دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٥
| ابن جابر، ابوعبدالله جلد: ٣ شماره مقاله:١٠١٥ |
اِبْنِ جابِر، ابوعبدالله محمد بن احمد اندلسى (٦٩٨ -٧٨٠ق/ ١٢٩٩- ١٣٧٨م)،
نحوي، اديب و شاعر نابيناي مالكى مذهب اهل المرية. وي در محضر اساتيد
بسياري علم آموخت كه مشهورترينشان اينانند: ابوالحسن على بن محمد بن ابى
العيش (قس: ابن حجر، الدر الكامنة، ٧٠، كه ابن العيش آورده است) كه قرآن
و نحو را از وي فرا گرفت، ابوعبدالله محمد بن سعيد رندي و ابوعبدالله محمد
زواوي كه فقه امام مالك و صحيح بخاري را نزد آنان خواند (صفدي، الوافى،
٢/١٥٧؛ همو، نكت الهميان، ٢٤٥). ابن جابر در اواخر ٧٤٣ق/١٣٤٢م از دمشق عازم
حلب شد. صفدي به ملاقات خود با ابن جابر كه در حلب اتفاق افتاده است،
اشاره دارد. همو مىافزايد كه ابن جابر شعر نيكو مىسروده و گاه اشعارش را
براي او نيز مىخوانده است و در نامهاي از او اجازة روايت خواسته كه اين
نامه و جواب آن هر دو به شعر است ( الوافى، ٢/١٥٧- ١٥٨). ابن جابر در اين
شعر مراتب علم و دانش صفدي را، خاصه در شعر و عروض سخت مىستايد. پاسخ
صفدي نيز آكنده از تواضع و فروتنى است، چنانكه گويد خود را در آن مقام
نمىبيند كه كسى از وي اجازة روايت بخواهد (همانجا). ابن جابر در خلال يكى
از سفرهايش به خاور زمين با شخصى به نام ابو جعفر احمد بن يوسف رعينى
غرناطى البيري آشنا شد و با او، خاصه به سبب شعر، پيوند دوستى بست (ابن
خطيب، ٢/٣٣٠). چنانكه اشاره شد، ابن جابر بسيار سفر مىكرد و پس از آشنايى با
احمد بن يوسف، غالباً با او همراه بود. در بسياري از منابع اشاره شده است
كه اين دو دوست به «اعمى و بصير» (مقري، ٣/٤١٧؛ ابن عماد، ٦/٢٦٨؛ سيوطى،
٣٤) و يا به قول ابن حجر ( انباء الغمر، ٢٤٤) در سفر حج به «دو نابينا» شهرت
يافته بودند. اين دو در اثناي سفر، نزد برخى اساتيد نيز دانش مىآموختند،
مثلاً در مصر نزد ابوحيان ادب آموختند و سپس به شام رفته از مزي و جزري و
ابن كاميار حديث شنيدند و در بعلبك الشاطبية را نزد فاطمه بنت نوينى خواندند؛
سپس به حلب و از آنجا به البيره رفتند و در آن شهر اقامت گزيدند. در آنجا
نيز با برخى از علما ديدار كردند. سرانجام ابن جابر، همسر گزيد و از دوست قديم
جدا گرديد (ابن جزري، ٦٠؛ سيوطى، ٣٤؛ ابن عماد، ٦/٢٦٨).
ابن جابر شاگردانى نيز داشت كه ابن جزري يكى از آنان بود و او خود در اين
باره گويد: نزد ابن جابر و دوستش احمد بن يوسف رعينى قصيدة قيجاطى و التيسير
را خواندم (ص ٦٠). برهان حلبى نيز نزد ابن جابر و دوستش حديث شنيد (سيوطى،
٣٤؛ طاش كوپريزاده، ١٥٧). ظاهراً ابن جابر از شهرت و اعتبار فراوانى برخوردار
شده بود، چندانكه ابن فضلالله عمري گويد آرزوي ديدار او را داشت، ولى هرگز
به اين آرزو نرسيد (١١/٥٠٤؛ سيوطى، همانجا).
وي به مدح پادشاهان نيز پرداخته است. از جمله نزد ملك صالح ابن ملك
منصور رفت، شعري در مدح او سرود و ٢٠ هزار درهم صله دريافت كرد (ابن بطوطه،
٢٣٨؛ مقري، ١٠/٢٠٠-٢٠١). در منابع گوناگون به تعدادي از اشعار وي اشاره شده
است (نك: صفدي، همانجا؛ مقري، ١/٤٩، ٣/٤١٧-٤٢١؛ ١٠/١٦٧- ١٩٥، جم؛ نيز نك: ابن
خطيب، ٢/٣٣٠-٣٣٣). ابن جابر سرانجام در البيره درگذشت (ابن حجر، الدرر
الكامنة، ٥/٧١).
آثار چاپى: ١. حلة السيراء فى مدح خير الوري، كه همان قصيدة بديعية العميان
است در مدح پيامبر(ص) كه همراه كتاب سبيل الرشاد الى نفع العباد، تأليف
احمد عبدالمنعم دمنهوري چاپ شده است (قاهره، ١٣٠٥ق). اين كتاب توسط يار و
همسفرش احمد بن يوسف تحت عنوان طراز الحلة و شفاء العلة شرح شده است كه دو
نسخه از آن در برلين و اسكندريه موجود است III/١٤) ؛ GAL, سركيس، ٦١)؛ ٢.
حلية الفصيح ارجوزهاي است در ٦٨٠ ،١بيت. اين كتاب همان كتاب الفصيح
تأليف ثعلب در علم لغت است كه ابن جابر در ٧٤٧ق/١٣٤٦م در البيره آنرا
به نظم درآورده است (حاجى خليفه، ٢/١٢٧٤؛ زركلى، ٥/٣٢٨)؛ ٣. منظومة فى
البديعيات، در چهار بخش كه به كوشش عبدالله مخلص در قاهره، ١٣٤٨ق/١٩٢٩م
به چاپ رسيده است (نقشبندي، ١٣٤).
آثار خطى: ١. ثلاث قصائد، كه در مدح پيامبر(ص) و موعظه و حكمت است (سيد،
١/١٩٧)؛ ٢. رسالة فى السيرة و مولد النبى II/٦) S, )؛ GAL, ٣. سه قصيده در باب
علوم شعري، يك نسخه از آن در پاريس موجود است (دوسلان، ٧١٠ ؛ نك: II/١٥ )؛
GAL, ٤. شرح ارجوزة خلاصة الالفية (سالم، ١/١٤٣)؛ ٥. شرح الفية ابن معطى، كه
در ٨ مجلد است (بغدادي، ٢/١٧٠)؛ ٦. صريحة الحق II/٦) S, )؛ GAL, ٧. عمدة المتلفظ
فى نظم كفاية المتحفظ، ارجوزهاي است در لغت كه اصل آن را قاضى شهاب
الدين محمد بن احمد تأليف كرده و ابن جابر آن را براي ملك مظفر يوسف بن
عمر، يكى از ملوك يمن به نظم درآورده است. سه نسخه از آن معرفى شده
است (ظاهريه، ١٧٩-١٨١)؛ ٨. كتاب الغين فى مدح سيد الكونين، كه مطالب آن
به ترتيب الفبايى تنظيم شده است II/١٤) )؛ GAL, ٩. قصيدة فى مدح المدينة،
اين قصيده شامل ١٨ بيت است (علوش، ١/١٠٣)؛ ١٠. قصيدة دربارة تفاوت ميان
مقصور و ممدود II/١٥) )؛ GAL, ١١. قصيدة دربارة تفاوت بين ظ و ض كه شرحى است
بر كتاب رعينى؛ ١٢. قصيدة دربارة مثلث كه همان غاية المرام فى تثليث
الكلام در ٢٧٢ بيت است؛ ١٣. مقصوره يا الروض الممطور فى نظم المقصور،
قصيدهاي است در مدح پيامبر، يك نسخة خطى از آن در قاهره موجود است (همان،
)؛ II/١٥ ١٤. المقصد الصالح فى مدح ملك الصالح II/٦) S, )؛ GAL, ١٥. منحة
الاعراب و سنحة الا¸داب، منظومهاي است از كتاب ملحة الاعراب ابومحمد قاسم
بن على حريري (جامعه، ١٧(١)/٣٨)؛ ١٦. المنحة فى اختصار الملحة II/١٥) )؛ GAL,
١٧. منظومهاي دربارة نحو؛ ١٨. وسيلة الا¸بق II/١٥) )؛ GAL, ١٩. نفائس الملح و
