فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٦ - ه - روششناسى ديگر در اقتصاد سياسى اسلام
بكارگيرى قواعد خاص به دست مىآيد. روش اجتهاد به طور سنتى به رغم اختلاف نظرهايى كه در ماهيت و نحوه كاربرد آن وجود دارد امرى شناخته شده است و در يك كلام روششناسى اقتصاد اسلامى در تبيين اجتهاد خلاصه مىشود. لكن عناصر متفاوتى كه در فهم نصوص و ديگر ادله فقهى مانند عرف، مؤثر مىباشند نبايد در روششناسى اقتصاد اسلامى از نظر دور نگاه داشته شود. عواملى مانند:
زمان و مكان در ارزيابى و فهم نصوص تأثير فراوانى دارند. اين كه نص مورد استناد در چه زمانى و در كدام مكان و با چه شرايطى بيان شده چه به لحاظ اعتبار نص و چه به لحاظ مفهوم و دلالت نص اثرگذار است و از اين رو است كه گاه بررسى زمان و مكان صدور نص، ما را به بىاعتبارى نص يعنى «حمل برتقيه» وا مىدارد و گاه قراينى را به وجود مىآورد كه فهم نص را دگرگون مىسازد و به جاى معانى حقيقى، به نص، معانى مجازى تحميل مىكند.
روششناسى اقتصاد سياسى اسلام از اين منظر حائز اهميت بسيار است. فرضاً چشرايط زمان و مكان در بيان مسائل مهمى چون فقر و غنا، عدالت و ظلم، حق و باطل و استضعاف و استكبار به مفهوم اقتصادى و نظاير آنها كه در نصوص اسلامى آمده چه بوده؟ و معنى هر كدام از اين مقولهها در شرايط خاص چگونه ارزيابى مىشود؟
حق رفاه عمومى توسعه اقتصادى «توفيرالفىء» و ميزان مالياتها و چگونگى هزينههاى دولت همه و همه به شرايطى بستگى دارد كه ما از آنها به زمان و مكان تعبير مىكنيم.
روششناسى اقتصاد سياسى اسلام از اين منظر هم اكنون مورد بحث و مناقشات علمى در ميان فقهاست و مرحوم آية الله بروجردى (ره) از مراجع گذشته و حضرت امام خمينى (ره) رهبر كبير انقلاب اسلامى از مناديان و حاميان اين روش در فهم اقتصاد سياسى اسلام مىباشند.
روششناسى به اين معنى با روششناسى اقتصاد به معنى محور چهارم كه پيشتر توضيح داده شد متفاوت است. در روششناسى چهارم، گذشته رابطه اقتصاد با علوم ديگرى چون جامعهشناسى و روان شناسى و غيره مورد بحث قرار مىگرفت