فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٢٢ - مبحث هفتم توسعه وابسته
تحصيل كرده فرانسه در آن زمان، توسعه ايران را در ايجاد تأسيسات جديد مدنى با محتواى غربى مىدانستهاند.
روشنفكران عهد مشروطه معتقد بودند راه توسعه ايران همان راهى است كه غرب آن را پيموده و ايران نيز بدون توجه به مسأله استقلال بايد به كمك غرب به همان راه كشيده شود. انديشهاى كه اتاتورك را در تركيه وسوسه كرد و رضاخان بىسواد را در كام خود كشيد و امروز هم هدف آرمانى تركيه لائيك به شمار مىرود كه همواره الحاق به اتحاديه اروپا را براى نيل به توسعه غربى به هر قيمتى كه شده در دستور كار دارد.
از آنجا كه گام اول توسعه در غرب با ليبراليزم آغاز گرديد اينان نيز بر آنند كه آزادى آرمان نا گسستنى از توسعه است و غرب براى رسيدن به توسعه مطلوب، آزادى را با مبارزه عليه كليسا و فئوداليزم آغاز كرد و در اين راه كامياب هم شد به عقيده روشنفكران در كشورى مثل ايران كه نفوذ كليسا و فئودالى به مفهوم غربى وجود ندارد مىتوان اين پروژه را با آزادى در برابر دين آغاز و جاده را براى توسعه وابسته هموار نمود.
غوغاى امروز بر سر دوراهى توسعه با حفظ استقلال و هويت در برابر توسعه وابسته در دوره نخستين بيدارى ايران در عصر ناصرى هم ديده مىشود كه كسانى مانند ملكم خان و سپهسالار، خواهان توسعه به معنى دوم بوده و افرادى چون امير كبير و نويسنده كتاب «شرح عيوب و علاج نواقص مملكتى ايران» به نوع اول مىانديشيدند و الگوى توسعه ملى را مطرح مىنمودند.
در كتاب نامبرده كه در سال ١٢٨٢ ه. ق. به ناصرالدين شاه تقديم شده به جاى سرمايهگذارى كمپانيهاى خارجى «كمپانى خانگى» پيشنهاد شده است كه امروز از آن به توسعه ملى تعبير مىشود.
نويسنده اين كتاب راه حلهاى ملكم خان را چنين توصيف مىكند: «طفلك نادانى است كه چند روزى در خيابانهاى لندن قدم زده، به ايران آمده و راه حلهاى