عرائس المدح، كه ديوان ابن جابر است در مدح پيامبر(ص) و اهل بيت او كه
بغدادي (ص ١٧٠) آن را با اين نام ذكر كرده، ولى طلس (ص ١٥٩) با عنوان
ديوان الهواري از آن نام برده است؛ ٢٠. شرح الفية ابن مالك، بروكلمان
I/٣٦٠) به چهار نسخة آن و زركلى (٥/٣٢٨) به نسخهاي در كتابخانة عبيد دمشق
اشاره دارد؛ ٢١. قصيدة فى اسماء صور القرآن (بغدادي، ١٧٠)، كه عمر فروخ
(٦/١١٤) تحت عنوان فى التورية بسور القرآن از آن نام برده است و مىگويد:
قصيدهاي غراء در مدح رسول اكرم(ص) بوده و برخى آن را به قاضى عياض و
عدهاي به دوست ابن جابر، احمد بن يوسف ابوجعفر رعينى نسبت دادهاند و
صحيحتر آن است كه منسوب به ابن جابر است.
مآخذ: ابن بطوطه، محمد، رحلة، بيروت، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ ابن جزري، محمد، غاية
النهاية، به كوشش گ. برگشترسر، قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ ابن حجر عسقلانى، احمد،
انباء الغمر، حيدرآباد دكن، ١٣٨٧ق/١٩٦١م؛ همو، الدرر الكامنة، به كوشش
شرفالدين احمد، حيدرآباد دكن، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ ابن خطيب، محمد، الاحاطة، به
كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٩٧٤م؛ ابن عماد، عبدالحى، شذرات الذهب،
قاهره، ١٣٥١ق/١٩٣٢م؛ بغدادي، اسماعيل پاشا، هدية العارفين، استانبول،
١٩٥٥م؛ جامعه، خطى؛ حاجى خليفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛ زركلى،
خيرالدين، الاعلام، بيروت، ١٩٨٦م؛ سالم عبدالرزاق احمد، فهرس مخطوطات مكتبة
الاوقاف العامة فى الموصل، موصل، ١٩٧٥م؛ سركيس، چاپى؛ سيوطى، بغية الوعاة،
به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ سيد، خطى؛ صفدي،
خليل، الوافى بالوفيات، به كوشش س. ددرينگ، استانبول، ١٩٤٩م؛ همو، نكت
الهميان، به كوشش احمد زكى بك، قاهره، ١٣٢٩ق/١٩١١م؛ طاش كوپريزاده،
احمد، مفتاح السعادة، حيدرآباد دكن، ١٣٢٨ق/١٩١٠م؛ طلس، محمد اسعد، الكشاف عن
مخطوطات خزائن كتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق/١٩٥٣م؛ ظاهريه، خطى (علوم
اللغة)؛ علوش، ي. س. و عبدالله الرجراجى، فهرست المخطوطات العربية المحفوظة
فى الخزانة العامة برباط الفتح، رباط، ١٩٥٤م؛ عمري، احمد، مسالك الانصار فى
ممالك الامصار، نسخة موجود در كتابخانة سلطان احمد ثالث، استانبول، شم ١١/٢٧٩٧؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربى، بيروت، ١٩٨٣م؛ مقري تلمسانى، احمد، نفح
الطيب، به كوشش محمد بقاعى، بيروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ نقشبندي، اسامه ناصر،
المخطوطات اللغوية، بغداد، ١٩٦٩م؛ نيز:
De Slane, Baron, Catalogue des manuscrits arabes, Paris, ١٨٨٣-١٨٩٥; GAL; GAL,S.
زهرا خسروي (رب) ٤/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٥/١٢/٧٦