دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٦
| ابن جعفر جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٣٦ |
اِبْنِ جَعْفَر ابوجابر محمد بن جعفر اَزكَوي (د ٢٨١ق/٨٩٤م)، فقيه اباضى
عمان و مؤلف كتاب معروف الجامع، منابع شرح حال اباضى از جزئيات زندگى او
اطلاعى به دست ندادهاند. از نسبت ازكوي او چنين برمىآيد كه اهل ازكى (در
جنوب غرب مسقط) بوده است. اگر عبارت ابن جعفر در الجامع (٢/١١٣) را دال بر
استفادة مستقيم او از ابوعلى موسى بن على ازكوي (د ٢٣٠ق) بدانيم، تولد او
بايد در اوايل سدة ٣ق روي داده باشد. ابن جعفر مدتى نيز براي استفاده از
ابوعبدالله محمد بن محبوب بن رحيل (د ٢٦٠ق) در عوتب از توابر صُحار سكنى
داشته است (ابن جعفر، ١/٤٢٠). او سخت تحت تأثير اين دو شيخ بوده و آراي
ايشان را با عناوين ابوعلى و ابوعبدالله در جاي جاي كتاب خود با لحنى
تأييدآميز نقل كرده است (به عنوان نمونه نك: ١/٢٥٩، ٢٦٢، ٢/٣٩٦-٣٩٧). وي
تعاليم موسى بن على را عمدتاً از طريق شاگردانش چون عمر بن محمد و
ابومروان فرا گرفته است (ابن جعفر، ١/٤٠٩، ٢/٢٠٤، ٣٩٧). ابن جعفر از مشايخ
ديگري چون عمر بن مفضل و احتمالاً ابوصفره عبدالملك بن صفره نيز فقه و
حديث فرا گرفته (همو، ١/٢٦٢، ٢/١٣٢، ٢٣٧) و از شخصى به نام عباد يا عُباده
برخى روايات تاريخى را از طريق واقدي و ديگران اخذ كرده است (همو، ٢/٤٢١،
٤٦٢). از ديگر شيوخ معاصر ابن جعفر كه وي اقوال يا روايات ايشان را در
الجامع مورد نظر قرار داده، مىتوان هاشم بن غيلان، على بن عرزة، حسن بن
احمد و ابوبكر احمد بن محبوب را نام برد (همو، ١/١٥٥، ٢/٧، ١١٣، ٢٦٠).
دربارة اوضاع سياسى در عصر ابن جعفر بايد گفت: در ٢٧٢ق/ ٨٨٥م موسى بن موسى
بن على عالم ازكى با تمسك به برخى نقاط ضعف امام وقت صلت بن مالك به
مخالفت با وي برخاست و در ٢٧٣ق صلت را به كنارهگيري وادار ساخت و با راشد
بن نظر بيعت كرد. از اين تاريخ تا ٢٨٠ق/٨٩٣م عمان يك دوره كشمكش سخت
سياسى را به خود ديد (عامر، ١/١٦٣-١٦٤؛ حارثى، ٢٥٥-٢٥٦) كه در همين سال با
تصرف عمان توسط قواي عباسى و كشتار اباضيان پايان يافت (طبري، ١٠/٣٣؛
مسعودي، ٤/١٥٦؛ ابن حوقل، ١/٣٨، ٣٩). اختلافات سياسى بين هواداران صلت و
موسى بن موسى به زودي به اختلافات فكري منجر شد (ابن جعفر، ١/٢٣٤) و دو
مكتب رستاق - هواداران صلت - و نزوان - مخالفان ايشان - را به وجود آورد
(حارثى، ٢٥٥؛ عامر، ١/١١). اگر چه برخى منابع به صراحت ابن جعفر را از مكتب
رستاق شمردهاند (نك: همانجا؛ ٢ EI)، با اينهمه سندي دال بر شكلگيري دو مكتب
مذكور پيش از وفات ابن جعفر در دست نيست. در بخش «ولايت و برائت» از
الجامع در عين اينكه از شخصيت بخصوصى نام برده نشده و ممكن است تأليف
آن اصلاً مربوط به پيش از ٢٧٢ق باشد، ليكن نظرات طرح شده و در آن مىتواند
تأييد كننده يا دست كم معذور دارندة امام صلت باشد.
