دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٩
| ابن جماز جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٣٩ |
اِبْنِ جَمّاز، ابوالربيع سليمان بن مسلم زُهْري مدنى، يكى از دو راوي
قرائت ابوجعفر يزيد بن قعقاع از قراء عشر در سدة ٢ق/٨م.
او از موالى بنى زهره بود و نسبت زهري او به اين جهت است. در مورد زندگى
وي چيزي دانسته نيست، جز اينكه ابن جزري ( تحبير، ١٧، غاية، ١/٣١٥) وفات او
را اندكى پس از ١٧٠ق/٧٨٦م در مدينه حدس زده است. او قرائت را از دو تن از
قاريان متقدم مدينه به نامهاي ابوجعفر يزيد بن قعقاع (د ١٣٠ ق) از قراء عشر
و شيبة بن نصاح (د ١٣٠ ق) و سپس از نافع بن عبدالرحمان (د ١٦٩ق) از قراء
سبع به طريق عرض فرا گرفت (اندرابى، ٤٧؛ ابن جزري، غاية، همانجا).
راوي اصلى ابن جماز، ابو اسحاق اسماعيل بن جعفر مدنى است كه روايت او را
از طريق دوري و هاشمى به خلف بزاز منتقل كرده است (نك: همو، النشر، ١/١٧٦-
١٧٨). اسماعيل بن جعفر و نيز قتيبة بن مهران كه روايت او از ابن جماز رواج
نيافت قرائت را به طريق عرض از ابن جماز فرا گرفتهاند (همو، غاية، همانجا).
گفته شده است كه وليد بن مسلم مقري شام، ابوهمام صلت بن محمد خاركى نيز
از ابن جماز روايت كردهاند (ابن ابى حاتم، ٢(١)/١٤٢؛ ابن ماكولا، ٢/٥٥٠).
طبق گفتة هذلى، روايت هاشمى از ابن جماز مستقيم نبوده است. (ابن جزري،
غاية، ١/٣١٣).
در آثار شناخته شدهاي كه در مورد قرائت ابوجعفر تا نيمة اول سدة ٥ ق نوشته
شده، اثري از روايت ابن جماز نيست. از نيمة دوم آن قرن هذلى در الكامل،
ابن سوار (د ٤٩٦ق) در المستنير، ابن خيرون (د ٥٣٩ق) در الموضح و المفتاح و
ابوالكرم (د ٥٥٠ق) در المصباح روايت ابن جماز را تدوين نمودند. به هر تقدير
روايت او تحت الشعاع همتايش ابن وردان، راوي ديگر ابوجعفر قرار گرفته،
چنانكه ابن جزري ( النشر، ١/١٧٤- ١٧٨) روايت وي را از ١٢ طريق ثبت كرده، در
حالى كه روايت ابن وردان را از ٤٠ طريق گرد آورده است. قلت موارد اختلاف
بين روايت ابن جماز و ابن وردان را مىتوان تا حدودي مربوط به دقت آن دو
در ضبط داشت. از وجوه افتراق روايت ابن جماز و ابن وردان مىتوان گرايش
ابن جماز را به اشباع كسرة هاء «ضمير» و «سكت» (به عنوان نمونه: محيسن،
٢/٧٧، ٩٢). گزينش تاء در مورد اختلاف بين تاء و ياء مضارع (همو، ٢/٣٠؛ ابن
جزري، النشر، ٢/٣٢٢)، ابدال همزه به واو در موردي مانند «يُوَّيَّدُ» (محيسن،
١/٩٦) ذكر كرد. در طريق هذلى از هاشمى نيز كه قديمترين طريق مدون شناخته
شده از روايت ابن جماز است، وجوه افتراقى با طرق ديگر وجود دارد. به عنوان
نمونه ابن جزري ( النشر، ٢/٢٧٠) القاي حركت همزه بر واو و ساكن خواندن واو
را در نظائر «أوَ أمِنَ» (اعراف /٧/٩٨)، كه پس از همزة استفهام واو عطف آمده
از اصول اين طريق شمرده است. ابن جماز در برابر ابوجعفر همواره يك راوي
صرف براي قرائت او نبوده، بلكه در مواردي انفرادات صحابه را از وي آموخته
(به عنوان نمونه نك: ذهبى، ١/٦٠) و گاه به استخراج و بيان قواعد كلى در
قرائت پرداخته است (مانند قاعدة وي در فتح يا ئات اضافه: ابن مهران، ٢٩٩).
او به موارد اختلاف قرائت اهل مدينه و مصاحف رايج ميان ايشان با مصحف
عثمان نيز پرداخته است (نك: ابن ابى داوود، ٤٦-٥١). ابن جماز يكى از راويان
قرائت نافع نيز بوده (ابن جزري، غاية، ٢/٣٣١) و ابن خالويه (١٢٨، ١٦٢، جم)
برخى تفردات او را در روايت از نافع نقل كرده است. اقراء ابن جماز در
مجالس خود به قرائت نافع بيشتر از ابوجعفر بوده است (نك: ابن مهران، ١١)،
مع ذلك روايت او از نافع هرگز در رديف روايات قالون، وَرش و حتى اسماعيل
بن جعفر قرار نگرفت، به طوري كه در آثار شناخته شدة قرائت، اعم از موجود و
مفقود، طريقى منتهى به ابن جماز از نافع ديده نمىشود.
مآخذ: ابن ابى حاتم، عبدالرحمان، الجرح و التعديل، حيدرآباد دكن، ١٣٧٢ق/
١٩٥٢م؛ ابن ابى داوود، عبدالله، المصاحف، بيروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن جزري،
محمد، تحبير التيسير، بيروت، دارالكتب العلمية؛ همو، غاية النهاية، به كوشش گ.
برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ همو، النشر، به كوشش على محمد ضباع، قاهره،
مطبعة مصطفى محمد؛ ابن خالويه، حسين، مختصر فى شواذ القرآن، به كوشش گ.
برگشترسر، قاهره، ١٩٣٤م؛ ابن ماكولا، على، الاكمال، حيدرآباد دكن، ١٣٩٢ق/
١٩٧٢م؛ ابن مهران، احمد، المبسوط، به كوشش سبيع حمزة حاكمى، دمشق، ١٤٠٧ق/
١٩٨٦م؛ اندرابى، احمد، قراءات القراء المعروفين، به كوشش احمد نصيف جنابى،
بيروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ ذهبى، محمد، معرفة القراء الكبار، به كوشش محمد سيد
جادالحق، قاهره، ١٣٨٧ق/١٩٦٧م؛ محيسن، محمد سالم، التذكرة فى القراءات
الثلاث المتواترة، قاهره، ١٣٩٨ق/١٩٧٨م. بخش علوم قرآنى و حديث (رب) ٢٤/١/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٩/٢/٧٧