فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٠ - مبحث اول كار و درآمد
١. كار بدون درآمد:
در فرهنگ مادى اقتصاد، كار بدون درآمد مفهوم صحيحى ندارد و نوعى استثمار به شمار مىآيد. لكن در يك جامعه پويا كه رفع نيازهاى عمومى احتياج به كار همگان دارد، كار بدون درآمد شخصى به نفع ديگران و جهت تأمين نيازهاى عمومى و حتى رفع نياز شخصى ديگران از ارزش معنوى والايى برخوردار مىباشد.
كسى كه توان كار مفيدى را دارد و اين كار مىتواند نيازهايى را برطرف سازد چرا انجام ندهد؟ اصولاً انسان مىتواند قوا، استعدادها، و امكانات خود را عاطل و باطل نگهدارد. در مواردى كه با انجام ندادن كارى مىتوان آن را ذخيره نمود، شانه خالى كردن از كار، صورت معقول دارد لكن درجايى كه توان و امكان كار با انجام ندادن آن به هدر مىرود، بىگمان فرار از كار نوعى فرار از زندگى محسوب مىشود.
اين نكته را مىتوان بوضوح در مورد افرادى مشاهده نمود كه توان و امكان كارى بالاتر از ميزان كسب درآمد دارند و مىتوانند افزون بر كارى كه درآمد كافى براى آنان تأمين مىكند كارهاى سودمندى انجام دهند و در صورت عدم انجام آنها، توان و امكانات مازادشان به هدر خواهد رفت.
در منطق دينى، توان و همه امكانات كارى، نعمت، سرمايه و فضل محسوب مىشود كه چون مازاد مال مورد نياز بايد در خدمت ديگران بويژه نيازمندان قرار گيرد. انفاق در فرهنگ قرآن بر همه اين موارد اطلاق مىگردد، بويژه در مورد كسانى كه فاقد مال هستند، از توان و امكانات كارى خود در فايده رساندن به ديگران استفاده مىكنند.
گاه يك مشاوره كه كار فكرى است و نجات درماندهاى با نيروى بدنى، بيش از انفاق مالى سودمند مىافتد. بىگمان نقش نيكوكاران در جامعهاى گرفتار تنگناها است، كار فرشته نجات است، نيك انديشيدن و نيك كار كردن براى گشودن تنگناها و هموار كردن راه زندگى براى همه قبل از آن كه به بذل مال نياز داشته باشد به انديشه و عمل احتياج دارد.
هنگامى كه از ضرورت كار بدون درآمد براى صاحبان توان و امكان سخن به ميان مىآيد بايد به نياز جامعه هم نسبت به اين نوع كار توجه نمود. كار براى درآمد