فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧٦ - مبحث دوم اقتصاد مدرن وابسته
مبحث دوم: اقتصاد مدرن وابسته
مدرنسازى اقتصاد بجز امكانات مادى، نياز به فنآورى و حتى زمينههاى فرهنگى مناسب دارد تا موجب وابستگى به كشورهايى كه صاحب فنآورى مدرن هستند نگردد. بىگمان تبديل سيستم حركت درشكه به يك سيستم مكانيكى ماشين خودرو، نياز به گذر از مراحل مختلف و تحولات بنيادى در صنعت و فرهنگ جامعه دارد.
حتى مىتوان گفت كه فنآورى نيز به تنهايى نمىتواند موفقيت يك سيستم اقتصاد مدرن را تضمين نمايد. چنان كه در يك نظام ادارى سنتى برقرار كردن يك سيستم مكانيزه كامپيوترى با تمام امكاناتى كه دارد به تنهايى قادر به تحقق بخشيدن به بوروكراسى مدرن و خودكار نيست.
گرايش كشورهاى در حال توسعه به فنآورى جديد و مدرن كردن اقتصاد بدون در نظر گرفتن ظرفيتهاى لازم همواره به نفع صاحبان فنآورى تمام شده است. زيرا آنها توانستهاند كالاى خود را به فروش برسانند بدون آنكه بهرهورى از تكنولوژى جديد براى كشورهاى مصرف كننده تحقق يابد، اين روند به توسعه كشورهاى پيشرفته و عقبماندگى كشورهاى مصرف كننده و وسعت شكاف بين آنها كمك كرده است و پس از مدتى وسايل مدرن در دست كشورهاى مصرف كننده به صورت اشياى لوكس و تزيينى درآمده است.
تشويق كشورهاى در حال توسعه توسط كشورهاى پيشرفته به مدرن كردن زودرس اقتصاد همواره با مقاصد استعمارى همراه مىباشد. يكى از نمونههاى بارز اين نوع وابستگى اقتصادى را مىتوان در سياستهاى اقتصادى رژيم شاه در دهههاى چهل و پنجاه مشاهده كرد كه از يك سو به اقتصاد ملى و سنتى ايران لطمه وارد آورد و از سوى ديگر صنايع ورشكسته غرب را از سقوط نجات داد.
اصولاً مدرنيزاسيون تنها با وارد كردن ابزار مدرن و وسايل پيشرفته تحقق نمىيابد بايد اين كار با انتقال تكنولوژى همراه باشد تا ضمن امكان بهرهورى از وسايل مدرن توانايى تطبيق دادن وسايل پيشرفته با شرايط موجود و اوضاع