فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٢ - مبحث سوم هزينه و درآمد خانوار
كه شايد نياز به بررسى هر خانواده و نتيجهگيرى خاص در هر مورد دارد.
اگر مسأله تغذيه را با دقت بيشتر و بر معيار مواد مفيد و قابل جذب موجود در كالاى مصرفى غذايى مورد بررسى قرار دهيم، ناگزير از حسن انتخاب غذاى مطلوب از ميان اقلام غذايى خواهيم بود و بايد آن دسته از مواد غذايى برگزيده شود كه داراى مواد انرژى زا، پروتئين، كلسيم، آهن و ويتامينها باشند.
در اين ميان محاسبه مواد زايد در خوراكيهايى كه داراى پوست، هسته و ساير زائدههاى غير خوراكى هستند و آگاهى تشخيص قسمتهاى خوراكى از قسمتهاى غير خوردنى بيشتر اقلام غذايى و تفاوت فرهنگها در مصرف آنها همه و همه، عمليات محاسباتى و معيارهاى آن را دچار اشكال مىسازد.
بر همه اين موارد بايد تفاوتهاى اصولى بين شكل زندگى شهرى و روستايى و تفاوتهاى عميق فرهنگى آن دو و حتى اختلاف در ميزان كالرى لازم براى هر فرد را افزود.
آشكار بودن نسبيت در تمام مواردى كه به عنوان معيار در سنجشها و محاسبات خط فقر مورد استفاده قرار مىگيرد ضريب نسبيت را در نتايج حاصله به اندازهاى بالا مىبرد كه هيچگونه اطمينانى بر اين نتايج باقى نمىگذارد.
سه مرحلهاى كردن فقر به صورت باند پايين، باند متوسط و باند بالاى فقر در حالى كه مقسم آن نامشخص است چيزى از ابهام را نمىكاهد. همچنين اضافه كردن اصطلاح ديگرى تحت عنوان دالان فقر، نه تنها چيزى را روشن نمىسازد بلكه بر ابهام كل مسأله مىافزايد.
اصولاً برآورد ميانگين بين يك خانواده فعال زن و شوهر، داراى چند دختر و پسر و همه در سلسله مراتب مختلف در حال اشتغال به تحصيل هستند، فرضاً دو دانشآموز دبستانى، دو دانشآموز دبيرستانى و چهار دانشجو در مقاطع مختلف تحصيلى (چنين خانوادههايى كم نيستند) جمع خانواده را به ده نفر مىرسانند و خانواده از كارافتادهاى كه فقط دو زن و مرد كهنسال آخرين روزهاى عمر خود را مىگذرانند نه تنها آسان نيست بلكه نا ممكن و نتيجه آن فاقد ارزش محاسبهاى است.