فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢١٣ - ز - روش مناسب اقتصاد سياسى اسلام
مىزند مشروط بر آن كه همه صفات و خصايص امامت از قبيل: فقاهت، عدالت، مديريت، آگاهى و آشنايى به همه جوانب اجتماعى حوزه امامت را دارا باشد.
در روششناسى امامت در اقتصاد سياسى اسلام همواره يك دوگانگى در پيش رو قرار دارد و در اين روش سعى مىشود كه اين دوگانگى با فقاهت و فرهيختگى حل و فصل گردد.
اصول قانونمند نظام يافته اسلام از يك سو و شرايط موجود كه احياناً هنجارهاى مخالف شريعت را مىطلبد از سوى ديگر دو محور تضاد و دوگانگى در روششناسى امامت را تشكيل مىدهند. امام شخصيتى است ممتاز، كه فقاهت و فرهيختگى را يكجا داراست و بايد از ميان اين پاردايمها راه حلى براى جامعه اسلامى پيدا كند و با خط مشىهايى كه هم اصول شريعت و هم رعايت شرايط گوناگون اجتماعى را دربر دارد روش اقتصاد سياسى جامعه اسلامى را تبيين نمايد.
بىگمان ناتوانى روش ارائه شده در سازماندهى انطباق شريعت و سازگارى با شرايط تغييرناپذير جامعه بدان معنى تفسير خواهد شد كه امامت جامعه از ابتدا واجد شرايط لازم نبوده و يا در ميانه راه برخى از آنها را از دست داده است.
روش ارائه شده نمىتواند تقليدى يا التقاطى و يا اقتباس كوركورانه از الگوهاى غير اسلامى باشد و شريعت فداى نتيجه گردد. چنان كه تعبد متعصبانه به اصول و ضوابط شريعت بدون توجه به راهكارهاى تجربه شده و مقتضيات زمان نيز به عنوان روش مردود، نمىتواند قابل توجه باشد.
در حوزه بحث اقتصاد اسلامى، امامت جامعه اسلامى به معنى يك اقتصاددان اسلامى تفسير نمىشود كه صرفاً به خاطر فقاهت و اجتهاد مطلقى كه دارد از ديگران متمايز مىباشد بلكه بايد به او به عنوان يك مهندس حرفهاى نگريست كه در كنار دانش لازم براى طراحى مهندسى، تجربه و آگاهى از موقعيت و همه مسائل مربوط به پروژه را داراست و قدرت منطبق نمودن قواعد علمى مهندسى با شرايط پروژه را نيز آزموده است.