شايد بتوان اشتراك ابن جعفر با صلت در نزديك به ابن محبوب را كه تا پايان
عمرش قاضى و حامى صلت بود (نك: حارثى، ٢٥٥) عاملى براي گرايش او دانست.
به هر حال عدم مخالفت جدي با اقدام موسى بن موسى در بركناري صلت توسط
عالمان موافق امام نشان مىدهد كه نه ابن جعفر و نه ديگر همفكرانش
نتوانسته بودند جاي ابن محبوب را به عنوان يك عالم سياسى مقتدر بگيرند. در
منابع اباضى تصريح شده كه ابن جعفر از معدود عالمان اباضى بود كه از تيغ
عباسيان رهيده (همو، ٢٥٦) و تاريخ وفات وي در ٢٨١ق نيز شاهدي بر اين امر
است.
در اينجا يك سئوال بدون پاسخ مىماند و آن اينكه ابن جعفر در جريان كمك
خواهى بشير بن منذر همقطار ابن محبوب از محمد بن ثور عامل عباسى بحرين (نك:
عامر، ١/١٦٤) و اشغال عمان توسط او چه موضعى داشته و سال پايانى عمر خود را
چگونه گذرانده است؟ (براي اطلاع بيشتر از وقايع عمان در اين دوره نك:
وچياواليري، .(III/٢٤٥-٢٨٢ از نظر شخصيت علمى آنچه از ابن جعفر به دست
رسيده، با تصرفاتى كه در آن صورت گرفته، نمىتواند منعكس كنندة آراي شاذّ
احتمالى او باشد. به هر صورت استدلال عاري از اغلاق به ظاهر قرآن، سنت
نبوي (١/٣٨٧- ٣٨٨) و دلايل استحسانى (١/٣٦٠-٣٨٧) را مىتوان از مشخصات فقه او
شمرد. يكى از اصول كلى كه ابن جعفر ذيل يك مسألة جزئى بيان كرده (١/٣٦٢)
اين است كه وي ترك سنت را تنها در صورت تعمد بر مخالفت سنت، مبطل عبادت
دانسته است.
ابن جعفر از فقه و حديث اهل سنت نيز آگاه بوده و فتاوي و روايات ايشان را
در مواضع مختلف الجامع نقل كرده است (به عنوان نمونه نك: ٢/٦٩، ٧٣)، با
اينهمه او اهل سنت را مدعيان دروغين تبعيت از سنت دانسته است (همو، ١/٩٦).
دقيقاً مشخص نيست كه اجماع مقبول نزد ابن جعفر اتفاق تمام فقهاي مذاهب
اسلامى بوده است يا تنها فقهاي اباضى (قس: ابن بركه، ١/١٢٣؛ ورجلانى،
١/١٨٨)، اما در مورد بخصوصى كه از تمسك او به اجماع در دست است (ابن جعفر،
١/٣٨٨)، اهل سنت بر وفق و اماميه بر خلاف اباضيه اجماع كردهاند (نك: ابن
هبيره، ١/٥٨؛ سيد مرتضى، ٢٠؛ طوسى، ١/٨٦ -٨٧). بنابراين ابن جعفر در اينجا
لااقل همراهى شيعه را در اجماع لازم ندانسته است. دربارة عقايد كلامى ابن
جعفر تنها مورد جالب به دست آمده اين است كه او در باب اختلاف قديمى جواز
يا عدم جواز وصف خداوند به صفتى غيرمنصوص عملاً جواز را پذيرفته و خداوند را
به صفت «عارف» وصف كرده است (١/٣٦). البته با نگاهى به مواضع فرق مختلف
در اين زمينه (نك: مفيد، ٥٨ - ٥٩)، بايد گفت عدم جواز با تعاليم اباضيه
سازگارتر است و به همين جهت ابوسعيد كدمى از ابن جعفر در اين مورد خرده
گرفته است (ابن جعفر، همانجا).
