دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٦
| ابن جابر، شمس الدين جلد: ٣ شماره مقاله:١٠١٦ |
اِبْنِ جابِر، شمسالدين ابوعبدالله محمد بن جابر بن محمد وادي آشى اندلسى
تونسى (٦٧٣ - ٧٤٩ق/١٢٧٤- ١٣٤٨م)، راوي و محدث مالكى. اصل وي از وداي آش
غرناطه بود. در تونس زاده شد (ابن فرحون، ٣١١؛ ابن حجر، ٥/١٥٢) و همانجا
پرورش يافت. از پدر خويش جابر، احمد بن غماز بلنسى، قاضى القضات ابواسحاق
بن عبدالرفيع، خلف بن عبدالعزيز، يونس بن ابراهيم (ابن جابر، :٦٧ يوسف
ابن ابراهيم) جذامى و ابومحمد عبدالله بن هارون حديث شنيد. قرائات هفتگانه
را از ابوالقاسم اَلبيري، احمد بن موسى طبرنى (همو، ٢٨ ؛ بطرانى) و ابوجعفر
بن زيات فراگرفت، پس آهنگ سفر كرد. در دمشق از بهاء بن عساكر، در مكه از
رضى طبري، در خليل از جعبري، در مصر از على بن عمر وافى، و در اسكندريه از
عبدالرحمان بن مخلوف حديث شنيد. ابن حجر (همانجا) و ابن فرحون (ص ٣١١-٣١٢)
از اينان و شماري ديگر از استادان او ياد كردهاند، اما ابن جابر خود فهرست
كاملى از آنان در برنامج آورده است.
ابنجابر دوبار بهمشرق سفركرد؛ نخست درحدود ٧٢٠ق/١٣٢٠م بود و چون بازگشت،
آهنگ مغرب كرد تا به طنجه١ رسيد (ابن حجر، ٥/١٥٢-١٥٣) و در ٧٢٦ق/١٣٢٦م به
غرناطه رفت (ابن فرحون، ٣١٣). بار دوم در ٧٣٤ق/١٣٣٤م آهنگ سفر كرد. در اين
سفر بسياري از او استماع كردند و الاربعين البلدانية را تأليف كرد و از آن و
از موطأ به روايت از ابن غماز و ديگران حديث مىگفت (ابن حجر، ٥/١٥٣). وي
از ١٨٠ تن از مشايخ مشرق و مغرب روايت نوشت و آن قدر روايت از مشايخ
فراگرفت كه در جمع روايت و حديث در مغرب يگانة روزگار شد. ابن فرحون موطا
مالك را به روايت يحيى بن يحيى در ٧٤٦ق/ ١٣٤٦م در حرم نبوي از او شنيده
است (ص ٣١١، ٣١٣). عبدالرحمان ابن خلدون او را «امام محدثين» و «صاحب
رحلتين» خوانده و نوشته است كه در تونس كتاب مسلم بن حجاج را جز اندكى
از كتاب صيد، و كتاب موطّأ را از آغاز تا به انجام از او شينده و بعضى از
«امهات خمس» و كتب زيادي را در عربيت و فقه از او اجازه گرفته و مىافزايد
كه ابن جابر از مشايخ خود كه در برنامج ذكر آنان را آورده، او را آگاه
كرده است (ص ١٩-٢٠). ابن خطيب (د ٧٧٦ق/١٣٧٤م) او را ديده و با صفات راويه
و رحال از او ياد كرده است ( نفاضه، ٦٤). خطيب بن مزروق از او استفاده
فراوان برده (مقري، نفح الطيب، ٥/٢٠٠) و ابنعرفه صحيحين را نزد او شنيده
است (سراج، ١(٣)/٥٧٨). ابواسحاق تنوخى نيز از او استماع كرده (ابن حجر،
٥/١٥٣) و احمد بن على معروف به ابن خاتمه از او روايت كرده است (ابن
خطيب، الاحاطة، ١/٢٤٩).
ابن جابر محدث و مقري بود و به لغت، نحو و شعر آشنايى داشت. ابن مزروق
ديوان بزرگى از اشعار او داشته است (مقري، نفح الطيب، ٥/٢٠٢). او اجزاء
بسياري از تأليفات متأخرين را به خط خود نوشته (ابن قاضى، ٢/١٠٢). ابن
فرحون (ص ٣١٣) در فقه او را كم بضاعت خوانده و نوشته است كه از آن جهت
از او ياد كرده كه وي از مشايخ پيشين روايت مىكرده و خود نيز استاد ابن
فرحون و بسياري از معاصران او بوده است. مقري ( ازهار، ٣/٢٧٣) ابياتى از
نقل كرده است. ابن حجر (همانجا) شخصيت و اخلاق او را ستوده است. ابن جابر
سرانجام به تونس بازگشت و در بيماري همهگير طاعون در ربيعالاول ٧٤٩/ ژوئن
١٣٤٨ درگذشت.
