فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٦٧ - مبحث سوم تجارت خارجى و مسائل بينالمللى
نابرابرى در تجارت خارجى را در دوران قاجار و نيز پهلوى مىتوان مشاهده نمود.
عدم موفقيت يك كشور در تجارت خارجى فاجعه بزرگى را در پى دارد كه چيزى جز متلاشى شدن بازرگانى داخلى و فروپاشى اقتصاد ملى نيست. به عنوان مثال در دو گزارش از دو سياح ونيزى و آلمانى مىخوانيم كه در بازديدهاى خود از شهر كاشان رونق اقتصادى اين شهر را بويژه در نساجى با شگفتى ياد كردهاند به طورى كه اگر شخصى مىخواست در يك روز ده ميليون (واحد پول آن زمان) خرج كند مىتوانست به قدر كافى پارچه در بازارهاى كاشان پيدا نمايد. همين شهر در سايه تجارت خارجى غلط، بتدريج واحدهاى صنعتى و تجارى خود را از دست داده و به اراضى باير تبديل مىشود. [١]
شركاى تجارى ايران در قرن نوزدهم، روسيه و انگلستان بودند كه با سياستهاى استعمارى خود، وضع اقتصادى كشور را روز به روز به وخامت مىكشاندند. بعد از انقلاب مشروطيت، پاى شريك سومى به بازارهاى ايران گشوده شد كه از آن مىتوان به سرآغاز استعمار امريكا در ايران نام برد.
ورود نفت به عرصه بارزگانى خارجى ايران، و انعقاد قرارداد كنسرسيوم نابرابريها را دو چندان نمود و پاى استعمار را در تجارت خارجى استحكام بخشيد و بحرانهاى اقتصادى را به دنبال آورد و به استقلال گمركى ايران لطمههاى جبران ناپذيرى وارد نمود. [٢]
انحصار بازرگانى خارجى ايران نخستين گامى بود كه با تصويب قانون آن در سال ١٣٠٩، تجارت خارجى در انحصار دولت قرار گرفت، لكن ضعف ماهوى اين قانون كه بر نظارت دولت به جاى انحصار تأكيد داشت نتوانست روح استعمارى حاكم بر تجارت خارجى ايران را از ميان ببرد و اصلاحيههاى بعدى اين قانون، ماهيت سهميهبندى را در سيستم تجارت خارجى آشكار نمود.
به رغم بهبودى نسبى كه از طريق اين قانون در تجارت خارجى به دست آمد
[١] . رك: باستانى پاريزى، سياست و اقتصاد در عصر صفوى، ص ٩٦؛ و امير اشرف آريانپور، «پانصد سال روابط ايران و آلمان» در مجله هنر و مردم، شماره ١٤٦، آذر ماه ١٣٥٣.
[٢] . رك: رضا صفىنيا، استقلال گمركى ايران، ص ٢٤٠.