فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤ - الف - استراتژى اقتصادى
«اقتصاد سياسى ديدگاه يا روش و يا ره يافت عينى و عملى است كه از طريق امامت (دولت اسلامى) راه عدالت اجتماعى را در توزيع قدرت و ثروت نشان مىدهد».
بىشك در ارائه اين راه همه عوامل سياسى و اقتصادى و از آن جمله تحولات تاريخى و نتايج كمى و كيفى آمارى به عنوان عوامل مختلف و مؤثر در تشخيص مصلحت مورد مطالعه دقيق قرار گيرد.
الف - استراتژى اقتصادى
برخى نيز با استفاده از واژه استراتژى در اقتصاد تحت عنوان استراتژى اقتصادى از تركيب سياست و اقتصاد و ديدگاههاى مشترك اين دو مقوله به منظور ره يافت به اقتصاد سياسى استفاده نموده و آن را يك هنر توصيف كردهاند.
با توجه به سابقه كاربرد واژه استراتژى در جنگ [١] در حقيقت مطرح كنندگان استراتژى اقتصادى مرز ميان جنگ، سياست و اقتصاد را از ميان برداشته و جنگ سياسى و جنگ اقتصادى را درهم آميختهاند. [٢]
اگر تعبير استراتژى اقتصادى درست باشد مىتوان براى آن تعريفى بدين سان ارائه نمود:
«هنر به خدمت گرفتن همه عوامل و امكانات موجود براى رسيدن به هدفهاى اقتصادى كه توسط سياستهاى كلى دولت تعيين مىشود» [٣] .
همچنين مىتوان با توجه به فرق بين استراتژى، تاكتيك و لجستيك كه هر سه داراى كاربرد در مسائل نظامى مىباشند، استراتژى اقتصادى را اينگونه تعريف نمود:
«استراتژى اقتصادى هنرى است كه قطع نظر از روشها (تاكتيكهاى اقتصادى) و تداركات، آرايش و پشتيبانيها (لجستيك اقتصادى) دولت را قادر مىسازد كه
[١] . رك: نويسندگان، استراتژى معاصر، نظريات و خط مشيها، ترجمه مير فخرايى، ص ٤.
[٢] . رك: آندره بوفر، مقدمهاى بر استراتژى، ترجمه مسعود كشاورز، ص ١٤.
[٣] . همان، ص ٣٠.