فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٨ - مبحث دوم جغرافياى اقتصادى جمعيت
مبحث دوم: جغرافياى اقتصادى جمعيت
جغرافياى اقتصادى را بايد به لحاظ ارتباط مسائل اقتصادى با سرزمين و محيط طبيعى و رابطه معاشى انسان و زمين و نيز با توجه به شرايط اقتصادى اقليمى تعريف نمود و در حقيقت، اين چهار عنصر، مؤلفههاى اصلى جغرافياى اقتصادى را تشكيل مىدهند.
به اين ترتيب مىتوان جغرافياى اقتصادى را چنين تعريف نمود:
بررسى پديدههاى اقتصادى مختلفى كه در زمين به وجود مىآيند و آشنايى با توزيع جغرافيايى اين پديدهها و درك رابطههاى موجود بين آنها و شرايط طبيعى محيط و خصوصيات انسانى و اقليمى به منظور تعيين ميزان تعامل هر كدام از اين عوامل. [١]
جغرافياى اقتصادى عمدتاً راه حلهاى مربوط به دو مسأله اساسى را مورد بررسى قرار مىدهد: نخست، ساماندهى مكانى فعاليتهاى اقتصادى، دوم: عمليات اجرايى اين نوع ساماندهى اقتصادى. به همين لحاظ عوامل مختلف جانبى در جغرافياى اقتصادى اثرگذار مىباشند كه مهمترين آنها، دولتها و جمعيت مىباشد.
دولتها به لحاظ ارتباط آنها با نحوه برخورد با شرايط و محيط طبيعى كه از عناصر اصلى جغرافياى اقتصادى است و در تحليلهاى جغرافياى سياسى مطرح مىباشند كه بدون در نظر گرفتن اين عامل نمىتوان ساماندهى را در جغرافياى اقتصادى به تحليل گذاشت.
رابطه جمعيت با عناصر دخيل در مفهوم جغرافياى اقتصادى را نيز مىتوان در عنصر انسانى اين علم جستجو نمود. خصوصيات انسانى گاه در مقايسه با محيط طبيعى و وضعيت اقليمى تأثير بيشترى در جغرافياى اقتصادى از خود به جاى مىگذارد. در حالى كه در اين رابطه مسأله جمعيت خود از ابعاد مختلف، قابل بررسى مىباشد و يكى از مهمترين و بارزترين خصوصيات جمعيت به عنوان عامل
[١] . رك: محمد محمود الديب، الجغرافيا الاقتصاديه، ص ٤٩-٥٠، چ پنجم، مكتبة الانجلوالمصريه، قاهره ١٩٨٦.