دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠١٢
| ابن ثلجی جلد: ٣ شماره مقاله:١٠١٢ |
اِبْنِ ثَلْجى، ابوعبدالله محمدبن شجاع (١٨١-٢٦٦ق/٧٩٧- ٨٨٠م)، فقيه و محدث
حنفى در بغداد. علت اشتهارش به ثلجى انتساب وي به جدش «ثلج» است
(سمعانى، ٣/١٤٤). او فقه را نزد حسن بن زياد لؤلؤي آموخت و از پيشوايان
فقهى زمان خود شد (ابن تغري بردي، ٣/٤٢). از يحيى بن آدم، اسماعيل بن
علية، ابى اسامة، وكيع، عبيدالله ابن موسى و محمد بن عمر واقدي حديث نقل
كرده است. از ميان كسانى كه از ابن ثلجى نقل حديث كردهاند مىتوان از
يعقوب بن شيبه و نوهاش محمد بن احمد، عبدالوهاب بن ابى حية، عبدالله بن
احمد بن ثابت بزاز نام برد (خطيب، ٥/٣٠٥).
در روزگار ابن ثلجى بحث حدوث و قدم قرآن به شدت در ميان مسلمانان مطرح
بود و بنابر روايت ذهبى ( ميزان الاعتدال، ٣/٥٧٨) وي به مخلوق بودن قرآن
اعتقاد داشت، ولى همو در جاي ديگر ( سير اعلام النبلاء، ١٢/٣٨٠) مىگويد كه
ابن ثلجى در اين مسأله نظر خاصى نداشت.
ابن ثلجى به زهد و پارسايى و مهارت بسيار در فقه و حديث ستوده شده است
(ابن ابىالوفاء، ٢/٦٠)، ولى قواريري، ابوالفتح ازدي (نك: ابن جوزي، الضعفاء
و المتروكين، ٢/٧٠)، ابن عدي (٦/٢٢٩٣) و ذهبى ( العبر، ١/٣٨٢) او را غير ثقه
دانستهاند. به گفتة ابن نديم (ص ٢٥٩) او به معتزله گرايش داشت. مذهب
فقهى ابوحنيفه را نيز شرح و بسط داد و دلايل بسيار براي تقويت آراء و فتاوي
فقه حنفى اقامه نمود. نسبت به امام شافعى نظر مساعدي نداشت، ولى به
هنگام مرگ از او ستايش كرد و گفت كه در مورد او از نظر خود عدول كرده است
(ابن عدي، ٦/٢٢٩٢). احمد بن حنبل با او سخت مخالف بود و در نكوهش او تا حد
تكفير اصرار مىورزيد و هنگامى كه متوكل، خليفة عباسى در مورد ابن ثلجى براي
تصدي امر قضا از او سؤال كرد، ابن حنبل وي را شايستة اين مقام ندانست (ابن
جوزي، المنتظم، ٥/٥٨). به گفتة بغدادي (همانجا) ابن ثلجى در ٤ ذيحجة ٢٦٦ق،
در حال سجده درگذشت و او را، چنانكه وصيت كرده بود، در خانهاش كه در جوار
مسجد بود دفن كردند. ابن نديم (ص ٢٦٠) تاريخ درگذشت او را ٢٥٧ق ذكر كرده
است.
آثار ابن ثلجى عبارتند از: تصحيح الا¸ثار؛ النوادر فى الفروع؛ الكبير؛ كتاب
المضاربة (همو، ٢٦٠)؛ كتاب الكفارات (حاجى خليفه، ٢/١٤٥٣، ١٤٥٩)؛ مناسك
(ذهبى، سير اعلام النبلاء، ١٢/٣٨٠)؛ الرد على المشبهة (ابن ابى الوفاء، ٢/٦١).
از اين آثار اطلاعى در دست نيست، ولى به گفتة سزگين مطالب بسياري از
كتابهاي او را مؤلفان حنفى متأخر در آثار خود جاي دادهاند (١(٣)/٨٥).
مآخذ: ابن ابى الوفاء، عبدالقادر، الجواهر المضيئة، حيدرآباد دكن، ١٣٣٢ق/
١٩١٤م؛ ابن تغري بردي، النجوم؛ ابن جوزي، عبدالرحمان، الضعفاء و
المتروكين، به كوشش ابوالفداء عبدالله قاضى، بيروت، ١٩٨٦م؛ همو، المنتظم،
حيدرآباد دكن، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ ابن عدي، عبدالله، الكامل فى ضعفاء الرجال،
بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ ابن نديم، الفهرست؛ حاجى خليفه، كشف الظنون،
استانبول، ١٩٤١م؛ خطيب بغدادي، احمد، تاريخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق/١٩٣٠م؛
ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب ارنؤوط و صالح سمر، بيروت،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ همو، العبر، به كوشش محمد زغلول، بيروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛ همو،
ميزان الاعتدال، به كوشش على محمد بجاوي، قاهره، ١٣٨٦ق/١٩٦٦م؛ سزگين،
فؤاد، تاريخ التراث العربى، ترجمة محمود فهمى حجازي، رياض، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛
سمعانى، عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان معلمى يمانى، حيدرآباد،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م.
فريدون شيرين كام
(رب) ٢/١٢/٧٦
ن * ٢ * (رب) ٢٤/١٢/٧٦