دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٠٧
| ابن تيانی جلد: ٣ شماره مقاله:١٠٠٧ |
اِبْنِ تَيّانى، ابوغالب تمّام بن غالب بن عمر (٤٣٦ق/١٠٤٤م)، لغتشناس
اندلسى. تاريخ مرگ او را ٤٣٣ق نيز نوشتهاند (سيوطى، ١/٧٤٩). در شهرت او و
نام جدش اختلاف است. گروهى نام نياي او را ابن عمرو و خود او را ابن تيان
گفتهاند (ياقوت، ادبا، ٧/١٣٥؛ صفدي، ١٠/٣٩٨؛ كتبى، ١٠/٢٣٢) و گروهى ديگر ابن
تيّانى (ابن ماكولا، ١/٤٤٣؛ حميدي، ١٧٢)، اما ياقوت در بلدان (٤/٤٩٧) برخلاف
آنچه در ادبا (همانجا) گفته، او را ابن بنّاء خوانده است كه شايد تحريف
كاتبان باشد.
از دوران زندگانى وي اطلاع اندكى در دست است. وي در قرطبه به دنيا آمد،
اما به دلايلى كه بر ما روشن نيست به مرسيه روي نهاد. گويند چون در مرسيه
انجير فراوان است، شايد ناميده شدن او به تيانى به سبب خريد و فروش انجير
بوده باشد (ياقوت، ادبا، ٧/١٣٥-١٣٦؛ قس: ابن خلكان، ١/٣٠١؛ صفدي، همانجا).
وي لغت را از پدرش غالب و ابوبكر زبيدي و ديگران آموخت (ابن خلكان، ١/٣٠١)
و خود از راويان اقوال پدر و ابوبكر زبيدي و عبدالوارث بن سفيان و جز ايشان
و نيز راوي اشعار ابوتمام (مقري، ٣/١٣٥) گرديد (قس: ابن بشكوال، ١/١٢٠؛
ذهبى، ١٧/٥٨٥). منابع ما بيشتر به ذكر پيوستگى وي به اميرابوالجيش مجاهد بن
عبدالله عامري (٤٣٦ق/١٠٤٤م) امير دانيه١، بسنده كردهاند، اما پيش از اين
در زمان المنصور محمد بن ابى عامر (٣٩٢ق/١٠٠٢م) ردپاي وي را در «ديوان
الندماء» مىيابيم (ابن بسام، ١(٤)/١٩). اين روايت شايد تنها سندي باشد كه
حاكى از ارتباط وي با دستگاه خلفاي اموي اندلس است.
گويند امير ابوالجيش به علماي عصر خويش توجه بسيار داشت. گويا زمانى كه بر
مرسيه استيلا يافت، ابن تيانى از تأليف كتاب خويش فارغ گشته بود. وي
پيكى را همراه با خلعت (ابن سعيد، ١/١٦٦) و هزار دينار اندلسى به سوي ابن
تيّانى فرستاد و از وي خواست تا در كتاب خود بيفزايد كه آن را براي امير
ابوالجيش تأليف كرده است. ابن تيانى سخت برآشفت و هدايا را پس فرستاد و در
عبارتى برازنده و بزرگمنشانه گفت: «به خدا سوگند اگر دنيا را به من ببخشند،
هرگز نپذيرم. زيرا من اين كتاب را نه خاص او كه براي هر طالب علمى فراهم
آوردهام» (حميدي، ١٧٢؛ قس: ابن بشكوال، ١/١٢٠؛ ضبى، ٢٥٢؛ ياقوت، همانجا).
