فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٢ - مبحث اول نظريه اقتصاد آزاد در اسلام
نشأت گرفته از كاستيهاى افراد و جامعه دانسته و دستورات شرعى در زمينه صبر و آثار معنوى تحمل فقر غير اختيارى و پىآمدهاى آن را اشاره به اين نكته تفسير كردهاند كه نابرابريها در نظام احسن آفرينش اجتنابناپذير است. توصيههاى شرع در احسان به قشرهاى كم درآمد و فقير كه به منظور جبران پىآمدهاى طبيعى نظام اقتصادى اسلام است از احكام غير الزامى و مستحبات به شمار مىآيد و خود به منزله ايجاد انگيزه بر توسعه سرمايه است: (مَثَلُ اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْو [١] ٦ [٤] ٨;الَهُمْ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنٰابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اَللّٰهُ يُضٰاعِفُ لِمَنْ يَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِيمٌ) ١. و حمايتهاى لازم و ضرورى از آسيبهاى اقتصادى جامعه تنها در واجبات مالى اسلام خلاصه شده است: (فَآتِ ذَا اَلْقُرْبىٰ حَقَّهُ وَ اَلْمِسْكِينَ وَ اِبْنَ اَلسَّبِيلِ ذٰلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اَللّٰهِ وَ أُولٰئِكَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ) [٢] .
از ديدگاه اين نظريه اگر تأمين معاش نيازمندان و ترميم كاستيهاى اجتماعى و اقتصادى ناشى از نظام اقتصادى اسلام نياز به هزينههاى بيشتر مىداشت لازم بود در نظام تأمين اجتماعى اسلام منظور مىگرديد و تكاليف و فرايض مالى با كميت بيشترى مطالبه مىشد. چنان كه اين مطلب به صراحت در روايت از امام صادق (ع) آمده است كه فرمود: «اگر خداوند مىدانست فقرا بيش از آنچه كه در زكات مقرر شده نياز دارند مقدار آن را افزايش مىداد.»
نصوصى كه در آنها مال و صاحبان اموال مورد نكوهش قرار گرفتهاند مانند:
(وَ لاٰ يَحْسَبَنَّ اَلَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمٰا آتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مٰا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ) [٣] اشاره به كسانى دارد كه از پرداخت فرايض مالى امتناع مىورزند و حق فقرا و جامعه را كه شرع مقرر نموده ادا نمىنمايند. در اين آيه چنين عملى «بخل» و «شرّ» و اموال آنان «طوق آتشين» و چنين افرادى «اهل آتش» خوانده شدهاند و در مقابل، كسانى كه در فعاليتهاى اقتصادى، حريم شرع را پاس مىدارند و حقوق فقرا و فرايض مالى خود را مىپردازند مصداق آيه: (إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلَّذِينَ اِتَّقَوْا وَ اَلَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ) ٤ياد شدهاند.
[١] . سوره بقره، آيه ٢٦١.
[٢] . سوره روم، آيه ٣٨.
[٣] . سوره آل عمران، آيه ١٨٠.
[٤] . سوره نحل، آيه ١٢٨.