دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٣
| ابن ثمنه جلد: ٣ شماره مقاله:١٠١٣ |
اِبْنِ ثُمْنه، محمد بن ابراهيم ملقب به القادر بالله (مق ٤٥٤ق/ ١٠٦٢م)،
فرمانرواي بالاستقلال سيسيل (صقليه). وي اگر چه مسلمان بود، ولى باعث شد
آن جزيره از دست مسلمانان خارج شود و به تصرف مسيحيان (نورمانها١) درآيد.
چون حكومت حسن صمصام آخرين حاكم كلبى در ٤٤٤ق/١٠٥٢م به پايان رسيد،
قائدان (فرماندهان) مسلمان سيسيل هر يك بر بخشى از جزيره حاكم شدند. از آن
جمله عبدالله بن منكوت بر مازر٢، و طرابنش و على بن نعمت معروف به ابن
حواس بر قصريانه٣ و جرجنت٤، و ابن ثمنه بر سرقوسه٥ و قطانيه٦ مسلط شدند
(ابن اثير، ١٠/١٩٥-١٩٦). قطانيه در تصرف ابن كلابى (يا مكلاتى) شوهر ميمونه،
خواهر ابن حواس بود. ابن ثمنه با لشكري آهنگ آن شهر كرد و وارد قطانيه شد.
ابن كلابى را كشت و شهر را متصرف شد و ميمونه خواهر ابن حواس را هم پس از
گذشتن عده به عقد خويش درآورد (نويري، ٢٤/٣٨٠). وي همچنين ابن منكوت را
شكست داد و قلمرو او را در بخش غربى جزيره به تصرف درآورد و لقب القادر
بالله بر خويش نهاد و دستور داد در پالرمو در نماز جمعه خطبه به نام او
بخوانند (عزيز احمد، ٥٨). ابن خلدون مىنويسد كه مردم پالرمو پس از آنكه
صمصام را بيرون كردند، ابن ثمنه را به فرمانروايى خويش برگزيدند. او ابن
اكحل را كشت و به استقلال حكومت كرد (٤(٢)/ ٤٤٩-٤٥٠).
ميان ابن ثمنه و همسرش ميمونه اختلافى پديد آمد و با پوزش خواهى ابن ثمنه
برطرف گرديد، اما پس از مدتى ميمونه از شوهر تقاضا كرد به ديدار برادر برود و
ابن ثمنه او را با تحفهها و هديهها نزد ابن حواس فرستاد. زن آنچه رفته بود
با برادر گفت و ابن حواس سوگند ياد كرد كه نگذارد خواهرش نزد ابن ثمنه باز
گردد. ابن ثمنه كه بر بيشتر جزيره حاكم بود با سپاهى به جنگ ابن حواس
رفت و او را در قصريانه محاصره كرد. ابن حواس به جنگ بيرون شد و ابن ثمنه
را منهزم ساخت و او را تا نزديك قطانيه دنبال كرد و بازگشت. ابن ثمنه كه
لشكريانش را پراكنده ديد، به مالطه٧ نزد رجّار (راجر٨) فرنگى رفت او را
ترغيب به گرفتن جزيره كرد (ابن اثير، همانجا). فرنگيان گفتند كه ما توان
آن را نداريم، زيرا سپاه مسلمانان در جزيره بسيار است، اما ابن ثمنه آنان
را برانگيخت تا در رجب ٤٤٤ق به همراهى خود او حركت كردند. در راه خويش به
سوي قصريانه به مقاومتى بر نخوردند و به هر جا كه گذشتند، آنجا را به تصرف
درآوردند. پس قصريانه را محاصره كردند. ابن حواس به مقابله بيرون شد. او را
شكست دادند و او به دژ بازگشت. آنان نيز دست از محاصرة قلعه برداشتند، ولى
بر بسياري از ديگر مواضع جزيره چيره گشتند (همو، ١٠/١٩٦-١٩٧).
بريتانيكا (ذيل سيسيل٩) نخستين فرود آمدن راجر را به جزيره در ١٠٦٠م (٤٥٢ق)
در نزديك مسينا مىنويسد. عزيز احمد (ص ٨٣) مىگويد كه در ١٠٦١مراجر بارديگر
بهدعوت ابنثمنه بر مسيناحملهكرد، ولى موفق نشد. در اين هنگام جماعتى از
اهل سيسيل - كه به شمال افريقا پناه برده بودند - نزد معز بن باديس رفتند
و او را از رخدادهاي جزيره آگاه ساختند. معز با كشتيى مجهز عزم قوصره١٠ كرد،
اما توفان زمستانى دريا بسياري از سپاهيانش را به كام خويش كشيد. معز در
٤٥٣ق مرد و فرزندش تميم كشتى و سپاه را با دو فرزند خويش ايوب و على روانة
سيسيل ساخت. ابن حواس نخست از ايوب به گرمى استقبال كرد، اما سپس
ناسازگاري پيش گرفت و در جنگى كه بين آن دو رخ داد ابن حواس كشته شد
(ابن اثير، ١٠/١٩٧). در بهار ٤٥٤ق/ ١٠٦٢م؛ راجر به همراهى ابن ثمنه دست به
حمله برد و پتراليا در نزديكى چفالو را اشغال كرد. راجر آهنگ بازگشت به
ايتاليا كرد، ولى ابن ثمنه به نبرد ادامه داد و كشته شد. با مرگ او نورمانها
متحدي ارزشمند را از دست دادند، هر چند به تدريج تمامى جزيره را گرفتند (نك:
همانجا؛ عزيز احمد، ٨٤).
مآخذ: ابن اثير، الكامل؛ ابن خلدون، العبر؛ عزيز احمد، تاريخ سيسيل در دورة
اسلامى، ترجمة نقى لطفى و محمد جعفر ياحقى، تهران، ١٣٦٢ش؛ نويري، احمد،
نهاية الارب، به كوشش حسين نصار، قاهره، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ نيز: Britannica.
محمدآصف فكرت (رب) ٢/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٤/١٢/٧٦