دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣٥
| ابن جعابی جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٣٥ |
اِبْنِ جِعابى، ابوبكر محمد بن عمر بن محمد تميمى ٢٨٤- ٣٥٥ق/ ٨٩٧ -٩٦٦م)،
محدث و رجالى امامى.
ابن نديم (ص ٢٤٧) نام وي را عمرو بن محمد و طوسى ( الفهرست، چ نجف، ١١٤)
عمر بن محمد ثبت كرده است. بنابر بعضى نسخ الفهرست طوسى (همانجا) ابن
عبدون نيز مرتكب همين اشتباه شده است (قس: اردبيلى، ١/٦٣٧). ابن جعابى
احتمالاً در بغداد زاده شد (نك: خطيب، ٣/٢٦). او در دهة آخر سدة ٣ق در بغداد
مشغول تحصيل بوده، و اين مطلب از حضور وي نزد مشايخى چون قاضى ابومحمد
يوسف بن يعقوب (د ٢٩٧ق/٩١٠م) و برخى ديگر روشن مىشود. از زندگى وي در
فاصلة ٣٠٠-٣٣٠ق/٩١٢-٩٤٢م اطلاع چندانى در دست نيست، جز اينكه وي براي
استماع از عبدالله بن محمد دينوري به دينور سفري داشته است (نك: خطيب،
٣/٢٩). بسيار محتمل است كه سفر او به موصل و تصدي منصب قضا در آنجا (همو،
٣/٣٠) مربوط به همين دوره باشد.
ابن جعابى در دوران حكومت اِخشيد (٣٢٤-٣٣٤ق) سفري به مصر كرد و با او ديدار
كرد (ذهبى، سير، ١٦/٩٢). وي مدتى را نيز نزد سيفالدوله، حاكم شيعى حلب
(٣٣٣-٣٥٦ق) گذراند (ابن نديم، همانجا). ابن جعابى بجز حلب به ديگر نقاط شام
از جمله دمشق و منطقة ساحلى مديترانه نيز سفر كرد (مفيد، ٣١١؛ ذهبى، سير،
همانجا؛ قس: همو، تذكرة، ٣/٩٥٣). گر چه روايات در مورد ترتيب اين سفرها كمى
با هم اختلاف دارند، ولى شايد بتوان همة سفرهاي مذكور به مصر وشام را متصل
به يكديگر و كمى قبل يا بعد از ٣٣٣ق/٩٤٥م دانست. به هر حال وي به بغداد
بازگشت (خطيب، ٣/٢٧؛ ذهبى، تذكرة، همانجا). حاكم نيشابوري بين سالهاي
٣٤١-٣٤٣ق (نك: فارسى، ٦) و ان عياش (ص ٨، ٢٢) پس از ٣٤٠ق از شاگردان او در
اين دوره بودهاند. ابن جعابى در ٣٤٨ق در ارجان (ه م) نزد ابن عميد، وزير
مشهور آل بويه بوده (خطيب، ٣/٣٠) و ظاهراً كمتر از يك سال بعد همراه او به
بغداد بازگشت (سمعانى، ٣/٢٨٦)، اما در آنجا درنگ نكرد و در ٣٤٩ق روانة اصفهان
شد (ابونعيم، ٢/٢٨٧). اطلاعات ما در مورد سالهاي ٣٤٩-٣٥٣ق اندك است، ولى
مىدانيم كه وي در ٣٥٣ و ٣٥٤ق در بغداد بوده و شيخ مفيد (ص ١٠٩-١١٠) و ابن
بابويه ( امالى، ٣٨٦) در آنجا از او استماع كردهاند. ابن جعابى در طول حيات
خود حداقل يك بار به كوفه (مفيد، ٣١٨) و دو بار به رقه (خطيب، ٣/٢٨) سفر
كرده است كه از تاريخ آنها خبري نداريم. سرانجام وي در بغداد درگذشت
(سمعانى، ٣/٢٨٧؛ قس: خطيب، ٣/٣١).
ابن جعابى در حفظ و ضبط متون و اسناد احاديث توانا بود و علاوه بر نقل به
نقد حديث نيز مىپرداخت (خطيب، ٣/٢٧- ٢٨؛ طوسى، الفهرست، چ نجف، ١٥١). ابن
جعابى در احوال و انساب رجال اطلاعات وسيعى داشت، از بزرگترين مشايخ عصر
خود در عراق و شام و مصر حديث شنيد، و اسانيد اهل خراسان را نيز در اختيار
داشت (نك: خطيب، همانجا). از جمله مشايخ وي مىتوان ابوبكر محمد بن يحيى
مروزي، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعة حضرمى، ابوبكر جعفر
بن محمد فريابى، ابوبكر محمد بن محمد بن سليمان باغندي، احمد بن محمد بن
عقدة همدانى، و ابومحمد هيثم بن خلف دوري را نام برد (مفيد، ٢١، ٢٥١، ٣٣٢؛
خطيب، ٣/٢٦-٢٧). از شاگردان و راويان وي نيز مىتوان از ابوالحسن على بن
عمر دارقطنى، ابوحفص عمر بن احمد بن شاهين، ابومحمد هارون بن موسى
تلعكبري، ابوعبدالله حسين بن عبيدالله غضائري، ابوالفتح هلال بن محمد
حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد
خازن و ابونعيم احمد بن عبدالله اصفهانى نام برد (ابن رستم طبري، ٩٣؛
طوسى، الفهرست، چ نجف، ١١٤، ١٥١؛ همو، رجال، ٥٠٥؛ همو، امالى، ١/٣٦١- ٣٦٥؛
خطيب، ٣/٢٦).
