فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣٠ - مبحث دوم جغرافياى اقتصادى جمعيت
كفراً»
مىتوان پيشبينى نمود كه در شرايط فقرزا، نسل نامطلوب به وجود خواهد آمد.
بىگمان اهداف اقتصادى بدون توجه به نيروى بالقوه اقتصادى و عامل انسانى قابل دسترسى نيستند. از اين رو مسائلى چون ساخت جمعيت، تركيب سنى، جنسى و رشد آن و همچنين تغييرات جمعيتى در آينده از مباحث مهم سياست اقتصادى و اقتصاد سياسى به شمار مىآيد. از سوى ديگر، توزيع جغرافيايى جمعيت در يك كشور و پراكندگى آن در مناطق شهرى، روستايى و عشايرى و ضرورت ايجاد تحول در مسائل جمعيتى به منظور مساعد كردن نيروى اصلى چرخهاى اقتصادى براى رسيدن به توسعه و اهداف اقتصادى از اهم مسائل اقتصاد سياسى است كه به لحاظ عمومى بودن اين امور به مسؤوليتهاى دولت باز مىگردد. [١]
بُعد سياسى مسأله جغرافياى اقتصادى جمعيت را مىتوان در سياستهاى استعمارى بوضوح مشاهده كرد كه چگونه از انبوه جمعيت بيكار به عنوان نيروى كار ارزان قيمت استفاده مىشود و در اندك مدتى، صاحبان سرمايه به انباشت انبوه ثروت نائل مىآيند. آمارها در شرايط اوليه توسعه اقتصادى غرب از بالا بودن رشد جمعيت حكايت دارد. در حالى كه اين روند در شرايط توسعهيافتگى به شدت كاهش يافته است.
رابطه فقر با رشد جمعيت در كشورهاى توسعه نيافته، قابل انكار نيست چنان كه استفاده ابزارى از نيروى كار ارزان، صاحبان قدرت را به بدترين شكل استثمار در كشورهاى با جمعيت انبوه كشانيده است.
در حقيقت اين تحليل منفى از رشد جمعيت در جهان توسعه نيافته از ديد سياسى، يك طرف قضيه است و طرف ديگر آن را بايد با توجه به تحولات تركيب جمعيتى در شرايط رشد جمعيت جهان كه به تغييرات اساسى به لحاظ نژاد، زبان، فرهنگ و دين مىانجامد مورد بررسى قرار داد كه بتدريج تنها مديريت است كه در
[١] . رك: دكتر ابراهيم رزاقى، اقتصاد ايران، جمعيت و نيروى انسانى، ص ٧١-١٢٩، نشر نى، ١٣٦٨.