فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١١٤ - مبحث چهارم ارتقاى سطح درآمد سرانه «توفيرالفىء»
شرايط تحميلى انجام مىگيرد و هيچ نوع وابستگى در ماهيت قرار داد و كار منظور نمىشود. در فقه اسلامى، وابستگى تحميلى نوعى اكراه و با وابستگى خارجى، نوعى سبيل منفى، تلقى شده و محكوم به بطلان مىباشد.
٣. خود كفايى:
خود كفايى مرحلهاى فراتر از عدم وابستگى است. در فرهنگ قرآنى از عدم وابستگى به نفى سبيل تعبير شده و از خود كفايى به «عدم ركون» و «عدم تولى».
مفهوم اين دو واژه آن است كه جامعه اسلامى نبايد با پشتگرمى به بيگانه زندگى كنند و از بيگانگان به عنوان پشتوانه و تكيه گاه استفاده كنند و اين بدان معنى است كه نه تنها، نيروى كار بايد مستقل و ناوابسته باشد بلكه به استعدادهاى بالقوه و بالفعل خود تكيه نمايد و ركون و ولايشان به نيروى لايزال الهى باشد تا با امدادهاى الهى، استعدادهاى بالقوه آنان فعليت يابد و نيروها، شكوفا و بالنده گردد.
٤. روح تعاون:
مشاركت در عمل و همگرايى در اجرائيات همانند مشاوره در مديريتها، مورد تأكيد اسلام است و فايده و ارزش مشاوره و مشاركت تنها از بعد سياسى آن نيست بلكه هدف نهايى سلامت مديريت و سلامت كار است كه در مقايسه با نوع مخالف، از كارآمدى بيشترى برخوردار مىباشد.
٥. روحيه جهادى و ايثار:
توسعه با اهداف صرفاً مادى در پايان به نقطه خود منتهى مىشود و حتى بالا رفتن درآمد ملى و توسعه كشور در بهرهورى فرد به خط پايانى مىرسد و در چنين شرايطى، كار جهادى به معنى كار تا آخرين نفس و ايثار به معنى تقدم قائل شدن براى ديگران، چندان ارزش قابل قبولى تلقى نمىشود در حالى كه در فرهنگ اسلامى، روحيه جهادى و ايثار همواره جاى «من» و «منافع من» مىنشيند و حتى در جايى كه سودى، عايد «من» نمىشود انگيزه كار و تلاش مىگردد و توسعه پايدار به ارمغان مىآورد.
٦. ملازمه علم و عمل:
ارزش عمل در اسلام به ميزان معرفتى است كه فرد عامل دارد. قرآن ارتقاء شكوهمندى و ارجمندى را در علم و ايمان ديده است (يَرْفَعِ اَللّٰهُ