فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٣ - مبحث ششم نظم اقتصادى وابسته به نظم سياسى
حاصل از بحرانهاى اقتصادى كشورهاى استكبارى بايد ملتها و دولتهاى جهان سوم را به هوشيارى و محافظهكارى هر چه بيشتر وا دارد و واكنشهاى آنان را در برابر تحركهاى مشكوك جنگطلبان كه به دنبال طعمه خويشند بسيار حساس و حساب شده و پيشگيرانه سازد.
يكى از سادهترين بهانههاى اقتصادهاى استكبارى در دام انداختن قربانيان خود، اختلافات مرزى و به طور كلى جغرافياى سياسى است كه هر لحظه مىتوانند با استفاده از حساسيتهايى كه در خصوص تماميت ارضى كشورها وجود دارد، جنگافروزى كنند و سپس براى آبادكردن ويرانههاى جنگ، اقتصاد بيمار خود را سامان دهند.
مبحث ششم: نظم اقتصادى وابسته به نظم سياسى
چالشهاى دو جانبه ماركسيزم و سرمايهدارى در اثبات و نفى وابستگى نظم اقتصادى به نظم سياسى هر چند با مياندارى سوسياليزم اندكى از رونقش كاسته شد، لكن اين مسأله هنوز هم از اهميت فوق العاده برخوردار است كه چنين وابستگى اصولاً از نوع وابستگى منفى است و با نوعى وابستگى مثبت و سازنده، متفاوت است. بىگمان در همه چالشها از هر دو طرف، تنها يك معيار مورد استفاد قرار مىگيرد و آن هم عدالت اجتماعى است و هر دو طرف بلكه هر سه طرف دعوا با تفسيرى كه از عدالت اجتماعى ارائه مىدهند، مبناى خود را بر اين اصل استوار، تفسير و توجيه مىكنند.
تفسير عدالت اجتماعى مبتنى بر آزادى فرد و بر اساس مالكيت خصوصى، حاكميت نظم سياسى را بر نظم اقتصادى نفى مىكند و تفسير ديگر از آزادى و مالكيت، عدالت اجتماعى را توجيه كننده وابستگى نظام اقتصادى به نظام سياسى مىداند. بىگمان ديدگاه اسلام در زمينه آزادى كه آن را با مسؤوليت همراه مىسازد و نيز در زمينه مالكيت كه آن را با محدوديتهايى محصور مىكند، نتيجه جديدى را