فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠ - ه - حيازت مباحات
اخلاقى در حل مشكل طبقاتى است.
تصويرى كه از انفاق و احسان در قرآن و احاديث آمده به طور كاملاً واضح بيانگر اين نكته اساسى در كيفيت اين دو عمل انسانى و اخلاقى است. [١]
گرچه در فقه، انفاق و احسان دو عمل اخلاقى تلقى شده است لكن تعبير قرآن در اين مورد كه آن دو را نوعى استرداد حق به شمار آورده است: (وَ اَلَّذِينَ فِي أَمْو [٦] [٤] ٨;الِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّٰائِلِ وَ اَلْمَحْرُومِ) [٢] نشان مىدهد كه اين دو دستور هر چند اخلاقى در واقع نوعى اداى حق است كه به نفع نيازمندان در اموال اغنيا، قرار داده شده است. به طورى كه از برخى روايات استفاده مىشود اين حق به جز حقوق مالى واجب است كه بر عهده ثروتمندان تعلق گرفته و يا خواهد گرفت. [٣]
نظارت بر كم و كيف اين نوع حقوق عمومى و نحوه اخذ و استرداد آن به صاحبان شايستهاش از مسؤوليتهاى بسيار مهم دولتى است كه در عين بعد اقتصادى، داراى بعد سياسى، اجتماعى نيز مىباشد.٤
ه - حيازت مباحات
ثروتهاى طبيعى مانند آب (آبهاى سطح الارضى، مانند دريا و آب نهرها و نيز آبهاى تحت الارضى مانند قنات و چاه) [٥] و معادن (چه به صورت معادن آشكار مانند معدن سنگ و يا به صورت معادن تحت الارضى كه بايد استكشاف و استخراج شود مانند: ذغال سنگ و فيروزه)٦ و انواع حيوانات زمينى، دريايى، هوايى و ميوههاى جنگلى و درختان بيابان، گرچه در مالكيت كسى نيست [٧] ولى با حيازت قابل تملك مىباشد.
قاعده اصلى در تملك مباحات از طريق حيازت آن است كه در روايت:
«من سبق
[١] . سوره بقره، آيه ٢٦٥، ٢٦٦ و ٢٦٣ و سوره فرقان، آيه ٦٧ و سوره اسرا، آيه ٢٦ و ٢٩ و نيز رك: وسائلالشيعه، ج ١٦، ص ٢٧٧ و ج ٦، ص ٢٨٠، ٢٨٣، ٢٨٨ و ٣٠١.
[٢] . سوره معارج، آيات ٢٤ و ٢٥.
[٣] . رك: وسائلالشيعه، ج ٦، ص ٢٩.
[٤] . همان، ص ٢٧-٣٢.
[٥] . رك: مفتاح الكرامه، ج ٧، ص ٥٠ و جواهرالكلام، ج ٣٨، ص ١١٦.
[٦] . رك: تذكرهالفقهاء، ج ٢، ص ٤٠٣ و مفتاح الكرامه، همان، ص ٤٢ و جواهرالكلام، همان، ص ١١٠.
[٧] . فقها از اين اموال به «مشتركات» و يا اموال عمومى تعبير نمودهاند.