب به ابن حاج كه بيشتر آنها شرح و تعليق بر نوشتههاي ديگران
است، بدين شرح است:
الف - در نحو و ادب: ١. شرحى بر الكتاب سيبويه كه آن را شرحى غريب
انگاشتهاند (فيروزآبادي، ٣١)؛ ٢ و ٣. كتابى در اشكال بر سر الصناعة ابن جنى و
نيز بر الايضاح؛ ٤. مختصر خصائص ابن جنى؛ ٥. و ٦. نقدهايى بر كتاب المقرب
ابن عصفور در نحو و نيز بر صحاح اللغة جوهري؛ ٧. كتابى دربارة علم قوافى
(فيروزآبادي، همانجا؛ سيوطى، ١/٣٥٩).
ب - در فقه: ١. مختصر المستصفى غزالى و حاشيه بر مشكلات آن؛ ٢. كتابى
دربارة امامت؛ ٣. كتابى دربارة احكام سماع (فيروزآبادي، همانجا).
ابن حاج در بشكره (در الجزاير كنونى) درگذشت (همانجا).
مآخذ: آقابزرگ، الذريعة؛ ابن حجر عسقلانى، احمد، الدرر الكامنة، به كوشش محمد
عبدالمعيدخان، حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ ابن خليل، محمد، اختصار القدح
المعلّى فى التاريخ المحلّى از ابن سعيد، به كوشش ابراهيم ابياري، قاهره،
١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ ابن قاضى، احمد، درة الحجال، به كوشش محمد الاحمدي ابوالنور،
قاهره، ١٩٧٠م؛ امين، محسن، اعيان الشيعة، به كوشش حسن امين، بيروت،
١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛ سيوطى، عبدالرحمان، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ فيروزآبادي، محمد بن يعقوب، البلغة، به كوشش
محمد المصري، دمشقى، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ مقري تلمسانى، احمد، نفح الطيب، به
كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ وزير، سراج، محمد، الحلل السندسية،
به كوشش محمد الحبيب الهيله، تونس، ١٩٧٠م. محمد سيدي (رب) ٢٠/٢/٧٧
ن * ٢ * (رب) ١٠/٣/٧٧