فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨ - ب - زكات
است كه مشروح آن در كتابهاى فقهى ارائه گرديده است.
آنچه در اين بحث مىتواند مطرح شود آن است كه زكات بخشى از درآمدهاى دولت اسلامى براى تأمين هزينههاى جارى كشور در زمينههاى فقرزدايى و تأمين نيازهاى عمومى است. منابع زكات عبارت از مجموعهاى از اساسىترين كالاى مورد نياز جامعه بوده و در تعيين مقدار زكات نياز عمومى مستمندان و جامعه دقيقاً مورد توجه قرار گرفته است. [١]
دقت در مواردى كه در قرآن (إِنَّمَا اَلصَّدَق [٦] [٤] ٨;اتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ اَلْمَسٰاكِينِ وَ اَلْعٰامِلِينَ عَلَيْهٰا وَ اَلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي اَلرِّقٰابِ وَ اَلْغٰارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ) [٢] به عنوان مصارف زكات تعيين شده: مستمندان (فقرا)، بيچارگان (مساكين)، مأموران جمعآورى زكات (والعاملين عليها)، به بند افتادگان (فىالرّقاب)، بدهكاران (الغارمين)، در راه خدا (سبيل اللّه) نشان مىدهد كه جمعآورى و مصرف زكات نياز به سازماندهى و تشكيلاتى دارد كه جزئى از وظايف دولت محسوب مىشود و انجام آن به صورت مؤسسات خيريه در كنار دولت اسلامى بسيار بعيد به نظر مىرسد و در دوران نبوى (ص) و عصر علوى، امير مؤمنان (ع) خود عهدهدار سازماندهى نظام زكات بودهاند. [٣]
بسيارى از فقهاى شيعه در صورت مبسوط اليد بودن حاكم شرع (تشكيل دولت) و يا مطالبه فقيه در شرايط عدم بسط يد، پرداخت زكات به دولت اسلامى و يا فقيه جامعالشرايط را لازم دانستهاند٤ و برخى چون امام (قده) در صورت حكم حاكم شرع بر لزوم پرداخت زكات به وى، پيروى از او را براى همگان هر چند كه مقلد او نباشند واجب شمردهاند. [٥] به هر صورت يكى از چهار موردى است كه در روايات از مختصات حاكم شرع بيان شده است.٦
از آيه: (خُذْ مِنْ أَمْوٰالِهِمْ صَدَقَةً) استفاده مىشود كه زكات شباهتى با نظام مالياتى در دنياى معاصر دارد كه صرفاً يك امر دولتى و جزئى از وظايف دولتها محسوب
[١] . وسائلالشيعه، ج ٦، ص ١٤١ و علل الشرايع، ص ١٢٩.
[٢] . سوره توبه، آيه ٦٠.
[٣] . رك: وسائلالشيعه، ج ٦، ص ١٤١ و ١٨٤ و فروع كافى، ج ١، ص ١٢٩ و مكاتيب الرسول، ج ١، ص ٢٢ و ٥٦ و طبقات ابن سعد، ج ٧، ص ٣١ و نهج البلاغه، نامه ٢٥.
[٤] . رك: جواهرالكلام، ج ١٦، ص ٤٣٠ و حدائقالاحكام، ج ١٢، ص ١٢٢.
[٥] . تحريرالوسيله، ج ١، ص ٢٩٣.
[٦] . رك: جواهرالكلام، همان.