فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٧ - مبحث دوم محاسبه خط فقر
اجتماعى مىباشد.
بىگمان، جز اين عوامل، مىتوان عوامل مؤثر ديگرى مانند: شرايط جنگ يا حوادث غير مترقبه را در اين محاسبه مد نظر قرار داد لكن با تفسير موسع از شرايط اقتصادى، نظام ارزشى و فرهنگ عمومى، و نيز آداب و رسوم مىتوان ساير عوامل را در اين سه مؤلفه ادغام و منظور نمود.
چنانكه در مقايسه اين سه عامل نيز نمىتوان به طور قاطع آنها را به اهم و مهم تقسيم نمود و بهاى بيشتر دادن به يكى از اين عوامل بستگى به شرايط عمومى هر جامعه دارد.
به هر حال به استناد اين عامل، مشكل بتوان به يك ميزان معينى در تعيين خط فقر رسيد. به عبارت ديگر اين عوامل نمىتوانند متعلق و محتواى فقر را مشخص سازند و فقر را تعريف كنند. در استفاده از اين سه مؤلفه بايد قبلاً به تعريف و ماهيت و عناصر دخيل در آن توجه نماييم. در مباحث گذشته اشاره كرديم كه فقر گاه با نداشتن حداقل غذا و پوشاك و مسكن شكل مىگيرد و بنابر نظر ديگرى نداشتن حداقلى كه جان با سلامت فرد را تهديد مىكند موجب صدق فقر مىشود و يا با معيارهايى چون درآمد ناكافى براى تأمين ضروريات زندگى مىتوان وجود فقر را تشخيص داد.
در اين محاسبه كه يكى از دو عامل نياز ضرورى و درآمد ضرورى معيار قرار مىگيرند تشخيص خط فقر با توجه به شرايط سه گانه گذشته نياز به اصلى و فرعى كردن ضروريات اساسى زندگى يعنى تغذيه، پوشاك و مسكن دارد تا به تناسب آن درآمد حداقل نيز براى نجات از فقر مشخص گردد.
بىگمان تغذيه اصلىترين نياز طبيعى و حياتى انسان است. انسان بى لباس و فاقد مسكن هر چند درگير مشكلات اساسى است لكن مىتواند در شرايطى با داشتن تغذيه به حيات خود ادامه دهد در حالى كه برخوردارى از لباس و مسكن خوب انسان را از تغذيه بى نياز نمىسازد و فقدان تغذيه در هر حال جان انسان را به طور جدى تهديد مىكند.
مىتوان به تناسب مقدار تغذيه لازم براى ادامه حيات فرد حداقل درآمد را با