تنها اثر مهم او كتاب الجامع است كه براي تمييز آن از ديگر جامعهاي اباضى
جامع ابن جعفر خوانده مىشود. نام آن در برخى نسخ كتاب با عنوان جامع
الاديان يا جامع الدماء ضبط شده است (عامر، ١/١٦). اگر چه الجامع ابن جعفر
نخستين جامع اباضى نيست و پيش از آن ابوصفره و موسى بن على كتابى با
همين عنوان تأليف كردهاند (حارثى، ٢٧٨)، با اين حال حتى در همان زمان
الجامع ابن جعفر آن دو را تحتالشعاع قرار داد تا حدي كه در طول نيم قرن
پس از تأليف آن چندين تن از بزرگترين عالمان اباضى بر آن شرح و حاشيه
نوشتند كه از آن ميان مىتوان از حواشى ابوالمؤثر صلت بن خميس،
ابوالحواري، ابوعبدالله محمد بن روح (ابن جعفر، ١/٣١، ٣٨، جم). ابوالحسن محمد
ابن حسن نزوانى (عامر، ١/٣٦١)، شرح ابوسعيد محمد بن سعيد كدمى با عنوان «
المعتبر على حذو تصنيف جامع ابن جعفر » (همو، ١/١٣-١٤، ٤٠؛ ابن جعفر، ١/٣١،
٣٨) و شرح ابومحمد عبدالله بن محمد بن بركة بهلوي (عامر، ١/١٣؛ ابن جعفر،
١/٣٨٨، جم) نام برد. الجامع ابن جعفر كتابى فقهى است كه اكنون تنها ابواب
عبادات و معاملات آن در دست است، اما دانسته نيست كه آيا متن اصلى آن بر
مباحث احكام و سياسات - كه در امامت اباضى به طور قطع از اهميت ويژهاي
برخوردار بوده - نيز شامل مىشده است يا نه. الجامع ابن جعفر طى قرون
متمادي بين علماي عمان متداول بود و چنانكه گفته شد (عامر، ١/١٤) كمتر كتاب
اباضى (البته عمانى) يافت مىشود كه دست كم اشارهاي به آن نداشته باشد.
در ميان اباضيان مغرب تا سدة ٧ق/١٣م نشانى از الجامع ابن جعفر ديده
نمىشود. در اين قرن درجينى از آوردن آن از عمان به مغرب توسط عيسى بن
زكريا سخن گفته است (عامر، ١/١٤، به نقل از نسخة خطى طبقات درجينى در
دارالكتب مصر، البته اين بخش از طبقات درجينى در نسخه چاپى نيامده است).
در قرن ٩ق/١٥م نيز برادي از اين كتاب سخن به ميان آورده است (نك: عامر،
١/١٢). باز بودن باب حذف و اضافه از طرفى، و مورد توجه بودن كتاب از طرف
ديگر موجب شده است تا متن اصلى الجامع ابن جعفر امروز در دست نباشد. آنچه
در ١٩٨١م به كوشش عبدالمنعم عامر تحت عنوان الجامع لابن جعفر در مصر به
چاپ رسيده، تقريباً از ٣ بخش فرضى الف، ب، ج تشكيل شده است كه تنها بخش
الف آن را مىتوان با اندكى تسامح همان متن اصلى، البته با تلخيص و تغيير
در ترتيب مطالب دانست. بخش ب كه در كتاب با عنوان «زياده» يا «زيادات»
شناخته شده، افزودههاي فرد يا افرادي است كه موضوع آن را گفتههاي
عالمان پيشين اباضى تشكيل مىدهد و تدوين آنها مىتواند از حيث زمان به
متن اصلى نزديك باشد. بخش ج هم اضافاتى است كه توسط عالمان متأخر افزوده
شده و زمان آن را حدود سدة ١٠ق/١٦م بايد دانست. در هر باب كتاب، اين ٣
بخش را مىتوان با ترتيب و تفكيك نه چندان دقيقى مشاهده كرد. بخش الف با
آنچه ابن بركه در نيمة اول قرن ٤ق/١٠م به نام جامع ابن جعفر مىشناخته
كاملاً مطابقت ندارد. مثلاً مطلب مورد استفاده در كتاب الجامع (ابن بركه،
١/٢٧٦-٢٧٧) در الجامع چاپى (٢/٤٥٣) ديده مىشود، اما مطلب منقول در همان مأخذ
(ابن بركه، ١/٥٩٣) در الجامع چاپى (٢/٣١٤) به شكل متفاوت آمده، و نيز مطلب
منقول ديگر (ابن بركه، ١/٤٠٨) اساساً در مظان خود در الجامع چاپى ديده
نمىشود.
