فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٦ - مبحث اول طبقهبندى سياستهاى حمايتى
دختر) خود در يك خانه پنجاه مترى زندگى مىكنند و هر هفت فرزند وى دانشجو در مقاطع مختلف دانشگاهى هستند و براى مطالعه و خواب مجبورند به خاطر محدوديت جا، شيفتى استفاده كنند و درآمد پدر پير خود را با دقت، صرفهجويى و وسواس بر همه هزينههاى داخل و خارج خانه سر شكن كنند.
بىگمان اشتغال به تحصيل اعضاى اين خانواده به رغم نياز مادى و امكان كار كردن براى درآمد اضافى، ستودنى است اما ملاحظه تعداد چنين خانوادههايى در جامعه و خانوادههاى مشابه آن، حداقل سياستگزاريها جهت اجراى شيوههاى كاربردى براى فقرزدايى را دچار اشكال مىسازد.
تفاوت نيازهاى اين دو گروه از خانوادهها راه حلهاى كاملاً متفاوتى را مىطلبد. بر اين دو گروه بايد گروه سومى را افزود كه اعضاى آن، تركيبى از خصوصيات دو گروه قبلى را دارند و در ميان اعضاى آنها افراد معلول، از كار افتاده و ناتوانى كه قادر به كار نيستند وجود دارد كه قهراً فقرزدايى در مورد اين گروه از خانوادهها تركيبى از دو راه حل در گروه اول را مىطلبد.
همچنين افراد «بالقوه توانمند كار» با توجه به نوع توانايى بالقوه، ميزان تخصص، ميزان تحصيل و شرايط سنى و جسمى راه حلهاى متفاوت را طلب مىكنند و افراد ناتوان از نظر كارى نيز شامل معلولان جسمى، ذهنى، كودكان، خانوادههاى زندانيان، آسيبديدگان حوادث، افراد مسن و از كار افتاده مىگردد كه هر كدام راه حل مناسب خود را مىطلبد.
اين راه حلها بايد با محاسبات دقيق شرايط حاكم بر سه گروه از خانوادههاى فقير از ميان گزينههاى چون:
ايجاد زمينه اشتغال، پوشش بيمههاى اجتماعى، تسهيلات لازم براى نگهدارى، آموزشهاى حرفه و فن، تأمين مسكن دايم يا موقت، سهميه ارزاق و كالا، پرداخت مستمرى، پرداختهاى غير مستمر و نظاير آن، انتخاب و وضع معيشتى آنها سامان داده شود.
وجه غالب در وضعيت هر خانواده را نمىتوان معيار در اين تقسيمبندى سهگانه دانست، زيرا ممكن است برآورد هزينههاى ضرورى خانوادهاى كه دو فرزند