فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦١ - 1 سهمى كه داشته است
الف -
سهمى كه اسلام و مسلمانان جهان در روند توسعه اقتصادى كنونى جهان داشته و ميزان توليد و درآمد جهانى كشورهاى اسلام و يا كليه مسلمانان جهان در فرايند توسعه جهانى چه بوده و در مقايسه با جمعيت و نيز در مقايسه با گروه بنديهاى ديگر جهانى در چه مرحله قرار دارد؟
ب -
نقشى كه اسلام و مسلمانان جهان مىتوانند با داشتن امكانات بالفعل و بالقوه به ويژه با توجه به ذخائر و سرمايههاى طبيعى و نيروى فعال و توانمنديهاى كارى و همچنين با توجه به مبانى اعتقادى و اخلاقى بشر دوستانه در اسلام در روند توسعه جهانى ايفا نمايند.
در اين بحث بيشتر تكيه بر منابع بالقوه و تواناييهاى قابل رشد و استعدادهاى مادى و معنوى قابل شكوفايى است؛ در حالى كه در مبحث قبلى صرفاً آنچه كه هست ملاك مطالعه قرار مىگيرد و واقعيتهاى عينى تعيين كننده شاخصها مىباشند.
[١] . سهمى كه داشته است
در يك محاسبه ساده و سرانگشتى مىتوان از بررسى مسأله يك نتيجه منفى به دست آورد، زيرا در آمارهاى موجود هيچ گونه تناسبى بين جمعيت و نسبت سهم موجود ديده نمىشود و عليرغم اينكه سهم مسلمانان از جمعيت جهانى رقمى نزديك به ٢٠% را نشان مىدهد، سهم آنان از درآمد جهانى فقط رقمى نزديك به ٦% مىباشد.١
به اعتقاد ما اين تحليل و مقايسه فقط ظاهر منحنىها را نشان مىدهد لكن با اندكى تجزيه و تحليل در مقايسه معلولها و پىبرد به علتهاى نامريى مىتوان به اعداد و ارقام و نمودارهايى درست در جهت عكس آنچه كه در گزارشهاى توسعه جهانى گفته مىشود دست يافت و يا حداقل استخراج نمود.
[١] . رك: كتاب بريتانيكا، سال ١٩٩٥، بخش مذهب، آمار ملى، مقايسهاى.