فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٤٤ - و - نگاهى به نصوص رضا و سخط
«امّا علمت انّ امارة بنى اميه كانت بالسّيف و العنف والجور انّ امارتنا بالرّفق و التألف و الوقار و التقيه و حسن الخلطه و الورع و الاجتهاد فرغّبوا النّاس فى دينكم و فيما أنتم فيه».
مگر به اين نكته نرسيدهاى كه حكومت و زمامدارى بنى اميه بر سلاح و خشونت استوار بود و زمامدارى ما همواره بر رفق، مدارا، الفت، وقار، تقيه، همزيستى، خويشتن دارى و تلاش در راه حق استوار مىباشد. سعى كنيد در مردم نسبت به راه و رسم خودتان رغبت ايجاد كنيد تا با ميل و رضامندى راه شما را بپذيرند.
بىگمان مدارا و رفق و همچنين رغبتى كه امام (ع) آن را مورد تأكيد قرار مىدهد براى آن است كه بتوان از اين طريق رضايت مردم را جلب نمود حتى اگر به لحاظ اعتقادى هم، با مسؤولان همراه نباشند اما نسبت به روش آنها علاقمند و راضى باشند.
بالاترين سخن در ميان جايگاه رضايت عمومى، اين سخن امام على (ع) است كه فرمود: «فان
اجتمعوا على رجل و سمّوه اماماً كان ذلك اللّه رضى»
[١] . اگر مردم بر انتخاب يك فرد گرد هم آمدند و او را به عنوان امام خود برگزيدند در اين رضاى عمومى مىتوان رضايت الهى را مشاهده كرد.[١] . رك: نهج البلاغه، نامه ٦.