فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٧ - ج - مدار رضامندى در انديشه اسلام
بىگمان آزادى در ليبراليزم از اين مقوله رضامندى بيگانه است و تنها رضامندى بر اساس اختيار و انتخاب با ملاك عقلانيت آشنا مىباشد.
ب - مقايسه رضامندى و آزادى
با تفسيرى كه از رضامندى به عمل آورديم معلوم گرديد كه رضامندى به گونهاى آزادى را نيز شامل مىگردد ولكن در آن محصور نمىماند و مفهوم رضامندى وسيعتر از مفهوم آزادى است. اگر آزادى را با دو عنصر انتخاب و ملاك صحيح انتخاب تعريف كنيم تفاوت چندانى با رضامندى ندارد.
در اين مقايسه مىتوان به نكته مهمى توجه داشت كه اگر آزادى و استفاده از آن به نحو تحميلى و نوعى اجبار حتى نامرئى همراه باشد بىگمان «رضامندى» بر آن برترى خواهد داشت؛ رضامندى هيچگاه نمىتواند با اجبار واكراه و تحميل همراه باشد و وجود اين نوع عوامل به كلى رضامندى را از ميان برمىدارد در حالى كه آزاديها در بسيارى از جوامع تحميلى است و تحميلها گاه مرئى و گاه از طريق رسانهها به صورت ايجاد عادت و يا شوق و نفرتهاى مصنوعى فاقد عقلانيت، نامرئى است و آزاديهاى نشأت گرفته از اين عوامل هر چند فاقد عقلانيت، حتى از روى اجبار و تحميل باشد آزادى محسوب مىشوند.
ج - مدار رضامندى در انديشه اسلام
رضامندى مدار اصلى در انديشه سياسى اسلام است و حكومتها با معيار رضامندى مردم ارزيابى مىشوند و همچنين مديريتها در نظام ادارى در اقتصاد سياسى اسلام نيز، رضامندى نقش اصلى را ايفا مىكند. رضامندى در ارزيابى قراردادهاى اقتصادى و روابط توليدى و خدمات حرف اول را مىزند. مسائلى چون رابطه كارگر و كارفرما، رابطه ملت با نظام اقتصادى كشور، نرخها، روابط پولى، رابطه كار و سرمايه، ميزان تورم و دهها مسأله اقتصادى در نظام اقتصاد سياسى اسلام بر اساس رضامندى فرد و جامعه تفسير و ارزيابى مىشود.
قرآن ملاك و معيار اصلى «سود» را رضامندى قرار داده است (يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا