فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٣١ - مبحث سوم كنترل جمعيت و راههاى آن
دست اقليت صاحب فنآورى باقى مىماند و در آينده مىتواند براى قدرتهاى اقتصادى استثمارگر خطراتى به بار آورد. بر اساس اين ديد، غرب روشهاى حتى غير انسانى كاهش رشد جمعيت خود را بر ديگر كشورها تحميل مىكند و حتى تجربه خود را كه كاهش رشد در حال توسعه بوده، به ديده انكار مىنگرد. [١]
مبحث سوم: كنترل جمعيت و راههاى آن
جمعيت پانصد ميليون نفرى جهان در سال ١٦٥٠ پس از گذشت [٢] ٥٠ سال به دو برابر رسيد در حالى كه جمعيت جهان در سال ١٩٧٠ تا سال دو هزار يعنى در مدت سى سال به دو برابر رسيده است. بر همين روال جمعيت ايران كه در سال ١٢٦٠، حدود هفت و نيم ميليون بوده طى ٦٥ سال به دو برابر رسيده است و از سال ١٣٢٥ تا ١٣٥٠ يعنى بيست و پنج سال بالغ بر دو برابر شده و از سال ١٣٥٠ تا ١٣٨٠ يعنى در طول سى سال از دو برابر فزونى يافته است و اكنون هر ساله دو ميليون نفر بر جمعيت كشور افزوده مىشود.٢
مىتوان از اين آمار نسبى، نتيجه گرفت كه رشد جمعيت، حاصل رو به رشد جامعه و بهبود اقتصادى است و توسعه، خود پرورشدهنده عامل ضد خود مىباشد و از سوى ديگر رشد جمعيت در ايران از يك سو نيروى كار لازم براى بهرهبردارى كامل از امكانات وسيع كشور را فراهم مىآورد و از سوى ديگر ايجاد مشاغل جديد را براى هر دو ميليون نفر در هر سال مىطلبد كه با توجه به ظرفيت جغرافياى طبيعى كشور بر اساس برنامههاى صحيح توسعه و الگوهاى ملى و دينى، در مجموع چنين مشكلاتى قابل حل مىباشد.
امروز دنياى غرب در حالى بر كنترل رشد جمعيت و كاهش نرخ رشد اصرار مىورزد كه خود در آغاز عصر توسعه از رشد جمعيت به عنوان يك عامل فزاينده
[١] . همان، ص ٧٧.
[٢] . رك: سالنامه آمارى كشور، سالهاى ٥٣، ٥٥ و ٦٠.