دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٩
| ابن جاندار جلد: ٣ شماره مقاله:١٠١٩ |
اِبْنِ جانْدار، حسين بن شهابالدين بقاعى كركى عاملى (١٠١٢- ١٠٧٦ق/١٦٠٣-
١٦٦٥م)، اديب، نحوي، شاعر، متكلم، اخباري و نيز طبيب، ضبط «جاندار» كه نام
يكى از نياكان او و در فارسى به معناي نگهبان و سلاحدار است، مورد اختلاف
است و به صورت خاندار (ابن معصوم، سلافة، ٣٤٧) نيز آمده و برخى به جاي آن
«حيدر» آوردهاند (حرّ عاملى، ١/٧٠)؛ اما در بيشتر مآخذ «جاندار» ترجيح داده
شده است (نك: محبى، ٢/٩٠؛ كحاله، ٤/١٢؛ زركلى، ٢/٢٣٥؛ خليلى، ١/١٣٣).
وي در يكى از نواحى لبنان كنونى زاده شد. از شرح زندگى و دوران تحصيل او
چه در كودكى و چه بعد از آن اطلاع دقيقى نداريم، فقط مىدانيم كه وي از
بهاءالدين محمد بن حسين معروف به شيخ بهائى (د ١٠٣١ق/١٦٢٢م) اجازة روايت
داشته است (كشميري، ٩٤). شيخ حر عاملى (١٠٣٣-١١٠٤ق/١٦٢٤-١٦٩٣م) علم و ادب
او را ستوده است و در فضيلت اشعارش گويد: «اشعار او مخصوصاً در مدح اهل بيت
نيكو و لطيف است» (١/٧٠-٧١). محبى (١/٩٠) نيز گويد كه وي در ساختن شعر
استعداد فراوان داشته و اشعارش زيبا و داراي مضامينى بديع است.
ابن جاندار ابياتى در مدح ابن معصوم و قصايدي در مدح پدر او سروده است
(نك: ابن معصوم، سلافة، ٣٤٨- ٣٥٩) و احتمالاً همين امر سبب شده كه ابن
معصوم او را با عبارات مسجع و پر طمطراق خويش بستايد و بگويد: «او در كسب
كمالات و فضايل يگانة عصر خود بود» (همان، ٣٤٧). قصايدي كه ابن جاندار در
مدح پدر او سروده، همه به سبك و قالب اشعار كهن عرب است و كمتر اثري از
نوآوري در آنها به چشم مىخورد و حتى نخستين قصيدة وي مورد انتقاد قرار
گرفته است (ابن معصوم، انوار، ١/٨١؛ همو، سلافة، ٣٥١). ابن جاندار علاوه بر
شعر و ادب به علومى چون منطق و حديث نيز مىپرداخت. بنا به گفتة ابن
معصوم وي در اواخر عمر به علم طب روي آورد ( سلافة، ٣٤٧). او در استنباط
احكام شرعى از روش اخباريون پيروي مىنمود (امين، ٦/٣٦).
ابن جاندار به ايران نيز مسافرت كرد و مدتى در اصفهان اقامت گزيد (حر
عاملى، ١/٧١)، اما معلوم نيست كه اين سفر در چه سالى و به چه قصدي بوده
است. وي كه همواره در سفر بود، عاقبت در ١٠٧٤ق/ ١٦٦٤م به حيدرآباد هند آمد
(ابن معصوم، سلافة، ٣٤٧؛ همو، انوار، ١/٨١) و سرانجام در همانجا درگذشت.
