فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥ - الف - استراتژى اقتصادى
برخورد خواستهاى ناهمگون و اثرگذارى و اثر پذيرى عوامل گوناگون را به خوبى بشناسد و روشى را اتخاذ نمايد كه حداكثر بهرهورى از امكانات موجود را داشته و راه رسيدن به اهداف اقتصادى از پيش تعيين شده را هموار سازد» [١] .
در هر حال امروز كه در دنيا سياست، در خدمت سوداگران اقتصادى و اقتصاد در خدمت بازيگران سياسى است، اقتصاد سياسى مىتواند از آن دسته واژههايى محسوب گردد كه همه كس معنى آن را مىفهمد ولى اكثر آنها قادر به تعريف دقيق آن نيستند. [٢]
در حوزه فقه سياسى، منظور از اقتصاد سياسى در واقع بررسى سياستهاى كلى است كه دولت اسلامى را قادر به رهيافت به اهداف اسلامى در زمينه توزيع عادلانه ثروت نموده و بجاى تكاثر، تفاخر، فقر، تضاد طبقات، لعب با اموال، لهو و دلبستگى به دنيا، بخل، اسراف، تبذير، وابستگى و فراموشى از خدا و خويشتن، جامعه را به انفاق، برادرى، مساوات، وارستگى، ايثار، فقرزدايى، خودكفايى، رشد و توسعه سوق دهد و زمينه تحقق قسط را فراهم آورد.
با توجه به مسائل جديد اقتصاد سياسى مىتوان گفت اين عنوان در درون فقه سياسى شامل هر گونه نظريه، روش و الگويى است كه بتواند مشكلاتى چون «وابستگى اقتصادى»، «دوگانگى بين اقتصاد سنتى و اقتصاد مدرن»، «عدم موازنه و همگونى بين توليد، توزيع، خدمات و مصرف»، «سطح پايين درآمد سرانه»، «تورم و گرانى»، «نرخ رشد بالاى جمعيت»، «سياستهاى تك محصولى»، «فرار سرمايهها»، «بيكارى آشكار و پنهان»، «كم كارى و عدم وجدان كارى»، «كمبود نيروى انسانى ماهر و متخصص» و نظاير آن را حل نمايد و راه را براى امكان تحقق عينى احكام و مقررات و اهداف اقتصادى اسلام باز نمايد.
[١] . همان، ص ٣١.
[٢] . در مفهوم امروزى «استراتژى» فن مديريت و هدايت كليه منابع جامعه در جهت تحقق و نيل به هدف مشخصى مىباشد. رك: ناصر ثقفى عامرى، استراتژى و تحولات ژئو پلتيك، ص ٢.