اينكه مذهب ابن جعابى امامى بوده، بارها توسط رجال نويسان مورد تأييد قرار
گرفته است (ابن نديم، همانجا؛ خطيب، ٣/٢٦، ٣٠)، اما در مورد وثوق وي اقوال
اهل سنت مختلف است. دارقطنى در روايتى بر امانت او در روايت تأكيد كرده،
ليكن بعضى از معاصران وي او را مورد طعن قرار دادهاند (خطيب، ٣/٣٠-٣١؛
ذهبى، تذكره، ٣/٩٥٣؛ همو، سير، ١٦/٩١). برخى رجالنويسان متأخر با تكيه بر
اين اتهامات ابن جعابى را در دين سست دانسته و فاسق شمردهاند (ذهبى،
ميزان، ٣/٦٧٠)، از عوامل تضعيف او توسط افراد ياد شده، تشيع ابن جعابى (نك:
خطيب، ٣/٣١) و همنشينى او با متكلمان (نك: ذهبى، سير، ١٦/٩١) قابل ذكر است،
اما در كتب رجالى شيعه وي مورد مدح قرار گرفته است (نجاشى، ٣٩٤)، حتى در
بعضى نسخ الفهرست طوسى (چ نجف، ١١٤) وي توثيق شده است (نك: حر عاملى،
٢٠/٢٨٣؛ اردبيلى، ١/٦٣٧؛ قهپايى، ٤/٢٦٣؛ قس: طوسى، الفهرست، چ كلكته، ٢٣٩؛
علامة حلى، ١١٩؛ ابن داوود، ٢٦٠).
آثار: به گفتة خطيب بغدادي (٣/٢٦)، ابن جعابى آثار زيادي در حديث، تاريخ و
رجال تأليف كرده است. برخى گفتهاند كه او به هنگام احتضار دستور داده تا
كتابهايش را بسوزانند، و در پى آن تلى از كتاب به آتش كشيده شد (خطيب،
٣/٣١؛ ذهبى، سير، ١٦/٩٠)، پيش از آن نيز بخشى از كتابهايش در رقه از بين
رفته بود (خطيب، ٣/٢٨)، با اينهمه قسمتى از آثار وي تا مدتى پس از مرگش
باقى بوده است. برخى از اين آثار كه در حال حاضر اثري از آنها در دست
نيست عبارتند از:
١. تسمية من روي الحديث و غيره من العلوم و من كانت له صناعة و مذهب و
نحلة (طوسى، الفهرست، چ نجف، ١٥١؛ قس: همان، چ كلكته، ٣١٠).
٢. الشيعة من اصحاب الحديث و طبقاتهم، كه بر اساس گزارش نجاشى (ص ٣٩٥)
اين كتاب حداقل تا يك سده پس از ابن جعابى باقى بوده است.
٣. من حدث هو و ولده (ابوه) عن النبى(ص)، ابن حجر (١/٣٨، ٢/٣٢٠) آن را به
وي نسبت داده و از آن نقل كرده است.
٤. من روي حديث غديرخم (نجاشى، همانجا). ابن شهر آشوب احتمالاً اين كتاب
را ديده بوده است. وي متذكر شده كه ابن جعابى حديث غدير را از ١٢٥ طريق
گرد آورده است (٣/٢٥). هفت طريق از طرق مزبور را ابن بابويه در معانى
الاخبار (ص ٦٥ -٦٧) نقل كرده است (در مورد ساير آثار وي نك: ابن نديم،
نجاشى، همانجاها؛ طوسى، فهرست، چ نجف، همانجا).
مآخذ: ابن بابويه، محمد، الامالى، بيروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ همو، معانى الاخبار،
به كوشش على اكبر غفاري، بيروت، ١٣٩٩ق/١٩٧٩م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد،
الاصابة، قاهره، ١٣٢٨ق/١٩١٠م؛ ابن رستم طبري، محمد، دلائل الامامة، نجف،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ ابن شهر آشوب، محمد، المناقب، قم، ١٣٧٨ق؛ ابن عياش جوهري،
احمد، مقتضب الاثر، قم، ١٣٧٩ق؛ ابن نديم، الفهرست؛ ابونعيم اصفهانى، احمد،
حلية الاولياء، قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ اردبيلى، محمد، جامع الرواة، بيروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ حر عاملى، محمد، وسائل الشيعة، بيروت، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ حلى،
حسن، الرجال، به كوشش جلالالدين محدث، تهران، ١٣٤٢ش؛ خطيب بغدادي، احمد،
تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛ ذهبى، محمد، تذكرة الحفاظ، حيدرآباد دكن،
١٣٣٣-١٣٣٤ق؛ همو، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و ديگران، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره،
١٣٨٢ق/١٩٦٣م؛ سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان يمانى،
حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ طوسى، محمد، الامالى، بغداد، ١٣٨٤ق/ ١٩٦٤م؛ همو،
رجال، به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛ همو، الفهرست،
به كوشش محمد صادق آل بحرالعلوم، نجف، المكتبة الحيدرية؛ همان، به كوشش
اشپرنگر، كلكته، ١٢٧١ق/١٨٥٣م؛ علامة حلى، حسن، رجال، به كوشش محمد صادق
آل بحرالعلوم، نجف، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ فارسى، عبدالغافر، تاريخ نيسابور المنتخب
من السياق، به كوشش محمد كاظم محمودي، قم، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ قهپايى، على،
مجمع الرجال، به كوشش علامة اصفهانى، اصفهان، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ مفيد، محمد،
الامالى، به كوشش استاد ولى و غفاري، تهران، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نجاشى، احمد،
رجال، به كوشش موسى شبيري، قم، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧م. احمد پاكتچى (رب) ٢٢/١/٧٧
ن * ٢ * (رب) ٣١/١/٧٧