از ابن جاندار آثار چاپى و خطى باقى مانده كه به شرح زير است: ١. ديوان
شيخ حسين بن شهاب الدين، اسكندريه، ١٢٩٠ق، چاپ سنگى (آقابزرگ، ٩(١)/٢٤٨)؛
٢. عقود الدرر فى حل ابيات المطول و المختصر. اين كتاب شرحى بر شواهد ابيات
كتابهاي مطول و مختصر سعدالدين تفتازانى است كه چندين بار در ايران و
كشورهاي ديگر به چاپ رسيده است (مشار، ٦٢٩؛ سركيس ٢/١٢٦٤)؛ ٣. هداية الابرار
الى طريقة الائمة الاطهار. اين كتاب كه داراي يك مقدمه، ٨ باب و يك خاتمه
است، به بيان موارد نزاع بين طرفداران و مخالفان اجتهاد و صحت و حجيت
احاديث موجود و علم درايه و اينكه هر واقعهاي نزد ائمه(ع) داراي حكمى
معين و دليلى قطعى است و بطلان اجتهاد و تقليد و عمل به احتياط و نيز
غفلتهاي اصوليان متأخر پرداخته است (كنتوري، شم ٣٣٩٤). حر عاملى (١/٧١)،
كشميري (ص ٩٣) و بغدادي (٢/٧١٨) سهواً اين كتاب را در اصول دين دانستهاند.
مؤلف تحرير آن را در ربيعالثانى ١٠٧٣ق به پايان برده است. نسخههاي اين
كتاب در كتابخانههاي ايران و عراق موجود است (آستان قدس، ٦/٩٨). همچنين
قصيدهاي در ١٧ بيت با قافية «حا» از اشعار او مىشناسيم كه در كتابخانة ملى
تبريز به شمارة ١١/١٠٣٥ ضمن مجموعهاي به نام قصايد متفرقه آمده است (ملى
تبريز، ٣/١٠٢٦)، نسخة ديگري نيز از آن در كتابخانة برلين موجود است ( آلوارت،
.(VII/٨٠٦٣
آثار ديگري نيز به وي منسوب است كه فعلاً اثري از آن در دست نيست. اين
آثار عبارتند: ١. ارجوزة فى المنطق؛ ٢. ارجوزة فى النحو؛ ٣. كتاب الاسعاف؛ ٤.
حاشية البيضاوي (حر عاملى، ١/٧٠-٧١)؛ ٥. حاشية المطول (قمى، ١٣٦)؛ ٦. رسالة فى
طريقة العمل؛ ٧. رسائل فى الطب (حر عاملى، ١/٧١)؛ ٨. رسائل فى اصول الدين
(قمى، ١٣٦)؛ ٩. السلاسل و الاغلال كه قصايدي در اهاجى است (محبى، ٩٠؛
بغدادي، ٢/٢٠)؛ ١٠. شرح نهج البلاغة كه شرحى بزرگ بوده است (حر عاملى،
١/٧٠)؛ ١١. كتاب بزرگى در طب؛ ١٢. كتاب مختصري در طب (حر عاملى، همانجا)؛
١٣. كنز اللا¸لى كه قصايدي در مدح است (بغدادي، ٢/٣٨٧)؛ ١٤. مختصر الاغانى
(حر عاملى، ١/٧١).
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ آقابزرگ، الذريعة؛ ابن معصوم، صدرالدين، انوار
الربيع فى انواع البديع، به كوشش شاكر هادي شكر، نجف، ١٣٨٨ق؛ همو، سلافة
العصر فى محاسن الشعراء بكل مصر، تهران، ١٣٢٤ق؛ امين، محسن، اعيان الشيعة،
به كوشش حسن امين، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، ايضاح
المكنون، استانبول، ١٩٤٧م؛ حر عاملى، محمد، امل الا¸مل، به كوشش احمد
حسينى، بغداد، ١٣٨٥ق؛ خليلى، محمد، معجم ادباء الاطباء، نجف، ١٣٦٥ق/١٩٤٦م؛
زركلى، خيرالدين، الاعلام، بيروت، ١٩٨٦م؛ سركيس، چاپى؛ كحاله، عمررضا،
معجم المؤلفين، بيروت، ١٩٥٧م؛ كشميري، محمدعلى، نجوم السماء فى تراجم
العلماء، قم، ١٣٩٤ق؛ كنتوري، اعجاز حسين، كشف الحجب و الاستار عن السماء
الكتب و الاسفار، به كوشش محمد هدايت حسين، كلكته، ١٩٣٥م؛ محبى، محمد
امين، خلاصة الاثر فى اعيان القرن الحادي عشر، بيروت، مكتبة خياط؛ مشار،
چاپى عربى؛ ملى تبريز، خطى؛ نيز:
Ahlwardt.
على اكبر ضيائى (رب) ٥/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٥/١٢/٧٦