فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٣٩ - ه - قلمرو رضامندى
جانب طبقات محروم و كم درآمد هرگز تحقق نمىپذيرد. بنابراين آزادى در اقتصاد آزاد با رضامندى فرد و جامعه فاصله دارد و گاه از تحصيل آن عاجز مىماند.
اگر عنصر امنيت را حتى براى سرمايه و نظام سرمايهدارى لازم و ضرورى به شمار آوريم، بىگمان آزادى هرگز امنيت تضمين شده را در اختيار ندارد. در حالى كه رضامندى فرد و جامعه در معادلات اقتصادى مىتواند چنين تضمينى را با خود همراه داشته باشد.
ه - قلمرو رضامندى
آزادى به مفهوم ليبراليستى الزاماً آزادى جامعه را به همراه ندارد، توسعه آزاديهاى فردى همواره يك سلسله تضييقات براى اقشار محروم و كم درآمد را به دنبال مىآورد كه جامعه را وابسته و در جمع با سلب آزاديهاى جمعى همراه مىباشد. در اقتصاد آزاد، آزادى به نفع سرمايه و سرمايهدار مىانجامد و اكثريت جامعه را به اقليتى وابسته مىكند و همواره معادلات اقتصادى هر چند براساس آزادى طرفين استوار است اما تنها صاحبان سرمايه و نفوذ اقتصادى هستند كه امكان استفاده از آزادى براى آنان فراهم مىباشد.
تنها نارضايتى اكثريت نيست كه نحوه استفاده از آزادى اقليت سرمايهدار به سلب آزادى از اكثريت مىانجامد.
تلطيف روابط اقتصادى و اجتماعى، همبستگى، هميارى و همكارى از آثار رضامندى در نظام اقتصاد سياسى اسلام است كه همه اين آثار هر كدام به نوبه خود در شكوفايى و توسعه اقتصادى عناصر ارزشمندى به شمار مىآيند.
در حالى كه رقابت ناسالم، خصومت، دوگانگى، ناهمگرايى، ظلمهاى قانونى، سركوب و فشار بر طبقات ضعيف از آثار آزادى در اقتصاد ليبراليستى است كه هر كدام به نوبه خود مانعى بر سر راه توسعه اقتصادى اجتماعى مىباشد.
به طور كلى رضامندى فرد در خصوص مسائلى كه پيرامون او مىگذرد و نيز در رابطه با مسائل اجتماعى بين نوع تفكر فرد و عقلانيت او است، با توسعه رضامندى فردى بتدريج رضامندى جمعى و اجتماعى شكل مىگيرد كه خود بهترين شاخص