فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٩ - مبحث سوم سازماندهى مبارزه با فقر
مبحث سوم: سازماندهى مبارزه با فقر
به جرأت مىتوان گفت كه در ميان مشكلات عديدهاى كه فقرزدايى با آنها دست به گريبان مىباشد، سازماندهى مبارزه با فقر از دشوارترين آنها به شمار مىرود.
نخستين سؤالى كه در اين مورد به نظر مىرسد اين است كه آيا مسؤوليت سازماندهى بايد بر عهده دولت باشد و يا نهادهاى مردمى كه با امكانات دولتى پشتيبانى مىشوند بايد اين مسؤوليت را برعهده بگيرند و به طور خوشهاى عمل نمايند.
در تصوير هر دو نوع سازماندهى مىتوان از نظام تركيبى بدن در سوخترسانى كليه سلولها بهره گرفت كه به جز ساختار جهازهاى اصلى بدن مركز فرماندهى آن در مغز استقرار دارد و هماهنگى بين همه اجزاى اين سيستم شرط موفقيت در اين سازماندهى مىباشد.
هر كدام از اين دو نوع سيستم، محسّنات و معايب خود را دارد و در جمع ترجيح هر كدام نسبت به ديگرى، پىآمدهاى ناگوارى را به دنبال دارد. هم اكنون در جمهورى اسلامى ايران سه نوع سازمان، دست اندر كار خدمات حمايتى در راستاى فقرزدايى هستند:
نوع اول: سازمانهايى چون سازمان بهزيستى، صندوق بازنشستگى و طرح شهيد رجايى كه به صورت دولتى عمل مىكنند.
نوع دوم: سازمانهايى چون كميته امداد، جمعيت هلال احمر، انجمن حمايت از زندانيان كه به صورت تركيبى از امكانات دولتى و كمكهاى مردمى به حمايت از افراد نيازمند اشتغال دارند.
نوع سوم: مراكز كاملاً مردمى مانند خيريهها، صندوقهاى قرضالحسنه و مجموعههاى خصوصى كمك رسانى به افراد و خانوادههاى بى بضاعت هستند كه هزينههاى خود را از طريق كمكهاى مردمى تأمين مىكنند.
مهمترين مسأله در سازماندهى مبارزه با فقر، نحوه مسؤوليت و پاسخگويى مركزى است كه تصميمگيرى و اجرايى را در سازماندهى فقرزدايى برعهده مىگيرد