فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٥ - 2 ساماندهى اقتصادى، هدف راهبردى اسلام
براى جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرحها و برنامههاى سازنده و دربرگيرنده منافع محرومين و پا برهنهها را ارائه دهند و مستضعفان و جهان اسلام را از تنگنا و فقر معيشت بيرون آورند. [١]
ايشان با اين حال تأكيد مىكردند كه پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامههاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايهدارى غرب و اشتراكى شرق بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست و ريشه كن شدن آثار سوء و مخرب آن چه بعد از استقرار نظام عدل و حكومت اسلامى همچون جمهورى اسلامى ايران نياز به زمان باشد ولى ارائه طرحها و اصول جهت گيرى اقتصاد اسلام در راستاى حفظ منافع محرومين و گسترش مشاركت عمومى آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترين هديه و بشارت آزادى انسان از اسارت فقر و تهيدستى به شمار مىرود و بيان اين حقيقت كه صاحبان مال و منال در حكومت اسلامى هيچ امتياز و برترى از اين جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولويتى به آنان تعلق نمىگيرد مسلماً راه شكوفايى و پرورش استعدادهاى خفته و سركوب شده پا برهنگان را فراهم مىكند. [٢]
به اعتقاد امام (ره) نفوذ سرمايهداران در اركان تصميم گيرى نظام اسلامى موجب تحميل انديشههاى سودجو يا اهداف و خواستههاى آنان بر طبقه محروم و زحمتكش خواهد بود و خود مانع مشاركت عمومى و رواج اخلاق كريمه و ارزشهاى متعالى خواهد گشت. [٣]
امام (ره) همواره انقلاب اسلامى را انقلاب محرومان و مستضعفان توصيف مىكرد و آنان را صف مقدم مبارزان مىشمردند و پيروزى انقلاب اسلامى را مرهون جانفشانيهاى آنان مىدانستند و معتقد بودند كه سرمايهداران و طبقه بى درد نقشى در انقلاب نداشتهاند و در يك كلام انقلاب اسلامى را ستيز فقر و مبارزه مستضعفان با مستكبران معرفى مىنمودند. [٤]
[١] . همان، ج ٢٠، ص ١٢٨.
[٢] . پيشين.
[٣] . پيشين.
[٤] . پيشين، ج ٧، ص ١٤؛ ج ٤، ص ١١٢؛ ج ٩، ص ٢٧١؛ ج ١٥، ص ٢١٦؛ ج ١٧، ص ٢٢؛ ج ١٨، ص ٦٢؛ ج ١٦، ص ٤٣.