آثار:
١. برنامج (يا مشيخة)، چنانكه در مقدمة برنامج آمده است، يكى از ارباب
روايت از ابن جابر خواسته است تا نامهاي استادان بزرگى را كه در تونس يا
در سفرها ملاقات كرده با آنچه كه از آنان آموخته است، ثبت كند. او برنامج
را در اين باره تأليف كرده و آن را در دو جزء قرار داده است. در جزء اول
به بيان نام، نسب، كنيه و شرح زندگانى و آثار آنان پرداخته و در جزء دوم
آنچه از آنان روايت شده، ذكر كرده و تنها در صورت اجازة روايت، به ايشان
نسبت داده است. ابن جابر برنامج را به شيوة خاص مغرب و بدون رعايت ترتيب
الفبايى تأليف كرده است. كتاب را از ترجمة ابن غماز بلنسى آغاز كرده و با
گزارش نام و نسبت ابن زيتون، ابواسحاق بن عبدالرفيع، بدرالدين بن جماعه
و ديگران ادامه داده و ترجمة پدر خود، جابر را نيز آورده است. در جزء دوم
برنامج به تأليفات پرداخته، از كتب علوم قرآنى آغاز كرده و سپس كتب حديث
را ذكر كرده است. كتب حديث بيشترين سهم را در روايات او دارند. تا آنجا كه
برنامج او را تقريباً مىتوان دفتري از كتب حديث دانست (اهوانى، ١/١٠٦-
١٠٨). نسخة خطى برنامج به خط خوش مغربى كه در عهد مؤلف كتابت شده در
كتابخانة اسكوريال نگهداري مىشود (سيد، ٢(٣)/٤٥-٤٦؛ ١٦٢ , ١ ESC). برنامج چند
بار به چاپ رسيده است.
٢. ديوان، در مدح پيامبر اكرم(ص) كه نسخهاي از عقد دوم از مجموع دو عقد
آن كه در ٨٨١ق/١٤٧٦م تحرير شده در كتابخانة تيموريه نگهداري مىشود (سيد،
١/٤٥٠). همچنين گزيدههايى از اشعار او در خزانة يعقوب سركيس بغداد موجود است
(عواد، ١٢٢).
٣. چهل حديث ( اربعون حديثاً يا الاربعين البلدانية )، كه در جريان سفرها آن
را تأليف كرده و اهميت و دامنة وسيع كوشش او را در طلب حديث نشان مىدهد
(ابن حجر، ٥/١٥٣؛ ابن فرحون، ٣١٣). از وجود نسخهاي از اين اثر اطلاع
نداريم. در شمار آثار ابن جابر، حاشيه بر قصيدة عروضية المقصد الجليل ابن
حاجب (ابن قاضى، ٢/١٠٣)، اسانيد كتب المالكية و الترجمة العياضية را نيز ياد
كردهاند (ابن فرحون، همانجا).
مآخذ: ابن حجر، احمد، الدرر الكامنة، به كوشش شرفالدين احمد، حيدرآباد دكن،
١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة فى اخبار غرناطة، به كوشش محمد
عبدالله عنان، قاهره، ١٣٧٥ق/١٩٥٥م؛ همو، نفاضة الجراب، به كوشش احمد مختار
عبادي و عبدالعزيز اهوانى، قاهره، دارالكاتب العربى؛ ابن خلدون، التعريف،
بيروت، ١٩٧٩م؛ ان فرحون، ابراهيم، الديباج المذهب، به كوشش عباس شقرون،
قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن قاضى مكناسى، احمد، درة الحجال، به كوشش محمد
احمدي ابوالنور، قاهره، ١٩٧٢م؛ الاهوانى، عبدالعزيز محمد، «برنامج الوادي
آشى»، مجلة معهد المخطوطات العربية، س ١، شم ١، رمضان ١٣٧٥/ مه ١٩٥٥؛ سراج،
محمد، الحلل السندسية، به كوشش محمد حبيب هيله، تونس، ١٩٧٠م؛ سيد، خطى؛
عواد، كوركيس، فهرست مخطوطات، بغداد، ١٣٨٥ق/١٩٦٦م؛ مقري، احمد، ازهار
الرياض، به كوشش مصطفى سقا و ديگران، قاهره، ١٣٥٨ق/ ١٩٣٩م؛ همو، نفح
الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ نيز:
ESC ١ ; Ibn Jaber, X El Barnamey n , ed, Forneas, Jose M n , Al-Andalus, ١٩٧٣,
vol. XXXVIII, Fasc ١, ١٩٧٤, vol. XXXIX, Fasc ١ & ٢.
محمدآصف فكرت (رب) ٤/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٤/١٢/٧٦