فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٢ - مبحث چهارم روششناسى اقتصاد سياسى اسلام
٢.
مطالعه تطبيقى روشهاى مختلف تحقيق در اقتصاد و سودمندى و فراگيرى آنها و درنتيجه بررسى نقطه ضعفها و نقاط قوت روشهايى چون: قياس، استقراء، تجربه و استدلال منطقى.
٣.
رويكرد به هنجارهاى رفتارى عوامل اقتصادى منفرد مانند: عقلانيت، مطلوبيت، حداكثرسازى، نفع شخص و نوع دوستى كه به عنوان پيش فرض در مكاتب مختلف اقتصادى مورد قبول واقع مىشود.
٤.
بررسى محدوده اقتصاد به لحاظ ارتباطى كه با علوم ديگر مانند:
جامعهشناسى، روانشناسى، علوم سياسى، حقوق و فرهنگ اجتماعى دارد. به اين صورت كه آيا مطالعات اقتصادى، اثباتى است يا هنجارى؟ يا يك علم خاص است و يا در رابطه با علوم اجتماعى ديگر قابل تبيين مىباشد؟
به هر حال آگاهى از حوزههاى روششناسى اقتصاد غرب، بسيارى از اقتصاددانان خصوص اقتصاد سياسى اسلام واداشته و به رغم تفاوت ادبيات اقتصاد اسلامى با اقتصاد غرب، نقطه نظرهاى مشابهى در اين زمينه ابراز گرديده است.
بنابراين نقد و نظر در زمينه روششناسى اقتصاد سياسى اسلام مىتواند افقهاى مختلفى را در زمينه مسائل اقتصاد اسلامى روشن نمايد و حتى مباحثى را به جز آنچه كه در غرب تحت اين عنوان ارائه شده در قلمرو اقتصاد اسلامى مطرح سازد كه در فهم صحيح اقتصاد اسلامى مفيد واقع شود.
نخستين پرسشى كه در رابطه با روششناسى اقتصاد سياسى مىتوان مطرح نمود اين است كه آيا حوزههاى چهار گانه روششناسى اقتصاد غرب در مورد اقتصاد اسلامى هم قابل طرح و بررسى هست؟ و يا اين كه بايد به دنبال طرح سؤالى ديگرى رفت؟
بىگمان پاسخ دادن به اين سؤال اندكى مشكل به نظر مىرسد. زيرا حوزههاى مطرح شده در روششناسى اقتصاد غرب، كاملاً متناسب با محتوا و ماهيت اقتصاد غرب مىباشد. با فرض تفاوت ماهوى بين اقتصاد اسلامى و اقتصاد غرب ناگزير بايد از بررسى حوزههاى چهار گانه روششناسى اقتصاد غرب چشم پوشيد.