فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٢ - مبحث سوم فقر عامل است يا معلول
مىشود توجه نمود:
١. از ميان بردن استعدادها و خلاقيتها:
فرد يا جامعه درگير با فقر قادر به استفاده از استعدادها و امكانات بالقوه و حتى بالفعل موجود نيست و نمىتواند خلاقيتهاى خود را به ظهور برساند. هرز رفتن تواناييهاى مادى و معنوى و خلاقيتها از آثار شوم فقر است
«كاد الفقر ان يكون كفراً»
.
٢. آسيب پذيرى سلامت جسمى و روحى:
در شرايط فقر سلامتى انسانها چه به لحاظ جسمى و چه از نقطه نظر روحى در معرض تهديد قرار مىگيرد و تجربه نشان داده است كه در شرايط فقر، كمتر فردى قادر به حفظ سلامتى مادى و معنوى خويش است.
٣. تهديد امنيت:
فقر عامل شكنندگى امنيت و اقتدار ملى است و در شرايط فقر عمومى هيچ حكومت و دولتى قادر به تأمين امنيت و اعمال اقتدار ملى نيست.
٤. شكنندگى ثبات سياسى:
فقر عامل اصلى آشوبها، عصيانها، اعتصابات، و بحرانهاى سياسى است كه گاه به صورت خود جوش و گاه با تحريك عوامل خارجى عمل مىكند و در نتيجه، ثبات سياسى را شكننده و ناپايدار مىسازد.
٥. سلب اعتماد و غرور ملى:
فقر، كرامت انسانى را تهديد مىكند و از اين طريق اعتماد ملى را سلب و غرور ملى را جريحه دار مىسازد. وجود تجربههاى عينى نشان مىدهد كه فقر، بذر بدبينى مىكارد و اعتماد اقشار جامعه را دچار آسيب مىكند و انسانها را وابسته و از كرامت خود بيگانه مىسازد. آيا تجربه طولانى تاريخ استثمار ملتهاى فقير توسط كشورهاى توسعه يافته براى اثبات اين مطلب كافى نيست.؟
٦. گسستگى پيوند ملى:
همبستگى و اتحاد ملى براى حيات هر جامعهاى ضرورتى اجتناب ناپذير به شمار مىآيد فقر از عواملى است كه همبستگى و اتحاد ملى را همواره تهديد مىكند و احياناً با گسستن پيوندهاى ملى، كشورها را دچار تجزيه ناخواسته مىكند و تماميت ارضى آنها را به مخاطره مىافكند.
٧. توسعه نيافتگى:
عامل فقر از موانع رشد و توسعه اقتصادى است، زيرا هر نوع توسعه به شرايط و عواملى نياز دارد كه مهمترين آنها را در موارد ششگانه گذشته