فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٢ - و - نگاهى به نصوص رضا و سخط
و - نگاهى به نصوص رضا و سخط
رضا و سخط مردم از مسؤولان، دو حالت اجتماعى است كه مىتواند حالت اول، در مشروعيت و كارآيى زمامداران مؤثر و حالت دوم به عدم مشروعيت و فلج شدن حكومت منتهى گردد.
در نصوص اسلامى بويژه در نهج البلاغه ، رضا و سخط مردم در دو مرحله متفاوت مورد توجه قرار گرفته است و نهايتاً به رضا و سخط عامّه مردم تأكيد شده است و در برابر آن، رضا و سخط اقليت ممتاز و صاحب زر و زور، كماهميت تلقى شده است.
امام على (ع) مىفرمايد:
«و انّ سخط الخاصّه يغتفر مع رضى العامه» [١]
نارضايتى و خشم اقليت صاحب امتياز در جامعه در حالى كه رضايت عمومى مردم فراهم گرديده است. چندان اهميتى ندارد و قابل چشم پوشى است.در حقيقت معنى اين سخن آن است كه با حفظ رضايت اكثريت و عامه مردم، خشم و نارضايى گروههاى صاحب زر و زور جامعه، نمىتواند اثر منفى داشته باشد. زيرا قدرت صاحبان امتياز هنگامى خطرناك است كه بتوانند با زر و زور و تزوير عامه مردم را برعليه قدرت مشروع بشورانند، حال اگر عامه مردم با رضامندى خود حامى قدرت مشروع باشند، جايى براى آسيب رسانى گروه فشار باقى نخواهد ماند.
امام على (ع) خود تلاش فراوان داشت كه رضايت مردم را در كنار اهتمام به عدالت داشته باشد و از اين كه به چنين مطلوبى دست نمىيابد ناخرسند بود و ناخرسندى خود را چنين بيان مىفرمود:
«انّه لايخرج اليكم من امرى رضى فترضونه»
[٢] از زمامدارى و تلاش من به احياى عدالت، چيزى كه شما را راضى كند به دست نمىآوريد تا رضامندى شما در كارى احساس شود. سپس امام (ع) به اين نكته اشاره مىكند كه اگر ابراز رضايت نمىكنيد خشم خود را نيز ظاهر نمىسازيد به گونهاى كه خشم شما موجب گردد كه بر يك نكته اتفاق نماييد و بر آن وحدت نظر داشته باشيد. گويى امام (ع) بر اين خشنود بود كه خشم[١] . رك: نهج البلاغه، نامه ٥٣.
[٢]
. رك: نهجالبلاغه، خ ١٨٠.