فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٧ - مبحث دوم معيارهاى توانمندى بالقوه كار
دانشجو و يك فرزند معلول دارد و يا به عكس آن دو فرزند معلول ذهنى و يك فرزند مشتغل به تحصيل دارد از طريق وجه غالب، گمراه كننده باشد. گزينههاى مربوط به فرد معلول يا دانشجوى در حال تحصيل از نظر نوع و ميزان هزينه متفاوت باشند.
اگر شاخصها از آمارها استنتاج مىشود و مبناى محاسبات را آمارها تشكيل مىدهند چه نيازى به محاسبه ميانگينها وجود دارد.؟ مىتوان محاسبه مربوط به هر خانوار را بر اساس نتيجه آمارى آن خانواده منظور نمود و بر اساس شاخصهاى هر خانواده، از جمع نيازها و راه حلها آمار گرفت و اين آمارها را مبناى برنامهريزى كلان اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى جامعه قرار داد.
مبحث دوم: معيارهاى توانمندى بالقوه كار
در تعريف فقر و شاخصهاى فقرزدايى، موضوع توانمندى بالقوه كار براى تعيين مرز فقر و غنا و نيز انتخاب گزينههاى فقرزدايى، اهميت فوقالعاده دارد. چنان كه ديدگاهها نيز در اين خصوص متفاوت است.
آيا سن بازنشستگى را بايد به معنى سن از كار افتادگى دانست؟ بىگمان اين تصور به لحاظ سن رسمى باز نشستگى در كشورهاى مختلف هرگز قابل قبول نيست.
در كشورهايى چون بلژيك، كامرون، فرانسه، فيليپين و تونس، سن بازنشستگى براى زنان و مردان كارمند و كارگر شصت سال پيشبينى شده و در كشورهايى چون آلمان، اسپانيا، فنلاند، سودان و امريكا براى زنان و مردان، شصت و پنج سال و در كشورهايى چون استراليا، سوئيس، چك، اسلواكى، انگلستان، پرتغال، سن بازنشستگى زنان كمتر از مردان منظور گرديده و در جمهورى اسلامى ايران سن بازنشستگى مردان، پنجاه سال و زنان، چهل و پنج سال تعيين شده است.
بىگمان اگر دانمارك را كه سن بازنشستگى مردان و زنان شاغل را شصت و هفت