فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٤ - مبحث ششم توسعه اقتصاد ملى
واحدى را تجويز نمايد ولى با وجود تفاوتهاى ماهوى در زمينهها و امكانات توسعه در كشورهاى مختلف مىتوان قاطعانه گفت كه عوامل مشتركى در توسعه نيافتگى كشورهاى جهان سوم وجود دارد كه راهى بجز تقليد از الگوهاى غربى را ارائه مىدهد و آن عوامل عبارتند از: وابستگى به اقتصاد صنعتى غرب، خودباختگى، خود كم بينى، از دست دادن اعتماد به نفس و اتكاء به توانمنديهاى بالفعل و بالقوه خويش.
معمولاً توسعهيافتگى و رشد اقتصادى را چنين تعريف مىكنند: افزايش درآمد ملى، محصول ناخالص ملى، توليد ملى طى زمان طولانى و نيز افزايش ميزان ظرفيت توليد كالاها و خدمات در يك كشور، آهنگ توسعه اقتصادى آن كشور را نشان مىدهد. [١]
در استراتژى توسعه براى رسيدن به چنين حالتى عنصر اصلى، الگويى است كه براى رشد و توسعه مورد استفاده قرار مىگيرد، استراتژىها به همين لحاظ متفاوت و گوناگون هستند كه بر اساس الگوهايى چون توسعه صنعتى، جايگزينى واردات، توسعه كشاورزى، رشد صادرات، خصوصىسازى يا دولتى كردن فعاليتهاى اقتصادى، تغييرات بنيادى در ساختار فرهنگ عمومى، خودكفايى اقتصادى و توسعه فرهنگ و باورهاى ملى تنظيم و قانونمند و برنامهريزى مىشوند.
الگوهاى اقتصادى معمولاً روشهاى تحليلى متكى به اعداد و ارقام و محاسبات رياضى مىباشند كه به نوعى روند واقعى و آينده روشنى را ترسيم مىكنند.
در هر الگوى اقتصادى الزاماً نوعى نوسازى به معنى جايگزين نمودن روشهاى كهنه به وسيله شيوههاى مدرن و مؤثرتر و همچنين بازسازى به معنى تصحيح بنيادين وضعيتهاى موجود ديده مىشود.
هر استراتژى اقتصادى كه دربرگيرنده يك الگوى ويژه توسعه مىباشد نياز به سياستگذارى و برنامهريزى دولتى دارد كه عمدتاً شامل دو بخش بسيار مهم مىباشد.
[١] . رك: دكتر منوچهر فرهنگ، فرهنگ بزرگ علوم اقتصادى، ج ١، ص ٦١٠-٦١١، نشر البرز، ١٣٧١.