فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٧ - و - كاربرد عقلانيت در اقتصاد اسلامى
كه عمدتاً مبين روش شناخت مسائل امروز اقتصادى است. در حالى كه در روششناسى ويژهاى كه براى اقتصاد سياسى اسلام مطرح نموديم عمدتاً بر گذشته و زمان صدور متن و نص برمىگردد كه با بررسى شرايط زمان و مكان آن مقطع فهم معنى نص معقولتر و آسانتر مىشود و استخراج حكم شرعى براى زمان خاص امكان پذير مىگردد.
بىگمان در روششناسى اقتصاد سياسى، شرايط حال نيز مد نظر قرار مىگيرد و بستر اجراى حكم جايز، داراى اهميت بسيار مىباشد لكن به اين لحاظ بايد گفت كه در خصوص شرايط اجرا، روششناسى اقتصاد به همان بعد چهارم باز مىگردد و ويژگى آن به بررسى زمان و مكان گذشته يعنى مقطع صدور نص منحصر مىشود.
و - كاربرد عقلانيت در اقتصاد اسلامى
عقلانيت در اقتصاد نئوكلاسيك، نقشى مؤثر ايفا مىكند و معمولاً چنين تفسير مىشود كه فرد يا گروهى از مردم هرگز در عرصههاى اقتصاد فرصت آشكار كردن نفع شخصى يا گروهى خود را از دست نمىدهند و سعى مىكنند همواره خواستهها و مطالبات خود را به حداكثر برسانند و موازنه سود و هزينه را به نفع جانب سودمندى ترجيح دهند. اين ديدگاه مبتنى بر رويكرد ليبراليستى در اقتصاد نوين است كه مكتب اطريشى آن را چنين توجيه مىكند كه لذتطلبى و سودجويى پديدهاى است كه از علايق درونى انسان نشأت مىگيرد و اين علاقه بر همه روابط و هنجارهاى اقتصادى اثر مىگذارد. [١]
با توجه به اين نكته ممكن است سؤال شود آيا در اقتصاد سياسى اسلام نيز عقلانيت به عنوان يك روش قابل طرح است؟ تعبد گرايان كه اقتصاد اسلامى را در چارچوب نصوص منحصر مىدانند به اين سؤال پاسخ منفى مىدهند لكن براى اقتصاد دانان مسلمان كه بر اجتهاد صحيح در فهم اقتصاد اسلامى تاكيد مىورزند پاسخ اين سؤال ممكن است كاملاً مثبت باشد.
[١] . رك: مجله سفيد، پيشين، ص ١٣٩.