رابطة آنچه كه برادي در قرن ٩ق/١٥م آن را جامع ابن جعفر ناميده و آن را
در دو مجلد بزرگ ياد كرده، با الجامع چاپى نيز روشن نيست. همچنين تعيين
هويت نسخههاي خطى كهن مزاب١ كه منابع اروپايى از آن ياد كردهاند و
كهنترين آنها تاريخ ٩١٤ق را دارد (نك: ٢ EI) نيازمند بررسى نسخههاي مزبور
است. به هر حال مىدانيم كه در قرن ١٢ق/١٨م مهنا بن خلفان بوسعيدي با
ياري سعيد بن عامر كتابى با عنوان تهذيب الا´ثر فى تلخيص جامع الشيخ محمد
بن جعفر تأليف كرده كه نسخة خطى هم عصر مؤلف با تاريخ ١١٤٢ق نخستين نسخة
اساس در چاپ الجامع ابن جعفر بوده است (نك: ابن جعفر، ١/٣١-٣٣؛ عامر،
١/١٥-١٧).
محقق كتاب با استناد به پارهاي قراين بر آن است كه آنچه به چاپ
رسانيده، در واقع تهذيب الا´ثر بوسعيدي است و تنها به برخى ملاحظات عنوان
الجامع لابن جعفر را بر آن گذارده است (نك: عامر، ١/١٥- ١٨، ٩٦).
بجز كتاب الجامع جوابيههايى نيز از ابن جعفر در دست بوده كه گاهگاه در
زيادات الجامع از آن نقل شده است (١/١٢٢، ٢/٢٠، ٥٩).
مآخذ: ابن بركه، عبدالله، كتاب الجامع، به كوشش عيسى يحيى بارونى، عمان،
١٣٩١ق/١٩٧١م؛ ابن جعفر، محمد، الجامع، قاهره، ١٩٨١م؛ ابن حوقل، محمد، صورة
الارض، به كوشش دخويه، ليدن، ١٩٣٨م؛ ابن هبيره، يحيى، الافصاح، حلب،
١٣٦٦ق/١٩٤٧م؛ حارثى، سالم، العقود الفضية، عمان، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ سيد مرتضى،
على، الانتصار، نجف، ١٣٩١ق/ ١٩٧١م؛ طبري، تاريخ، به كوشش محمد ابوالفضل
ابراهيم، بيروت، ١٣٨٧ق/ ١٩٦٧م؛ طوسى، محمد، الخلاف، قم، ١٤٠٧ق؛ عامر،
عبدالمنعم، مقدمه و ذيل بر الجامع (نك: ابن جعفر در همين مآخذ)؛ مسعودي،
على، مروج الذهب، به كوشش اسعد داغر، بيروت، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ مفيد، محمد،
اوائل المقالات، به كوشش زنجانى و واعظ چرندابى، تبريز، ١٣٦٣ق؛ ورجلانى،
يوسف، العدل و الانصاف، عمان، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ نيز:
EI ٢ ; Veccia Vaglieri, L., X L' Im ? mato Ib ? dita dell'O q m ? n n , Annali,
Nuova Serie, Napoli, ١٩٤٩.
احمد پاكتچى (رب) ٢٤/١/٧٧ (رب) ٢٩/١/٧٧