فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٣ - مبحث سوم فقر عامل است يا معلول
مىتوان يافت تهديد اين عوامل توسط فقر بدان معنى است كه با وجود فقر در جامعه انتظار توسعه پايدار بيهوده است و جامعه مبتلا به فقر همواره در دامن توسعه نيافتگى راه گريزى ندارد.
٨. فقر معنوى و فرهنگى:
فقر ناخواسته همواره با فقر معنوى و فرهنگى تعامل دو جانبه مستمر و پايدار دارد و از يك سو فقر اقتصادى فقر معنوى و فرهنگى را بر جامعه تحميل مىكند و از سوى ديگر خود از فقر معنوى، فرهنگى، زائيده و فربه مىگردد. به طورى كه مىتوان اين سه نوع فقر را، متلازم و غير قابل تفكيك به شمار آورد.
٩. ازدياد مرگ و مير:
مرگ به عنوان پايان زندگى دنيوى هر چند در شرايط طبيعى، خود قانون خللناپذير الهى در طبيعت است لكن مرگ و ميرهاى غير طبيعى كه بر انسان تحميل مىگردد به عنوان يك پديده شوم تلقى مىشود كه فقر يكى از عمدهترين عوامل آن به ويژه در خصوص نوزادان، كودكان و مادران مىباشد.
١٠. فساد اخلاقى و اجتماعى:
انسان همواره از فقر ناخواسته گريزان است و از هر وسيلهاى براى نجات از آن بهره مىگيرد. به اين ترتيب فقر، انسانهاى فروغلطيده در كام خود را به فحشاء، دزدى، اختلاس، كلاهبردارى، فساد ادارى، رشوه خوارى، خيانت در امانت و ديگر فسادهاى اجتماعى مىكشاند و فساد سياسى را رواج مىدهد و استقلال و دستاوردهاى سياسى يك جامعه را مىنمايد.
شايد اين پيامد به تنهايى براى ارائه چهره كريه فقر در جامعه كافى باشد و ماهيت فقر را از يك سو و ضرورت فقرزدايى را از سوى ديگر نشان مىدهد.