ابوبكر مصحفى وزير گويد: من ٣ بار ابن تيانى اديب را ملاقات كردم. دوبار در
مرسيه و بار سوم در المريه (ابن خير، ٣٦٠). اين بار اخير وي براي تدريس به
آنجا آمده بود. ابن تيانى در لغت سرآمد اقران و در مسائل لغوي قول او مورد
وثوق و اعتماد بسيار بود و در ميان مردمان به دينداري و زهد شهرت داشت
(حميدي، همانجا؛ قس: ابن خير، ابن بشكوال، همانجاها) و شايد داستان وي با
اميرابوالجيش كه پيش از اين ذكر كرديم، از نشانههاي پارسايى او باشد.
در باب آثار وي اختلاف نظر بسيار است. سير تاريخى منابع را اينگونه مىتوان
تصوير كرد: گروهى تنها به كتابى از او در لغت، بدون اعتنا به نام آن اشاره
كردهاند (ابن ماكولا، ١/٤٤٣؛ حميدي، ١٧٢؛ سمعانى، ٣/١١٥)، گروهى ديگر، نظر به
اهميت و اعتبار كتاب در تاريخ لغتنگاري، به معرفى آن پرداختهاند، از آن
جمله ابن خير (ص ٣٥٩-٣٦٠) گويد: او را در لغت كتابى است كه در ميان
كتابهاي مختصر و مطول و همانند آن نوشته نشده است، و آن بنا به قول ابن
حيان (٤٦٩ق/١٠٧٦م) تلقيح العين نام دارد. تقريباً بيشتر منابع تا سدة
٩ق/١٥م همين عنوان را از قول ابن حيان نقل كردهاند، اما فيروزآبادي (د
٨١٧ق/١٤١٤م) در كتاب بلغة خود علاوه بر ذكر تلقيح العين، به كتاب ديگري از
او به نام الموعّب اشاره كرده است (ص ٤٤- ٤٥؛ قس: قفطى، ١/٢٦٠). ديگر
آثاري كه به او نسبت داده شده، عبارت است از اخبار تهامة (حاجى خليفه،
١/٢٦)، شرح الفصيح (زبيدي، ١٠/١٥) و مختصر الجمهرة كه گزيدهاي از جمهرة ابن
دريد است GAS,IX٣١٤,)
مآخذ: ابن بسام، على، الذخيرة، به كوشش احسان عباس، تونس، ١٩٨١م؛ ابن
بشكوال، خلف، الصلة، قاهره، ١٩٦٦م؛ ابن خلكان، وفيات؛ ابن خير، محمد،
فهرسة، به كوشش فرانسيسكو كودرا، سارگوسا، ١٨٩٣م؛ ابن سعيد، على، المغرب، به
كوشش شوقى ضيف، قاهره، ١٩٥٣م؛ ابن ماكولا، على، الاكمال، به كوشش
عبدالرحمان المعلمى، حيدرآباد دكن، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ حاجى خليفه، كشف الظنون،
استانبول، ١٩٤١م؛ حميدي، محمد، جذوة المقتبس، به كوشش محمد بن تاويت طنجى،
قاهره، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ ذهبى، محمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط
و محمد نعيم العرقسوسى، بيروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زبيدي، تاج العروس؛ سمعانى،
عبدالكريم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان المعلمى، حيدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/
١٩٦٣م؛ سيوطى، جلالالدين، بغية الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم،
قاهره، ١٣٨٤ق/١٩٦٤م؛ صفدي، خليل، الوافى، به كوشش جاكلين سوبله و على
عمارة، بيروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛ ضبى، احمد، بغية الملتمس، قاهره، ١٩٦٧م؛
فيروزآبادي، محمد، البلغة، به كوشش محمد المصري، دمشق، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ قفطى،
على، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٦٩ق/ ١٩٥٠م؛
كتبى، محمد، عيون التواريخ، نسخة خطى، چستربيتى، شم ٣٣٩٣؛ مقري، احمد، نفح
الطيب، به كوشش احسان عباس، بيروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ ياقوت، ادبا؛ همو،
بلدان، نيز: GAS
ايرانناز كاشيان
(رب) ١/١٠/٧٦
ن * ١ * (رب) ٢٨/١٠/٧٦